سيمان‌ + صادرات‌ = ؟

 همه‌ از خم‌ شدن‌ كمر در زير بار ساختمان‌ مي‌نالند. همه‌ سعي‌ مي‌كنند از زير بار ساختن‌ خانه‌ يه‌ طوري‌ فرار كنند به‌ جزء به‌ ساز و بفروش‌ها كه‌ آنان‌ حرفه‌اي‌ عمل‌ مي‌كنند و حساب‌ خودشان‌ را از جيب‌ خريداران‌ بينوا برداشت‌ مي‌كنند. الان‌ در شهر كه‌ براي‌ ساختمان‌ بنا بخواهي‌ كمتر از حداقل‌ 15 هزار تومان‌ حاضر نيست‌ بيايد يا كارگر ساده‌ بنايي‌ كمتر از 8 تا 10 هزار تومان‌ اصلالش‌ حاضر نيست‌ جواب‌ سلام‌ كسي‌ را بدهد يا بماند كه‌ نقاشي‌ ساختمان‌ چقدر فقط‌ پول‌ دستمزد متري‌ را مي‌گيرد يا حتي‌ پلاستر كار زير گچ‌ كاري‌ يا خود گچ‌ كار متري‌ چقدر پول‌ مي‌گيرد بماند. تا اينجا به‌ طور اجمالي‌ بحث‌ سر دستمزد ماسه‌ شسته‌ 110 هزار تومان‌ است‌ تازه‌ آن‌ هم‌ كه‌ پر و پر نيست‌.

 يك‌ پاكت‌ سيمان‌ نزديك‌ به‌ 2500 تا 3 هزار تومان‌ است‌

 و اما داستان‌ سر سيمان‌ را مي‌خواهم‌ يك‌ كم‌ بازتر نمايم‌ در خبري‌ كه‌ خوانده‌ بودم‌ نوشته‌ شده‌ بود با صدور 10 هزار تن‌ سيمان‌ از خوزستان‌ به‌ عراق‌ موافقت‌ شد.

 اگر اين‌ سيمان‌ها به‌ عراق‌ صادر نشود شما فكر نمي‌كنيد كه‌ مردم‌ بيشتر رغبت‌ مي‌كنند كار ساختمان‌ سازي‌ را انجام‌ بدهند جون‌ وقتي‌ سيمان‌ صادر نشود طبعاً قيمت‌ به‌ نصف‌ الان‌ بازار مي‌رسد و سيمان‌ فروش‌ مي‌خواهد با 200 تومان‌ هم‌ شده‌ پاكت‌ سيمان‌ را رد كند اما وقتي‌ كمبود باشد معلوم‌ است‌ كه‌ پاكت‌ سيمان‌ به‌ سه‌ هزار تومان‌ مي‌رسد و تازه‌ كسي‌ هم‌ نمي‌خريد چون‌ پول‌ ندارد كه‌ اينقدر گران‌ خانه‌ را بسازد تا موزائيك‌ مانده‌ سراميك‌ها مانده‌ و از همه‌ مهمتر تيرچه‌ بلوك‌ سقف‌ كه‌ نزديك‌ به‌ 5/1 ميليون‌ تومان‌ به‌ علت‌ گراني‌ سيمان‌ است‌ مي‌رسد. بهتر نيست‌ مسئولين‌ ذيربط‌ كمتر سيمان‌ را صادر كنند تا مردم‌ با خيال‌ راحت‌تر سيمان‌ 1000 تومان‌ خريداري‌ نمايند و همه‌ بتوانند طبقه‌ دومي‌ هم‌ به‌ سازند براي‌ فرزندانشان‌ و اگر همه‌ چيز اين‌ كشور به‌ صادرات‌ ختم‌ بشود در آينده‌ چه‌ خواهد شد. صادرات‌ اندازه‌ دارد براي‌ يك‌ خانه‌ 90 متري‌ طبقه‌ دوم‌ مي‌بايستي‌ 17 ميليون‌ تومان‌ خرج‌ برداشته‌ كه‌ اگر با سرانگشتي‌ حساب‌ كنيم‌ كارخانه‌ سيمان‌ و ماسه‌ و موزائيك‌ گران‌ بشود حتي‌ دستمزد بنا و كارگر بالا مي‌رود و تازه‌ وقتي‌ به‌ اين‌ خبر درست‌ نگاه‌ كنيم‌ مي‌بينيم‌ كارخانه‌ سيمان‌ بهبهان‌ در اواخر اسفند ماه‌ 25 هزار تن‌ سيمان‌ به‌ عراق‌ صادر نموده‌ است‌ ما بايد يك‌ كمي‌ به‌ فكر رفاه‌ حال‌ مردم‌ داخل‌ كشور باشيم‌ درست‌ است‌ امروز دلار حرف‌ اول‌ را در ارزهاي‌ كشور مي‌زند اما همه‌ چيز را نبايد فداي‌ ارز خارجي‌ نمود جداً از مسئولين‌ دست‌اندر كار تقاضا مي‌نمايم‌ كه‌ بگذاريد اول‌ كشورمان‌ از سيمان‌ ارزان‌ اشباح‌ شود تا مردم‌ بتوانند ساز كار ساختمان‌ را ارزان‌ تمام‌ كنند و براي‌ بچه‌ هايشان‌ سرپناهي‌ درست‌ كنند صادرات‌ خوب‌ است‌ اما نه‌ به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ مردم‌ از ترس‌ گراني‌ كمبود سيمان‌ فرار از اين‌ شهر نمايند البته‌ اگر بگويم‌ سيمان‌ مي‌گويد سيمان‌ فراوان‌ است‌ اما به‌ چه‌ قيمتي‌ به‌ چه‌ ضرر و زياني‌.

 در پايان‌ با يك‌ برنامه‌ صحيح‌ مردم‌ را به‌ ساختن‌ طبقه‌ دوم‌ خانه‌هايشان‌ براي‌ فرزندانشان‌ تشويق‌ كنيد به‌ اميد روزي‌ كه‌ سيمان‌ 500 تومان‌ بشود.

 جهان‌ صنعت‌ شماره‌ 550 شنبه‌ 2/2/1385 ص‌ 4.

 

بانكها چگونه‌ تعادل‌ اقتصادي‌ راخراب‌ مي‌نمايند   

 اقتصاد بانكي‌ ايران‌ به‌ كجا مي‌رود يك‌ نوع‌ سر در گمي‌ بين‌ بانكها و اجرائيات‌ سايه‌ انداخت‌ بدون‌ اينكه‌ خودشان‌ خبر داشته‌ باشند اين‌ سر در گمي‌ به‌ يك‌ اقتصاد بن‌بست‌ تهاجمي‌ فرهنگ‌ ورشكستگي‌ در جامعه‌ منجر مي‌شود اين‌ ورشكستگي‌ همه‌ متوجه‌ به‌ ظلمي‌ شايد نباشد شايد بگويند اقتصاد ما پوياست‌ اقتصاد ما رو به‌ ترقي‌ مي‌رود اما يك‌ جنبه‌ اقتصاد را شرح‌ مي‌دهيم‌ تا ببينيم‌ هماهنگي‌ بين‌ مسئولين‌ اجرايي‌ كشور و بانكها چگونه‌ تعادل‌ اقتصادي‌ جامعه‌ را خراب‌ مي‌نمايند و خواهد نمود.

 فكر كنيد از مسئولين‌ اجرايي‌ كشور (شهرداريها، اداره‌ راهنمايي‌ و رانندگي‌، سازمان‌ ترافيك‌ شهري‌، نيروهاي‌ انتظامي‌، حتي‌ مسئولين‌ بالاتر) چقدر شنيده‌ايد كه‌ بابا فكري‌ به‌ حال‌ ترافيك‌ و خيابانهاي‌ تنگ‌ كلان‌ شهري‌ بنمايد. داد مسئولين‌ اداره‌ ترافيك‌ شهرهاي‌ كلان‌ گوش‌ آسمان‌ را كر كرده‌ آقا شما كه‌ ماشين‌ نو (حالا كار نداريم‌ گاز سوز يا بنزين‌ سوز هستند يا مي‌شوند) عين‌ قوطي‌ كبريت‌ توي‌ خيابانها رديف‌ نكنيد كو گوش‌ شنوا از آنجائيكه‌ كشور ما به‌ اصل‌ مالكيت‌ خصوصي‌ براساس‌ دستورات‌ اسلام‌ احترام‌ مي‌گذارد حاضر نيست‌ به‌ زور مثال‌ خيابان‌ 24 متري‌ كه‌ هنوز بعد از درست‌ ده‌ سال‌ مغازه‌هاي‌ مانده‌ كه‌ خراب‌ نشده‌اند خراب‌ كند از آن‌ طرف‌ هم‌ حاضر نيستند پول‌ به‌ مردم‌ بدهند. پس‌ بينابين‌ همينطور بلاتكليف‌ مانده‌ايم‌ خيابان‌ علامه‌ از دروازه‌ به‌ طرف‌ چهارصد دستگاه‌ يا خود فلكه‌ زيتون‌ كارگري‌ به‌ طرف‌ خيابان‌ كارون‌ حصيرآباد و سي‌ متري‌ (شريعتي‌) قبل‌ از انقلاب‌ قرار بود عريض‌ شود بعد از انقلاب‌ هم‌ مخصوصاً بعد از جنگ‌ زمزمه‌ هايي‌ شده‌ بود ولي‌ خوابيد اين‌ زمزمه‌ها  خوابيد. اگر ما مثال‌ مسجدسليمان‌ را ببينيم‌ يا رامهرمز را نگاه‌ كنيم‌ حتي‌ آبادان‌، خرمشهر همه‌ و همه‌ و دزفول‌ يا شوشتر مثل‌ اهواز يك‌ خيابان‌ 50 متري‌ بزرگ‌ كه‌ بگويم‌ اي‌ والله‌ اين‌ خيابان‌ همان‌ خياباني‌ است‌ كه‌ 50 سال‌ ديگه‌ احتياجي‌ نيست‌ دوباره‌ خياباني‌ را خراب‌ كرد. اين‌ مسئله‌ شهرداري‌ و اجرائيات‌ و تكليف‌ مردم‌ و نامتعادل‌ بودن‌ هنوز جمعيتي‌ با خيابانهاي‌ قديمي‌ شهرها و مخصوصاً شهر اهواز. حالا برويم‌ سر اصل‌ مطلب‌ كه‌ اين‌ اصل‌ تهران‌ و شهرهاي‌ ديگري‌ را در بر مي‌گيرد. ما اگر خوب‌ دقت‌ كنيم‌ خواهيم‌ ديد خيابان‌ شاندليزه‌ پاريس‌ چقدر عريض‌ است‌ يا خيابانهاي‌ اصلي‌ شهري‌ در آلمان‌ حتي‌ در لندن‌ و بعد برويم‌ در شهرهايي‌ چون‌ لوس‌آنجلس‌، تگزاس‌ و بقيه‌ شهرهاي‌ آمريكا با اين‌ وجود باز ترافيك‌ است‌ باز داد مردم‌ به‌ آسمان‌ رفته‌ حالا در كشور ما همه‌ مسئولين‌ كشور مي‌دانند خيابانها تنگ‌اند و كفاف‌ اين‌ همه‌ ماشين‌ را نمي‌كنند. خوب‌ مسئولين‌ مي‌دانند كه‌ حجم‌ و گسترش‌ ولو يك‌ ماشين‌ فشار رواني‌ و روحي‌ هم‌ بر انسانها و هم‌ فشارهاي‌ فيزيكي‌ بر مصالح‌ و بقيه‌ نيروهايي‌ كه‌ به‌ خيابان‌ بستگي‌ دارد مي‌آيد عوض‌ اينكه‌ الگوي‌ كارت‌ هوشمندي‌ و يا كوپن‌ بنزين‌ بهترين‌ فرصت‌ است‌ كه‌ مردم‌ اول‌ كمتر ماشين‌ به‌ خيابانها بياورند و در ثانياً مردم‌ را به‌ سوار شدن‌ با ماشين‌هاي‌ شركت‌ واحد (در صورتي‌ كه‌ شركت‌ واحد پر حجم‌ و 24 ساعته‌ عمل‌ نمايند). درون‌ شهر بروند و براي‌ برگشتن‌ از همين‌ ماشين‌ها استفاده‌ كنند ديگر ماشين‌ تا مدت‌ مديدي‌ توليد نكنند ولو براي‌ خارج‌ باشد. اما التماس‌ مردم‌ مي‌كنند ماشين‌ براي‌ داخل‌ توليد نكنيد ماشين‌هاي‌ خارجي‌ هم‌ كه‌ قوز بالا قوز شده‌ البته‌ استحكام‌ و قدرت‌ همه‌ چيز آنها با دوام‌تر و بهتر است‌ اما حرف‌ آخر اينكه‌ بانكها مردم‌ را تشويق‌ مي‌كنند آقا بياين‌ ماشين‌ قسطي‌ بخريد كه‌ چي‌ بشه‌ آيا تا 5 سال‌ ديگه‌ وقتي‌ درون‌ جامعه‌ي‌ كاذب‌ اشباع‌ شد و همه‌ ماشين‌ قسطي‌ خريدند آيا در اين‌ 5 سال‌ همه‌ ماشين‌ها سالم‌ مي‌مانند خير ولي‌ بانك‌ سند خانه‌ يا ضامن‌ را در رهن‌ دارد و خانواده‌ را به‌ هر دليلي‌ از خانه‌ مي‌اندازد و بيرون‌ و خانه‌ را حراج‌ مي‌كند و آنگاه‌ خانواده‌ها به‌ هر دليلي‌ بي‌پدر يا با پدر مفلوك‌ و بدهكار زير بار قرض‌ رفته‌ بايد به‌ كرايه‌ نشين‌ بروند اگر آنها هم‌ كه‌ چيزي‌ ندارند بايد روانه‌ زندان‌ بشوند. اين‌ چه‌ صيغه‌اي‌ است‌ كه‌ بيايد ماشين‌ قسطي‌ بخريد آقايان‌ اقتصاد دان‌ آقايان‌ محترمي‌ كه‌ تصميم‌ مي‌گيرند كمتر ماشين‌ نو در خيابانها بريزند در عوض‌ ماشين‌هاي‌ عمومي‌ را بيشتر كنيد والله‌ ماشين‌هاي‌ عمومي‌ هم‌ هزينه‌ كمتر دارد هم‌ پول‌ خودشان‌ را مي‌آورند اينقدر مردم‌ را تشويق‌ به‌ تجمل‌ گري‌ نكنيد كه‌ هر روز عصر هر ماشين‌ با يك‌ سرنشين‌ در خيابانها مانور مي‌دهد به‌ جاي‌ دو ساعت‌ كه‌ با واحد برود و كارش‌ را انجام‌ دهد و بر گردد مي‌بيني‌ 5 ساعت‌ يا بيشتر فقط‌ در ترافيك‌ گير كرده‌ هم‌ وقت‌ هم‌ سرمايه‌ هم‌ استهلاك‌ و همه‌ چيز جامعه‌ به‌ هدر رفته‌ بي‌خود و بي‌جهت‌ برادراني‌ كه‌ تصميم‌ مي‌گيريد كه‌ مثال‌ در بانك‌ ملت‌ 1000 ريو يا در بانك‌ ملي‌ 50 يا بيشتر يا كمتر ماشين‌ جايزه‌ مي‌خواهيد بدهيد چرا تشويق‌ نمي‌كنيد كه‌ اتوبوس‌ واحد جايزه‌ دهيد به‌ شرطي‌ كه‌ 5 سال‌ براي‌ شهرداري‌ كار كند چرا ميني‌بوس‌ جايزه‌ نمي‌دهيد به‌ شرطي‌ كه‌ مسافركشي‌ كند و مردم‌ را از زير بار گراني‌ كرايه‌ها نجات‌ دهيد اين‌ چه‌ داستاني‌ است‌ مثال‌ اين‌ بانك‌ ملت‌ هزار تا ريو جايزه‌ مي‌دهد.

 در پايان‌ از رئيس‌ جمهور محترم‌ بايد تقاضا كرد به‌ اين‌ نكته‌ تكيه‌ كنند كه‌ ايران‌ خودرو بايد ميني‌بوس‌ و اتوبوس‌ به‌ جاي‌ سواري‌ بسازد و بفروشد صنايع‌ اتومبيل‌ سازي‌ با اين‌ فقر خياباني‌ و فقر فرهنگي‌ رانندگي‌ بايد فقط‌ براي‌ خارج‌ كار كند و بس‌ اميدوار هستم‌ اين‌ نقد را بپذيريد كه‌ جامعه‌ درون‌ شهري‌ ما رنج‌ مي‌برد و دارد درد مي‌كشد هر روز هم‌ ماشين‌هاي‌ جديدي‌ روي‌ سينه‌اش‌ فشار مي‌آورند نه‌ تا يك‌ روز در زير اين‌ فشار جان‌ بدهد.

يك‌ محقق‌ ايراني‌ رباتي‌ ساخت‌ كه‌ طي‌ 24 ساعت‌ بدون‌ دخالت‌ انسان‌ 200 متر مربع‌ ساختمان‌ را بناء م

يك‌ محقق‌ ايراني‌ رباتي‌ ساخت‌ كه‌ طي‌ 24 ساعت‌ بدون‌ دخالت‌ انسان‌ 200 متر مربع‌ ساختمان‌ را بناء مي‌نمايد.

 گفتي‌ چي‌ جلاله‌ خالق‌ مي‌پرسي‌ مگه‌ امكان‌ دارد والله‌ اين‌ خبر كه‌ اين‌ طور مي‌گويد آره‌ آره‌ بابا سيمان‌ خودش‌ مي‌خرد آب‌ خودش‌ مي‌آورد سيمان‌ خودش‌ درست‌ مي‌كند آجرها را خودش‌ مي‌چيند ستونها را خودش‌ جوش‌كاري‌ مي‌كند فقط‌ فقط‌ بساز به‌ فروش‌ها كافيه‌ يكي‌ دو تا از اينها را سفارش‌ بدهند. يا مسكن‌ و شهرسازي‌ آره‌ مي‌دونم‌ مي‌خواهي‌ بگويم‌ نان‌ بساز و بفروش‌ ما توي‌ روغن‌ است‌. خوبه‌ ديگه‌ همين‌ است‌ كه‌ تو مي‌گي‌: اول‌ كارگر ديگه‌ نيست‌ كه‌ از كار به‌ عنوان‌ حق‌الزحمت‌ استراحت‌ مي‌كند يا بنا با ناز و ادعا بخواهد سنگ‌ روي‌ سنگ‌ بگذارد بله‌ دوست‌ عزيز دانشمند ايراني‌ كه‌ بنام‌ دكتر بهرخ‌ خوشنويس‌ در دانشگاه‌ كاليفرنياست‌ و سمت‌ استادي‌ دارد در بين‌ 4300 نفر كه‌ بنام‌ سيستم‌ رباتيك‌ ابداعي‌ برگزار شد اين‌ دانشمند ايراني‌ به‌ دليل‌ اينكه‌ ربات‌ سازند خود مي‌تواند ظرف‌ 24 ساعت‌ شيك‌ترين‌ خانه‌ را بسازد و تحويل‌ دهد مورد تشويق‌ قرار گرفت‌ و شايد جايزه‌ي‌ را هم‌ برده‌

 در پايان‌ سوال‌ اينست‌ كه‌ ما مي‌توانيم‌ دانشمندان‌ اتمي‌ را در كشور داشته‌ باشيم‌ كه‌ با جان‌ و دل‌ كار مي‌كنند و موجب‌ موافقت‌ شدند چرا نمي‌توانيم‌ دانشمندان‌ ايراني‌ را در كشورهاي‌ ديگر راضي‌ كنيم‌ كه‌ بيايند و در خدمت‌ ايران‌ اسلامي‌ باشند اميدوار هستيم‌ وزارت‌ مسكن‌ و شهرسازي‌ اين‌ خبر را فراموش‌ نكند تا مي‌توانند با اين‌ دانشمند تماس‌ بگيرند شايد مشكل‌ مسكن‌ انشاءالله‌ در آينده‌اي‌ نه‌ چندان‌ دور با اين‌ رباتيك‌ حل‌ شود و خانه‌ سازي‌ را به‌ توليد انبوه‌ برساند.

آينده‌اي‌ روشن‌ براي‌ ساختمان‌ سازي‌

 عجب‌ خبري‌ واقعاً انسان‌ انگشت‌ به‌ دهان‌ مي‌ماند انسان‌ با خود فكر مي‌كند كه‌ با اين‌ خبر كار هر چه‌ بنا و شاگرد بنا سفيدكار و پلاستر كار است‌ پايان‌ يافته‌ و بايد به‌ آنان‌ گفت‌ برويد و فكر كار ديگه‌ بكنند. از طرفي‌ بساز و بفروش‌ها هم‌ با خيال‌ راحت‌ مي‌توانند خانه‌هاي‌ ارزان‌تر از الان‌ بسازند و در اختيار مردم‌ قرار دهند اصلالش‌ با اين‌ تحول‌ دولت‌ يعني‌ وزير مسكن‌ و شهرسازي‌ حتماً دستها را بالا مي‌زند و در توليد انبوه‌ مسكن‌ گوي‌ سبق‌ را از همه‌ جهان‌ خواهد گرفت‌.

 نه‌ نه‌ اين‌ حرف‌ را نزن‌ من‌ قبول‌ ندارم‌ يعني‌ مي‌خواهي‌ بگوي‌ باز بايد جلسه‌ گرفت‌ بايد بودجه‌ در كريدورهاي‌ مجلس‌ و شوراي‌ نگهبان‌ و وزارت‌ مسكن‌ و شهرسازي‌ با پاي‌ خودش‌ بدود تا از خستگي‌ وا برود من‌ كه‌ اين‌ حرف‌ تو را قبول‌ نداريم‌.

 اما مي‌خواهي‌ بدوني‌ چيه‌ بهت‌ بگم‌ صبر داشته‌ باش‌ ديدي‌ وقتي‌ كوزه‌گري‌ را كه‌ تشنه‌ است‌ از كوزه‌ شكسته‌ آب‌ مي‌خورد حالا كار ما شد به‌ جاي‌ اينكه‌ اين‌ همه‌ بزنيم‌ توي‌ سر كه‌ مسكن‌ نداريم‌ و هي‌ مسكن‌ مسكن‌ بكنيم‌ بيايم‌ به‌ مردم‌ وعده‌ بدهيم‌ كه‌ با آوردن‌ اين‌ دانشمند محترم‌ ايراني‌ ديگه‌ همه‌ چيز دربارة‌ مسكن‌ راست‌ و ريس‌ شده‌. اي‌ اي‌ واي‌ سوالي‌ مي‌كني‌ اين‌ دانشمند مگه‌ چكار كرده‌ است‌.

 والله‌ كاري‌ كرده‌ كه‌ بايد به‌ فكر باشيم‌ تا زود است‌ حتي‌ بگم‌ از نان‌ شب‌ واجب‌تر شده‌ با هر ترفندي‌ او را به‌ كشور بياوريم‌.

 خوبه‌ خوبه‌ جانت‌ به‌ لب‌ رسيده‌ الان‌ مي‌گم‌ چطور براي‌ هر چيزي‌ كه‌ بايد بشنوي‌ تحمل‌ داري‌ براي‌ اين‌ كار كه‌ اساس‌ زندگي‌ و كار و ديدگاه‌ مردم‌ را نسبت‌ به‌ وزارت‌ مسكن‌ 90 درجه‌ تغيير مي‌دهد تحمل‌ نداري‌..... باشد باشد الان‌ مي‌گم‌ به‌ قول‌ روزنامه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ نقل‌ شده‌

 

كيف‌ زن‌ ماهر در خيابان‌

 كيف‌ زن‌ ماهر در خيابان‌

 ظهر است‌ نزديك‌ به‌ ساعت‌ دو است‌ هوا گرم‌ شده‌ و كم‌ كم‌ به‌ مردم‌ مي‌فهماند منم‌ تابستان‌ كه‌ دارم‌ از راه‌ مي‌رسم‌ خدا را شكر كه‌ 45 روز از بهار رفته‌ و مردم‌ نفسي‌ راحت‌ امسال‌ تا اينجاي‌ كار كشيدند بدنبال‌ كاري‌ رفته‌ بودم‌ از انتهاي‌ خيابان‌ ادهم‌ به‌ طرف‌ نادري‌ با وسيله‌ دوستم‌. همين‌ طور مي‌آمديم‌ كه‌ ناگهان‌ از فرعي‌ سمت‌ چپ‌ نزديك‌ به‌ خيابان‌ نادري‌ يك‌ موتور به‌ سرعت‌ از كنارمان‌ رد شد و ناگهان‌ بدنبالش‌ زني‌ سراسيمه‌ فريادكنان‌ مي‌دويد از داخل‌ ماشين‌ منظره‌ طوري‌ بود كه‌ انگار كسي‌ فوت‌ كرده‌ باشد ولي‌ زماني‌ كه‌ همه‌ دستها به‌ طرفي‌ كه‌ موتور رفته‌ بود كشيده‌ شدند و تازه‌ متوجه‌ شديم‌ كه‌ بله‌ كيف‌ خانم‌ را در خيابان‌ فرعي‌ كه‌ خلوت‌ بود زده‌ و ده‌ رو رفتي‌ كه‌ رفتي‌ و ماشين‌ كه‌ ژيان‌ بود به‌ كناري‌ زديم‌. پياده‌ شديم‌. زن‌ تا دو يا سه‌ خيابان‌ فرعي‌ به‌ طرف‌ آخر آسفالت‌ كه‌ مي‌دويد جيغ‌ مي‌زد و كمك‌ مي‌طلبيد اما فرياد رسي‌ نبود او رفته‌ بود حالا با موتورهاي‌ ياماها يا هندا 125 معمولي‌ كيف‌زني‌ مي‌كنند كنجكاو شدم‌ و به‌ دوستم‌ گفتم‌ الان‌ مي‌آيم‌ با عده‌اي‌ جوان‌ رفتم‌ تا به‌ زن‌ كه‌ جيغ‌ مي‌كشيد و مي‌دويد مي‌رسيد پاهايش‌ ديگه‌ حس‌ نداشتند پاهايش‌ خم‌ شدند و كنار خيابان‌ نشست‌ اشك‌هايش‌ سرازير شده‌ بود نمي‌دانست‌ چه‌ بگويد مات‌ شده‌ رنگش‌ پريده‌ و فكر كنم‌ حتماً سكته‌ خواهد كرد ظاهر داستان‌ نشان‌ مي‌داد كه‌ كيف‌ خالي‌ نبود حدس‌ من‌ درست‌ بود كه‌ ناگهان‌ زن‌ گريه‌ كنان‌ گفت‌:

 پول‌، طلاهام‌ كه‌ فروخته‌ بودم‌ تا شوهرم‌ را معالجه‌ كنم‌

 همه‌ ساكت‌ بوديم‌ همه‌ ساكت‌ و دلسوزي‌ بي‌ مورد افسوس‌ خوردن‌مان‌ بي‌ثمر انگار كوهي‌ از تمام‌ قوانين‌ بر دوشم‌ سنگيني‌ مي‌كرده‌اند قوانين‌ كار و بي‌ بيكار نبودن‌ و متعادها را به‌ حال‌ خود واگذار نكردن‌. هر كيف‌ زني‌ كه‌ گرفته‌ شود همان‌ جا بايد مجازات‌ شود همه‌ و همه‌ بستگي‌ به‌ يك‌ كاربرد قوي‌ از طرف‌ ارگانهاي‌ ذيربط‌ مي‌باشد چرا بايد اينقدر كيف‌ زن‌ در شهر ولو باشند و از دست‌ قانون‌ فرار كنند چرا بايد راحت‌ زندگي‌ كنند قاچاق‌چيان‌ هر روز خانواده‌هايي‌ را به‌ خاك‌ سياه‌ مي‌نشانند درسته‌ كه‌ بايد مردم‌ مواظب‌ باشند مردم‌ مالشان‌ دو دستي‌ بچسبند اما مگه‌ شهر امنيت‌ ندارد اما مگه‌ شهر نمي‌تواند از خود دفاع‌ كند. اين‌ چه‌ رسم‌ غلطي‌ است‌ تا اتفاقي‌ مي‌افتد مي‌گويند مي‌خواست‌ مالش‌ را سفت‌ بگيرد تا هميسايه‌ دزد نشود.

 بخاطر همين‌ است‌ كه‌ 25 سال‌ است‌ كسي‌ را مي‌شناسم‌ حتي‌ زن‌ و بچه‌اش‌ را به‌ پارك‌ نمي‌برد و هميشه‌ نگهبان‌ خانه‌اشان‌ مي‌باشند كساني‌ را مي‌شناسم‌ كه‌ هميشه‌ جنگ‌ و دعوا بر سر امور مسافرت‌ و گردش‌ با هم‌ دارند اما مردها مي‌دانند كه‌ اگر خانه‌ را خالي‌ بگذارند كار تمام‌ است‌ اگر دزد را زدي‌گيري‌ اگر گلاويز شدي‌ و دزد زخمي‌ شد گيري‌ تكليف‌ معلوم‌ نيست‌ چيه‌ همين‌ موتور سواري‌ بي‌انصاف‌ اگر كسي‌ او را بزند و متوقف‌ كند اگر زخمي‌ بشود و تحويل‌ بدهي‌ آيا دزد شكايت‌ نمي‌كند من‌ زخمي‌ شدم‌ و مرا معالجه‌ كنيد. مردم‌ به‌ خاطر همين‌ است‌ كه‌ مي‌ترسند به‌ كمك‌ همديگر بشتابند و مي‌ايستند همديگر را نگاه‌ مي‌كنند و تنها روي‌ دستهايشان‌ مي‌زنند بعد هم‌ دور مال‌ باخته‌ را مي‌گيرند و آيه‌هاي‌ صبر را براي‌ او سر مي‌دهند بله‌ زني‌ را كه‌ ما دور كرديم‌ تصور كنيد كه‌ خودمان‌ هستيم‌ چه‌ حالي‌ به‌ ما دست‌ مي‌دهد مردم‌ بايد كمك‌ كنند و بايد قوانيني‌ را كه‌ منجر به‌ شير شدن‌ دزدان‌ و قاچاقچيان‌ مي‌شود و دست‌ مردم‌ را بسته‌ اندد با كمك‌ قوه‌ قضائيه‌ كنار گذاشت‌ تا مردم‌ هم‌ عين‌ نيروهاي‌ انتظامي‌ عمل‌ كنند. اسلام‌ هم‌ مطمئن‌ هستيم‌ كه‌ طرف‌ دزد نيست‌ طرفدار كساني‌ كه‌ سلب‌ آسايش‌ جامعه‌ را مي‌خواهند نيست‌ اسلام‌ طرفدار حق‌ است‌ اميدوار هستيم‌ قوه‌ قضائيه‌ مردم‌ را عين‌ نيروهاي‌ انتظامي‌ به‌ حساب‌ بياورد آنوقت‌ خواهيم‌ ديد چقدر دخالت‌ مردم‌ مثبت‌ ارزيابي‌ خواهد شد.

 و در انتها ما زن‌ را تنها گذاشتيم‌ چون‌ به‌ سر كار بايد مي‌رفتيم‌. حالا تصور كنيد چند تا از مردم‌ اين‌ شهر كيف‌ هايشان‌ را زدند شايد با زدن‌ آنان‌ مي‌توانستند كيف‌ را پس‌ بگيرند اما از قانون‌ اينكه‌ چرا زدي‌ بر سرشان‌ سايه‌ انداخته‌ ترسيده‌ و فقط‌ اشك‌ ريخته‌اند خدا آخر و عاقبت‌ جامعه‌ اسلامي‌ ما را عاقبت‌ به‌ خير كند.