نامه ای از تاریخ اهواز  

نامه ای در میان برگ های کتابی که از دستفروشی خریده بودم فکرم را مشغول کرده است. این نامه تاریخ روز و ماه ندارد. اما تاریخ سال را داشت 1341. مضمون نامه خطاب به شخص خاصی  نبود. اما اوضاع واحوال شهر را تشریح می کرد نامه بدین شکل آغاز می شود: با سلام به شهروندان آینده این شهر(اهواز) امروز که در شهر گردش می کردم گاوهای فربه را در خیابان های شهر دیدم که غذا های فراوان پس مانده را جستجو می کردند. بزهای زیادی در پس کوچه ها مشغول چرا هستند. از سگ ها هم بگویم که سرحال و بازیگوش هستند. از هوای پاکی برخوردار هستیم. گاوها با وجودی که در شهر آزاد هستند شیر خوبی هم می دهند. شهر اهواز از خیابان های خوب وجاده های صاف و تمیزی بر خوردار می باشد. نمی دانم در  50 سال آینده شهر اهواز چگونه شهری است؟ آیا از خیابان های مدرن و مکانیزه تر از امروز برخوردار است؟ حتما بر خوردار است. اهواز امروز جعمیت کمی دارد. اکثرا بومی  هستند. از طرف چهارصد دستگاه که کنارش پارک کوچکی است و در آن پارک بچه های بی سرپرست را که در حمایت دولت است در خود جای داده است.  تا چهارشیر بیابان است. از چهار شیر تا گلف شرکت نفت بیابان است. مسابقه های فوتبال با شکوه انجام می شود. قیمت بلیط آن قدر ارزان است که همه زن و مرد به مسابقات فوتبال و غیر فوتبال می روند.

 آب رودخانه کارون آن قدر بالا است که در پشت ساختمان بانک ملی است. جلوه خاصی به شهر اهواز داده و زیبایی شهرمان را ده چندان نموده است. پل سفید که تا زیر چهار چوبش آب  بالاست. هیچ جزیره ای و لو کوچک نیست.  مردم از نعمت این آب آن قدر خوشحال هستند. مردم برای این نعمت خدا سر خود را به نشانه سپاس از پروردگار بر روی زمین سجده وار فرود می آورند. اهواز شهر نعمت هاست. از یک طرف نفت این سرمایه خداوندی را به مردم مسلمان و شیعه استان خوزستان داده است. از یک طرف زمین های پر برکت گندم وجو از همه مهم تر نخل های فروان که هر ساله از برکت این نخل ها که حاصلخیزند اهواز با بوشهر وحتی با نخل های خرمشهر شاید بانخل های بصره در کشور دوست وهمسایه برابری می کنند. و مرعزارهای خوب و بوستان های فراوان دور تادور اهواز را احاطه کردند. خدایا ایا اهواز در 50 سال دیگر به همین زیبایی خواهد ماند؟ زمزمه هایی است که صنایع فولاد را می خواهند در شرق اهواز بنا کنند می گویند نقشه کارخانه لوله سازی وابسته به شرکت ملی نفت درکارون را پی ریزی کردند. از سه راه خرمشهر پنج کیلومتر که برویم دیگر بیابان است. تا نزدیکی های خرمشهر می باشد و باید گفت نیوساید تازه ساز خانه کارمندان شریف شرکت نفت است. شرکت نفت چقدر درکارهایش نظم وانظباط دارد. همیشه درخانه های شرکتی نظافت حرف اول را می زند. باشگاه های شرکت نفت درکارون ودر نیوساید و در خرمکوشک هستند. البته درکوت عبداله هم خانه های کارگری وکارمندی می باشد.  از دروازه به طرف چهار شیر به جز سمت چپ که اداره شرکت نفت است دیگر همه زمین ها زیر کشت محصولات گندم وجو می باشند. آب اهواز آنقدر شیرین وگوارا است که انسان هرچقدر ازاین آب بنوشد سیراب نمی شود. البته درهمه جا شیر آب فشاری گذاشته اند در بعضی از نقاط لوله کشی شده است مخصوصا مناطقی که شرکت نفت در آنجا می باشد.دکتر کمیاب است. اما مراجعین به پزشک هم کم هستند. مردم از گوشت تازه و مرغ های زنده استفاده می کنند. تخم مرغ های خانگی به فروش می رسند. به تازگی خبرهایی درباره مرغ وتخم مرغ ماشینی در خوزستان شنیده می شود. در بازار میوه ها آنقدر آبدار و ارزان هستند و به روی انسان می خندند که روز به روز انسان با نشاط و روحیه می گیرد. 

اهواز و شب های بلند  

گاهی وقتها اروزهای بلند شهروندان برای بهتر شدن زندگی درشهر شان تبدیل به یک مانع بزرگ می شود هر شهر ی که شهروندانش درمقابل شهرشان مسئول باشند ان شهر بهترین شهر دنیا خواهد بود شهروندان اهوزی ازان دسته شهروندانی هستندکه باید در راه پیشرفت این شهر کمک شایانی بنمایند

شهر اهواز واروزهای بلند شهروندان با توجه به یک طرفه نمودن خیابان سیمتری از چهار راه نادری به امام ویک طرفه نمودن خیابان مهم طالقانی  در مرکز شهر اهواز مردم تکلیف خود را نمی دانندکه ایا به مرکز شهر ی با تمام امکانات امدند یا به مرکز شهری در 40 سال گذشته وارد شدند مردم از خود سوال می کنند چند نسل دیگر از فرزندانشان شاهد عقب نشینی خیابان سیمتری وحتی نادری باید باشند با امدن شهردار ی مصمم که می خواهد رنگ وروی شهر اهواز را دگرگون نماید انتظار می رود برای مغضل خیابان های کهنه شهر فکری بشود مثال چرا نباید نمایندگی ها چند درصدی از درامدشان را به بهینه سازی وپیشرفت شهر اختصاص دهند مردم از شهردار محترم اهواز می خواهند حالا که شورای شهری نیست که چوب لای گاری پیشرفت شهر با باری از گهنگی بگذارد خود شهردار باید نمایندگی های وارد کنندگان وفروشندگان شهر را بخواهد ودر مساله بهینه سازی خیابان ها چاره ای بیاندیشند اگر هم کمک می کنند باید شهردار به مردم گزارش بدهد که این نمایندگیها چند درصد کمک می کنند 3795712-0611 3788999-3788754-0611 اتوبان قدس جنب مجتمع قضائي شماره2 715 اهواز-صفائي اهواز

اهواز-آذرنوش بقاليان زاده اهواز

اهواز-جواد آزاده نام اهوازاهواز علي امين پور فعال 3776231

3,781,300 0611 اهواز، خيابان انقلاب، سه راه خرمشهر ، نمايندگی مزدا *

1,632 اهواز علی مرزعاوی

شرکت سام خودرو کار

واینکه باید گفت اگر شورای نوسازی شهر در شهر داری قانونی را تصویب کند که هر خانه 30 سال وهر مغازه 25 سال سندیت دارند وباید تخریب شوند ونوسازی کامل گردند می بینیم خیلی از خانه ها قدمتشان به 40 سال درمرکز شهر می رسد ونال گفته نماند اکثر ا خانه هایی که قابل سکونت نیستند را اجاره به بنکداران دراوردند اگر شهری زیبا اگر شهری خوب وبا جاده هایی بهینه شده واستاندارد می خواهیم باید ماده ها وتبصره ها را به چاکش تجدید نظر بکشیم مردم دراهواز خیابان می خواهند مردم دراهواز اتوبا ن می خواهند فضای زیست محیطی برای مردم درمرکز شهر نیست وهمه ما می دانیم که شهردار اهواز با جدیت با مدیریت کارهایی که سال ها به عقب ماندگی اهواز کمک کردند را ترمیم می نماید اگر چه بازاریان در اهواز مسئولیت دارند که با امکانات وبخشش های شهرداری کمک بگیرند وخود به عقب نشینی دست بزنند امید واریم که یک روز اهواز را مانند قم یا شیراز از نظر شهر سازی ومحیط زیست بالاتر ببینیم.

قدمت سینما در خوزستان به سال‌های دور برمی‌گردد


سینما در خوزستان زمانی به ‌وجود آمد که انگلیسی‌ها برای کار در شرکت‌های نفتی به شهرستان‌های آبادان و مسجدسلیمان آمدند. آن‌ها برای تفریح و سرگرمی پرده نقره‌ای را انتخاب کردند. کم‌کم سالن‌های سینما سراسر استان را فراگرفت تا جایی که می‌شود گفت خوزستان به دروازه ورودی فیلم‌های سینمایی به کشور تبدیل شد.

تعداد تمام سینماها در استان خوزستان تا قبل از انقلاب و تا سال ۵۶ چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی یعنی شرکت‌های صنعتی و نفتی به ۴۵ سالن اعم از سینمای مسقف و تابستانی (بدون سقف) می‌رسید. آبادان با داشتن ۲۵ سینما که ۱۴ باب از آن‌ها دولتی بودند بیش‌ترین سهم را داشت.

به گزارش خورنا و به نقل از خبرگزاری ایسنا، سرپرست حوزه هنری آبادان در مورد سینماهای این شهر می‌گوید: آبادان که قبل از انقلاب بیشترین سینماها را در کشور داشت در حال حاضر فقط سینما نفت را دارد. از ۲۵ سینمایی که قبل از انقلاب در آبادان بودند تنها یک سینما باقی ‌مانده که این امری عجیب است.

مریم دلباری افزود: این به معنی این نیست که ما سینما نخواهیم. ما بارها درخواست داده‌ایم و مکان‌هایی را داریم که سینما نیست و مجتمع فرهنگی است. تقاضا کردیم که این مکان فرهنگی به سینما تبدیل شود و حتی اعتبار آن را نیز جذب کردیم و حوزه هنری کشور حمایت کرد.

وی اظهار کرد: متاسفانه شهر و استان همکاری لازم را نکرده‌اند. در حال حاضر هیچ سینمایی در اختیار حوزه هنری آبادان نیست. مسؤولان استان و شهرستان همکاری نکرده‌اند. من حتی با نماینده‌های مجلس هم نامه‌نگاری کرده‌ام.

او ادامه داد: به هر سه نماینده گفتم که مساعدت کنند و مکانی را که در آن مستقر هستیم به نام حوزه هنری بزنند چون تا سند به نام حوزه هنری نباشد، نمی‌توانیم اعتبار جذب کنیم. اعتبار به نام حوزه هنری آبادان آمد و تصیم گرفتیم مکانی که در آن هستیم را به عنوان سینما راه‌اندازی کنیم. اما به دلیل این که مکان به نام حوزه هنری نبود این اعتبار برگشت خورد.

او بیان کرد: ما به مسؤولان شهرستان گفتیم که کمک کنند تا سینما رکس آبادان را احیا کنیم؛ سینما رکسی که الان به پاساژ تبدیل شده است. یا مجتمع فرهنگی که در ایستگاه چهار کوی قدس قرار دارد و نیمه کاره است.

سرپرست حوزه هنری آبادان گفت: حوزه هنری آبادان هیچ سینمایی ندارد و مطمئن باشید اگر داشت آن را احیا می‌کردیم و نمی‌گذاشتیم راکد بماند. حوزه هنری استان سینما بهمن دزفول را دارد احیا می‌کند. اگر ما چنین مکانی داشتیم  آن را احیا نمی‌کردیم؟ سینماهای زیادی در آبادان دست نهادهای مختلف هستند و در اختیار حوزه هنری آبادان نیستند. قطع به یقین بدانید حتی اگر یک ساختمان به نام سینما و به دست حوزه هنری آبادان بود تا الان به اکران فیلم رسیده بود.

وی یادآوری کرد: آبادان دروازه مدرنیته سینماهای کشور بوده است. نجف دریابندری مترجم شاخص ایرانی از طریق فیلم‌هایی که به روز می‌آمد توانست کار ترجمه را یاد بگیرد. اما الان حتی یک اکران به‌ روز نداریم تا جوانان ما به سالن‌های سینما بروند و استفاده کنند. این برای شهری با این قدمت و پیشینه معضل است. به غیر از دو سینمایی که دست بنیاد اقتصادی امام خمینی (ره) هستند بقیه سینماها ملک شخصی است و اقدامی هم برای خریداری آن‌ها نشده است. مکان نیمه کاره دیگری در ایستگاه چهار کوی قدس به نام مجتمع شهید رهبر داریم که سینما نیست ولی می‌توانیم آن را به سینما تبدیل کنیم و برای آن تقاضا دادیم اما با ما همکاری نمی‌شود.

به گزارش خبرنگار ایسنای خوزستان اهواز ۹ و خرمشهر پنج سینما به غیر از سینماهای شرکتی و خصوصی داشت. هم‌چنین شهرهای دزفول، مسجدسلیمان، اندیمشک و بهبهان هر کدام دارای دو سالن و شهرهای رامهرمز، شوشتر و سوسنگرد هر کدام با یک سینما از شهرهای صاحب سینما بودند.

یک کارگردان سینما در مورد وضعیت سینما و سالن‌ها می‌گوید: سالن‌های سینمای ما دو مشکل اساسی دارند؛ یکی مدیریت بسیار بد و ابتدایی که نمونه اشکال آن‌ها این است که تمام پرسنل باید لباس فرم داشته باشند و دیگری این که کارمندان سینماهای ما اهل این کار نیستند.

علی‌اصغر شادروان افزود: در سینماهای ما در یک طرف خود سینماها هستند و در طرف دیگر مدیریت سینما و جاذبه‌هایی است که در سالن نمایش و سالن انتظار وجود دارند. متاسفانه اکثر سینماهای ما در دهه ۴۰ ساخته شده‌اند و اصول ساخت سینما در آن‌ها رعایت نشده است؛ حتی سینما هلال اهواز که در دهه ۷۰ ساخته شده و از سینماهای جدید به شمار می‌رود. این سینماها طرح‌های دهه ۴۰ هستند و به همین دلیل جاذبه‌ای برای بیننده ندارند.

او ادامه داد: ساختمان، نوع ساخت، نوع سیستم‌های گرمایی و سرمایی سینما‌ها مشکل دارند. در حالی‌ که سیستم تمام سینماها به کولرهای دو تیکه تبدیل شده است، قبلا به جای این کولرها موتورخانه داشتند و در سرما و گرما از آن‌ها استفاده می‌شد که هم صدا به بیرون نمی‌رفت و هم هوا همیشه معتدل و مساعد بود.

این نویسنده و کارگردان سینما بیان کرد: سینما اکسین اهواز اولین سینمای خاورمیانه بود که فیلم‌های سه بعدی با عینک مخصوص را در سال ۵۳ نمایش داد. یکی از این فیلم‌های سه بعدی که با عینک مخصوص در سینما اکسین نمایش داده شد فیلم “حباب” بود.

او افزود: قبلا مدیر یا کارمند سینما فیلم‌ها را می‌شناخت و اولین تماشاگر و منتقد سینما آن‌ها بودند. مدیران سینما فیلم‌ها را نقد می‌کردند اما الان اطلاعی از فیلم‌ها ندارند چون برای این کار ساخته نشده‌اند و تحصیلات این کار را ندارند.

کارگردان فیلم سینمایی “پاتک” گفت: اگر فیلم خوب باشد استقبال به خصوص از طرف خانواده‌ها بیشتر می‌شود اما به دلیل نبود مدیریت درست و جاذبه در سالن تماشاگر نسبت به پنج سال پیش خیلی کم‌تر شده است.

او خاطرنشان کرد: هیچ کدام از سینماهای ما از نظر صدا استاندارد نیستند. تمام سینماهای اهواز از نظر نور نیز استاندارد نیستند. نور لامپ از نظر وات حدی دارد. اگر از آن حد پایین آمد باید عوض شود ولی در سینماهای ما لامپ‌ها را عوض نمی‌کنند.

شادروان ادامه داد: این عوامل به فیلم لطمه می‌زند. به خصوص فیلمی که بخش خصوصی ساخته است. وقتی صدا خوب نباشد و گوش خراش باشد وقتی تصویر واضح نباشد این‌ مشکلات ناراحتی ایجاد می‌کند.

او خاطرنشان کرد: ۷۰ درصد از مخاطبان سینما زیر ۳۰ سال و ۳۰ درصد بقیه بالای ۳۰ سال هستند. اگر آن جاذبه‌ها ایجاد شود خانواده درصد بیشتری را به سینما اختصاص می‌دهد. چون ما در سالن انتظار هیچ جاذبه‌ای نداریم تماشاگر ترجیح می‌دهد در لحظه شروع فیلم به سینما برود.

نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی “تیرباران” گفت: سینماهای ما فیلم‌های خارجی وارد نمی‌کنند و آن چه که می‌توانیم به طور کلی درباره آن نظر بدهیم فیلم‌های داخلی هستند. به نظر من از فیلم‌های خانوادگی و فیلم‌هایی که مسایل اجتماعی را مطرح می‌کنند بیشتر استقبال می‌شوند.

او عنوان کرد: اگر مدیریت صحیح و درست باشد و اکران سر وقت انجام گیرد شاهد استقبال خوبی خواهیم بود. بعضی وقت‌ها پرسنل سانس‌های آخر را زودتر شروع می‌کنند تا بروند استراحت کنند. سینما جزو مایحتاج روزانه مردم نیست. شخصی که بخواهد تفریح کند و فراغتی داشته باشد به سینما می‌آید.

شادروان اظهار کرد: باید روی سانس‌های بعد از هشت شب حساب کرد. در حالی‌ که ما آخرین سانس‌مان هشت و نیم شب است. به نظر من سانس آخر در شهر اهواز باید ۱۰ شب باشد.

گزارش خبرنگار ایسنا در خوزستان حاکی است با آمدن تلویزیون و گسترش سریع آن مردم دیگر کمتر رغبت به رفتن به سینما کردند و جعبه جادویی این ‌چنین جای پرده نقره‌ای را گرفت. تلویزیون مردم را در خانه نشاند و سینما از رونق افتاد.

با شروع جنگ نیز آسیب‌‌های فراوانی به سینماهای استان وارد شد. مردم دیگر حال و حوصله سینما را نداشتند و درگیر هشت سال جنگ تحمیلی شدند و بعد از اتمام جنگ به جای سینماها با خرابه‌های آن‌ها مواجه شدند. در گیرودار جنگ ۹۰ تا ۱۰۰ درصد سینماهای آبادان و خرمشهر که یکی از ستون‌های سینمای کشور بودند تخریب شدند.

در حال حاضر در اهواز پنج سینمای فعال وجود دارد که فیلم‌های متفاوت و به ‌روزی را به نمایش می‌گذارند اما تنها به ‌روز بودن فیلم‌ها کافی نیست. سه سینما در اختیار حوزه هنری استان خوزستان، یک سینما در اختیار بخش خصوصی و سینمای دیگر در اختیار جمعیت هلال احمر استان است.

یکی از سینماداران اهواز درباره وضعیت سینما و سینماداری در استان خوزستان گفت: سینماهای ما اصلا مشخصات سینمای استاندارد را ندارند. استاندارد یعنی در حدی که شخصی بخواهد فیلم را با کیفیت مناسب صدای مناسب و در عین راحتی ببیند. کسی که بخواهد به مرکز شهر برود مشکلات رفت و آمد، پارکینگ، شلوغی و موقعیت مکانی را نیز باید به مشکلات او اضافه کرد.

مهدی اکبریان اعتقاد دارد: فیلم در صورتی‌ مخاطب پیدا می‌کند که در تهران فروش خوب و استقبال خوبی داشته باشد. همچنین اگر تبلیغات عمومی آن خوب باشد و صدا و سیما و روزنامه‌ها آن را تبلیغ کنند. فیلم‌هایی هستند که مردم تماس می‌گیرند و آن‌ها را درخواست می‌کنند.

مدیر سینما هلال اهواز اظهار کرد: بر خلاف ما موقعیت مکانی و جغرافیایی و فرهنگ مردم در تهران ایجاب می‌کند که خیلی از فیلم‌ها را اکران کنند. فیلم‌هایی هستند که مخاطبان زیادی را به سینماها می‌کشانند. ما در جشنواره فیلم فجر “جدایی نادر از سیمین” را باید سه بار اکران می‌کردیم که ۱۰ بار اکران شد و در همه سانس‌ها سالن پر از جمعیت بود. این اهمیت تبلیغات داخلی را نشان می‌دهد.

اکبریان ادامه داد: همچنین اسم و رسم کارگردان و بازیگران فیلم در فروش فیلم موثر است اما در کل فیلم‌های طنز و کمدی فروش بیشتری دارند. فیلم‌هایی مانند “‌جدایی نادر از سیمین”، “جرم” و “ملک سلیمان” به خاطر تبلیغات وسیع‌شان است که خوب استقبال شدند.

وی تصریح کرد: سینماداری اصلا به صرفه نیست و اگر کسی به سمت سینماداری می‌آید به ‌خاطر علاقه‌ای است که به این شغل دارد و با این شغل گره خورده‌ است. این کار درآمد آن چنانی ندارد و درآمد آن معمولی است.

اکبریان اظهار کرد: از مشکلاتی که سینماهای ما دارند می‌توان به دستگاه‌های آپارات اشاره کرد که باید دیجیتالی باشند اما دستگاه‌های ما قدیمی هستند. وقتی که مشکلی پیدا می‌کنند هزینه بالایی دارند. مشکل دیگر، سیستم‌های خنک کننده و گرم‌کننده است که اکثر سینماهای اهواز این مشکل را دارند. همچنین کمبود تماشاگر که مهم‌ترین معضل سینماهای ما به شمار می‌رود.

به گزارش خبرنگار ایسنا در خوزستان اگر بخواهیم سینماهای شهرهای دیگر را بررسی کنیم از شهر آبادان و خرمشهر که دروازه ورود فیلم‌ها به ایران بوده‌اند و تمامی فیلم‌ها از آبادان به کشور معرفی می‌شده‌اند، شروع می‌کنیم. چرا آبادان که مهد سینمای ایران به شمار می‌رود باید از ۲۵ سینمایی که قبل از انقلاب فعال بوده‌اند در حال حاضر یک سینمای فعال داشته باشد؟ آن سینما هم از صدقه سر وجود شرکت نفت و با نام سینما نفت آبادان است!

چرا حوزه هنری آبادان یک ملک برای خودش ندارد که آن را به سینما تبدیل کند؟ بقیه مکان‌هایی که سینما بوده‌اند یا در حال تخریب هستند یا تخریب شده‌اند و یا خاک می‌خورند. خرمشهر نیز فقط یک سینما به نام سینما “نخل” دارد که زیر نظر بنیاد مستضعفان است و با این که مردم استقبال خوبی از سینما در این دو شهر می‌کنند باز هم اقدامی برای افزایش تعداد سینماها در آن‌ها نمی‌شود. خرمشهر قبل از جنگ هفت سینمای فعال داشت اما بعد از جنگ همه تخریب شدند و فقط سینما نخل باقی ‌مانده است.

سوسنگرد هم که سینما آزادی آن یکی از اولین سینماهای کشور است به یک قطعه زمین خالی تبدیل شده و سینمایی ندارد.

بهبهان که سینمای “شهر قصه” را دارد و ۱۰ سال است که بخش خصوصی آن را خریده چرا به خاطر مشکلی که بین ورثه این ملک وجود دارد باید خاک بخورد؟

امیدیه نیز وجود شرکت نفت به سود او بوده و یک سینما به نام سینما “نور میان کوه” دارد که بخش خصوصی مالک آن است و مردم نیز از وجود و امکانات آن راضی هستند.

دزفول که یکی از بزرگترین شهرهای استان است دو سینمای تعطیل دارد. سینما بهمن سه سال است که تعطیل شده و سینما آپادانا که ۳۰ سال است خاک می‌خورد. فقط سینمای مجتمع فرهنگی فعال است که استقبال از آن کم است به این دلیل که از مرکز شهر دور است و فیلم‌های آن نیز به گفته مردم شهر به روز نیستند.

شنیده‌ایم حوزه هنری استان خوزستان سینما بهمن دزفول را از بخش خصوصی خریداری کرده و در حال تبدیل کردن آن به مجتمع فرهنگی و سینمای است که امیدواریم از این دست اتفاقات زیاد بیفتد.

اندیمشک سینما بهمن را داشته که به علت عدم استقبال مردم شهر تعطیل شده است. آن هم دست بخش خصوصی بود که شش سال پیش تعطیل شد.

شهرستان ایذه دو سینما دارد که هر دو دست بخش خصوصی و تعطیل است. این سینماها به علت وام‌های بلاعوضی که ارشاد به بخش خصوصی داد احداث شده‌اند و امروزه که وامی در کار نیست “سینما مرکزی” ایذه تعطیل شده و “سینما آزادی” آن نیز ۱۳ سال است که خاک می‌خورد.

شوشتر از معدود شهرهای استان است که سینمای فعال دارد. “سینما آبشار” شوشتر دست بخش خصوصی است که با اکران به موقع فیلم با استقبال خوب شهروندان مواجه است.

شهر بندر امام هم “سینما ساحل” را دارد که آن هم به دلیل اهل سینما بودن صاحب آن فعال است اما استقبال از آن به دلیل به روز نبودن فیلم‌ها بسیار کم است.

پای صحبت‌های سعید عساکره مالک سینما ساحل بندر امام که می‌نشینیم از کم بودن استقبال گله‌ می‌کند. او می‌گوید: فیلم‌ها را زود در اختیار ما نمی‌گذارد. ما  هم‌اکنون فیلم فوتبالی‌ها را که مدت‌ها است اکران آن در سینماها به پایان رسیده روی پرده داریم.

وی افزود: به علت کم بودن استقبال فقط یک سانس در روز فیلم را اکران می‌کنیم و مجبور می‌شویم برای در آمدن خرج سینما آن را به دست اجراهای عمومی تئاتر در بندر امام و ماهشهر بدهیم. احداث سینما را به هیچ شخصی توصیه نمی‌کنم چون درآمد و سودی ندارد و راه‌اندازی سینما در همه استان به سود هیچ شخصی نیست.

شهرستان شوش یک سینما دارد که ۲۰ سال است خاک می‌خورد. این سینما به علت ورشکستگی تعطیل شده است و هیچ کس حاضر به سرمایه‌گذاری و راه اندازی مجدد آن به دلیل دور بودن از مرکز شهر نمی‌شود.

هفت تپه نیز سینمایی داشت که آن هم به خاطر وجود کارکنان کاغذ پارس فعال بود اما امروز هفت سال از تعطیلی آن می‌گذرد.

رامهرمز سینمایی داشت که به علت کم بودن استقبال و به روز نبودن فیلم‌ها بعد از ۹ ماه فعالیت تعطیل شده است.

ماهشهر که از دیگر شهرهای استان است که “سینما دریا” را دارد که فعال است و دست بخش خصوصی است. سینمای دیگر ماهشهر “سینما میلاد نور” است. این سینما شرکتی است. سینمای سوم این شهر “سینما اندیشه” است که آن نیز شرکتی است. این سه سینما نیز از کم بودن استقبال گله دارند چون هر فیلمی که به شهر می‌آید هر هفته در یک سینما است و هر سه سینما آن فیلم را نمایش می‌دهند!

 مسجدسلیمانی‌ها نیز چهار سینما دارند که همه آن‌ها تعطیل هستند. “سینما هلال” که دولتی است و سه سال است خاک می‌خورد. “سینما باشگاه مرکزی” نیز دولتی است و دو سال است تعطیل شده است. “سینما ستاره آبی” دست بخش خصوصی است که باز تعطیل است. “سینما فرهنگیان مسجدسلیمان” چهار یا پنج سال است که تعطیل است. تعطیلی سینماهای این شهر نیز به علت کم بودن استقبال و نداشتن امکانات است. حرف‌های یک فیلم‌ساز درباره وضعیت حال حاضر سینماهای خوزستان نیز جالب توجه است.

 محمود رحمانی اعتقاد دارد: امکانات سینماها خوب است اما نواقصی دارند. سینماهای ما در حال بازسازی هستند ولی در هر صورت ماشینی که عمر خود را کرده دیگر به درد نمی‌خورد.

 محمود رحمانی گفت: عمر تمام سینماهای ما به ۴۰ یا ۵۰ سال پیش برمی‌گردد که امکانات، معماری و ساختار آن‌ها برای آن جمعیت و مردم آن زمان تهیه شده است. خیلی از این سینماها تخریب شده‌اند و تعداد کمی از آن‌ها با همت اساتید سینما در خوزستان برپا مانده‌اند و در حال فعالیت هستند.

 وی افزود: ما نیاز به سینماهای دایوینگ داریم. در کشور ما هر سال ۹۰ فیلم سینمایی تولید می‌شود که به ‌خاطر کمبود سینما همه آن‌ها اکران نمی‌شوند. ما برخلاف اروپا سالن‌های بزرگ و عریض داریم. باید سالن‌های کوچک  ۱۰۰ یا ۱۵۰ نفره بسازیم و به جای داشتن سالن‌های کم با جمعیت زیاد سالن‌های زیاد با جمعیت کم داشته باشیم.

 این فیلم‌ساز اظهار کرد: کشور ما در بحث حضور در سینما و دیدن فیلم رکوردهای خاصی دارد اما به اندازه‌ای که به فوتبال اهمیت داده می‌شود به سینما اهمیت داده نمی‌شود.

 رحمانی ادامه داد: از نظر اکران فیلم‌ها در خوزستان تقریبا فاصله‌ای میان ما و پایتخت وجود ندارد و فیلم‌ها به ‌روز اکران می‌شوند. اهوازی‌ها و خوزستانی‌ها با توجه به پیشینه و دیرینه آن‌ها در دیدن فیلم و رفتن به سینما بیشتر فیلم‌های ژانر اجتماعی و خانوادگی را می‌پسندند.

 این فیلم‌ساز گفت: فیلم‌بین‌های ما به سه دسته تقسیم می‌شوند و در کل مخاطبان سینماها در ایران همین سه دسته هستند؛ دسته اول مخاطب عام به معنای عموم است که بر اساس تبلیغات، نوع فیلم و علاقه‌مندی‌های شخصی فیلم می‌بینند که در دوره‌ای به سینما می‌روند و در دوره دیگر نمی‌روند.

 او ادامه داد: دسته دیگر مخاطبان خاص هستند که این مخاطب فیلم‌اش را خودش انتخاب می‌کند که بیشتر آن‌ها دگراندیشان و متفکران هستند.

 رحمانی گفت: دسته سوم مخاطبان حرفه‌ای هستند که سینما آن‌ها را از دست داده است. این‌ها شیفته سینما هستند و فیلم‌بین حرفه‌ای هستند که اگر سینما به این نوع مخاطبان فیلم نرساند به دی وی دی‌ها رجوع می‌کنند. مخاطب حرفه‌ای یک فیلم‌بین حرفه‌ای نیز هست.

 او افزود: هر سه دسته این مخاطبان در خوزستان وجود دارند اما بیشتر مخاطبان سینماها در خوزستان مخاطبان حرفه‌ای هستند.

 شاپور موری کارمند و پیشکسوت سینما که ۲۶ سال است در سینماهای اهواز فعالیت می‌کند گفت: سینماها در حال خراب شدن هستند. با فیلم‌های موجود سینما به هیچ جایی نمی‌رسد. سینماگران ما باید سعی کنند فیلم‌های هنری بسازند. نباید فیلم‌های یکنواخت بسازند. فیلم‌های خانوادگی در جامعه خیلی تاثیر گذار است.

 وی افزود: اشتباهی که سینمادارها در اهواز می‌کنند این است که فیلم‌های تکراری در سینماهایشان نمایش می‌دهند. فیلم‌ها باید مختلف و گوناگون باشد تا مردم به سمت سینما کشیده شوند و سینمازده نشوند.

 این کارمند پیکشسوت سینما ادامه داد: تبلیغات تاثیر زیادی در جذب مخاطب برای سینما دارد. فیلم‌های طنز و کمدی بیشترین مخاطب را دارند. فیلم‌های کودک و نوجوان خیلی کم ساخته می‌شوند حال آن که وجود آن‌ها در سینما لازم است.

 موری اظهار داشت: دیدن فیلم در سینماها برای مردم سنگین شده است. چون فیلم‌ها یکنواخت هستند. فیلم‌ها باید ۲۰ تا ۳۰ روز روی پرده باشند نه چهار ماه به طوری که مردم دیگر سمت سینما نیایند.

 او بیان کرد: بیشتر مخاطبان سینما دانش‌آموز یا دانشجو هستند. پس نباید به آن‌ها فشار آورد و باید فیلم‌های مورد علاقه این قشر بیشتر نمایش داده شوند.

 وی گفت: سینما را باید به اهل‌اش سپرد. سینما برای نسل جوان است نباید هر کسی وارد کار سینماداری شود که به این شغل لطمه بزند.

 در سینماهای اهواز پای صحبت دو مخاطب سینما هم نشستم.

 یکی از مخاطبان، که به گفته خودش ماهی یکی ـ دو بار به سینما می‌آید، گفت: فیلم‌های معناگرا را بیشتر می‌پسندم و برای سرگرم و شاد شدن فیلم‌های طنز خوب می‌بینیم.

 وی افزود: فیلم‌های طنز ما مدتی است عامیانه شده‌اند یا طنز به منظور خنده هستند و رکود بالایی دارند. در فیلم‌های طنز افت کرده بودیم اما یکی ـ دو ماه است که سینمای طنز ما بهتر شده است.

 این مخاطب، که خود را از فیلم‌بین‌های حرفه‌ای معرفی‌ می‌کند، ادامه داد: فیلم‌های سینماهای ما خوب و به روز هستند اما به علت تراکم فیلم‌ها بعضی وقت‌ها سینماها نمی‌تواند همه فیلم‌ها را به روز پخش کنند.

 او در مورد وضعیت سینماها اظهار کرد: سینماهای ما تقریبا از نظر امکانات خوب هستند اما در بعضی از سینماهای شهر اهواز کیفیت صدای فیلم اصلا خوب نیست.

 مخاطب دیگری هم گفت: من بیش‌تر برای سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت‌ام یا برای خندیدن به سینماها می‌آیم چون سینماها بهتر می‌توانند مردم ناراحت ما را بخندانند.

صنایع بزرگ در اهواز به کمک توسعه خدمات شهری بیایند  

عبدالرضا سلیمانی زاده: گرمای طاقت فرسای اهواز همیشه زبانزد عام و خاص است. اما مع الاسف با وجود این شرایط آب و هوایی در تمام نقاط پرتردد اهواز خبری از آبسردکن نمی بینید. تصور کنید اگر همین چندتا مساجد  هم نبودند که از سالیان گذشته برای نمازگزاران  آبسردکن  تعبیه کرده بودند معلوم نبود که شهروندان اهوازی از کجا می خواستند تشنگی خود را رفع کنند. در سیمای مرکز خوزستان همواره می بینیم که همه جلسات مسئولان به آب شرب معدنی مزین شده است و این نشان دهنده این است که آنان نمی تواند شهروند تشنه ای که وجه خرید همین بطری آب را هم ندارد را درک کنند. به نظر می رسد شهرداری اهواز می بایست در خصوص توسعه سرویس های بهداشتی و دستگاه های آبسردکن در مناطق مختلف اهواز به ویژه مراکز خرید توجه ویژه کنند. صبر و بردباری شهروندان اهواز دلیل نمی شود که مدیریت شهری اهواز نسبت به احداث آبسردکن ها و سرویس های بهداشتی اقدام نکند. اما مردم همیاری وهمکاری را در صبر و متانت معنوی خود که همکاری با مسئولین می باشد می دانند. در این میان شهروندان اهوازی نیز خیرین شهر اهواز به مانند سایر عرصه ها می توانند به میدان بیایند و شهرداری اهواز را در توسعه خدمات شهری یاری دهند. در پایان نباید از نقش شرکت های بزرگ و صنعتی استان در کمک به توسعه خدمات شهری گذشت. آنها نیز باید درصدی هرچند اندک از درآمد خود را برای مشارکت در پروژه های خدمات شهری هزینه کنند. چرا که تبعات زیست محیطی آنان متوجه همه شهروندان اهوازی است.

ضرورت ساخت سالن های اکسیژن دار برای خوزستانی ها  

بی شک یکی از خواسته های خوزستانی ها که مشکلات فراوانی را برای آنها به وجود آورده و به نوعی خانه نشینی و انواع و اقسام بیماری های تنفسی ارمغان آن می باشد گرد و خاک های حاصله حال از کویرها و بیابان های ایران است و یا از کشورهای همسایه و دوست که بعد از جنگ میان عراق و آمریکا بیش از پیش نمود پیدا کرد و متاسفانه هر سال تنها به وعده و وعیدهایی بسنده شده که هیچ چیزی حاصل یک هوای پاک نصیب به خصوص خوزستانی ها نشده است.

اما کارشناسان در این باره اعلام داشته اند که اگر شبانه روزی کارها صورت گیرد شاید تا 10 و یا 20 سال آینده بتوانیم با این پدیده مبارزه کنیم که طبیعتا نیاز به همکاری کشورهای درگیر این موضوع می باشد، یعنی عراق و ایران و سوریه و  عربستان و ... زیرا شده بارها استان خوزستان که قلب تپنده اقتصاد کشور است تعطیل گشته و بالطبع آن مردم خانه نشین شده اند و در کنار آن تعداد افراد ورودی به بیمارستان ها افزایش یافته و می یابد و در کنار آن تنها این جمله را شنیده ایم، افراد مسن، بیمار قلبی و ریوی و کودکان از خانه بیرون نیایند و مابقی افراد با ماسک بیرون بیایند آن هم برای کارهای ضروری!

حال بنشینیم به این فکر کنیم که استان بخواهد چند روزی درگیر این ماجرا باشد و بالطبع چند روزی تعطیلی را در تمامی امورات شاهد باشیم، یعنی آموزش، اقتصاد، مسائل اجتماعی و خریدهای روزانه مردم از بازار و ... آن وقت چه اتفاقی خواهد افتاد، بی شک یکی از اتفاقاتی که از گوشه و کنار شنیده ایم تورم است و تورم یکی از مهمترین علل های تعطیلی است، زیرا هیچ گونه وجهی در بازار جابجا نمی شود و به یک مرتبه پول کلانی وارد بازار می شود برای رفع نیازهای مردم که طبیعتا در این زمان دست افراد دلال و بازار سیاه درست کن بازتر می شود و باید چاره ای برای رفع این معضل اندیشید.

به طور مثال می توان همانند استانهای دیگر یعنی تهران خودروهای اورژانس در مراکز پررفت و آمد با کپسول های اکسیژن مجهز مستقر کرد و یا اینکه سالن هایی تحت عنوان سالن اکسیژن در این مناطق ایجاد کرد و پزشکان متخصصی را در آن به نوبت و به شیفت مستقر نمود، این ماجرا می تواند در تمامی مراکز در مدارس، دانشگاه ها، ادارات، کارخانجات و ایستگاه های اتوبوس و ... ایجاد شود و مشکل عظیمی از جلوی راه مردم خوزستان برداشته شود.

اگر خواسته باشیم به ماهیت وجودی سالن های اکسیژن اشاره کنیم این مهم از همه بیشتر به چشم می آید، خلوتی بیمارستان ها و عدم متحمل شدن هزینه های سنگین بر دوش خانواده ها و دولت و وزارت بهداشت و از همه مهمتر عدم تعطیلی استان.

حال می ماند یک همت و یک تلاش همه جانبه از سوی مسئولین استان که تا رسیدن به زمان هوای صاف برای خوزستانی ها این امکانات را که حق مسلم خوزستانی ها است فراهم نمایند. زیرا این مردم بازماندگان 8 سال دفاع مقدس می باشند.

خدمات دهی در بهشت آباد اهواز در مدار صفر درجه  

همه ما حتمن گذرمان به بهشت آباد اهواز  افتاده است.  وقتي وارد بهشت آباد مي شويم سکوت غم انگیزی در این گورستان حاکم می شود که هر انسانی را ناراحت و آشفته می کند. در آموزه های ما قرائت قرآن و قرائت فاتحه در چنین مکان هایی توصیه شده است.شایسته است مديريت بهشت آباد بلند گوهايي در تمام نقاط گورستان نصب  کند و از این سیستم صوتی از صبح تا غروب تلاوت آيات قرآن مجيد که آرامش بخش و تسکین دهنده دلهاست پخش شود و مي توان از سخنراني هاي خطیب های توانایی و هم در باب مرگ و جهان آخرت خوبی ها وبدی های دنیا  براي مردم پخش نمود. در بهشت آباد خبري از كثرت آب تصفيه و آبسردكن ها نيست وباید بگویم درخت های بی آب دراین مکان فراوان می باشد وخبری از انجام آبیاری کامل دربهشت آباد نیست. از همه مهم تر اینکه از سطل های زباله اثری نمی بینی .  ما شاهد هستیم که یک نفر درآن قسمت که بودیم کیسه زباله به دست درمیان مردم می گشت یا چنان تاج گل های کهنه را درمیان خاک ها پرتاب می کرد که خاک همه جا را بلند نمود. اما در مساله آلودگی های صوتی  که به بارور بسیاری از پزشکان بر روح و روان انسان اثر منفی می گذارد باید گفت اگر  سازمان بهشتآباد از آوردن اکو و باند های قوی برای مراسم دفن وچهلم وسالگردها جلوگیری بنماید اقدامی شایسته انجام داده است. مردم باید شرایط موجود را بسنجد و منطقی عمل کنند. بدلیل فشردگی فضای قبرها و تداخل مراسم خاکسپاری و چهلم و... در این مکان ، دیگر این قبیل مراسمات باید رفته رفته برچیده شود. امید داریم مردم با نظم تر و منطقی تر با  مراسم های سوگواری  بر خورد کنند. چرا که آنچه در آن دنیا به کار متوفی می آید قرائت قرآن و فاتحه و اقامه نماز برای اوست نه موارد دیگر.ما باید به بازماندگان صبوری و خویشتندداری را توصیه کنیم. با آنان همدردی کنیم نه اینکه با سرودن اشعار غم انگیز داغ آنان را تازه کنیم. این به چه معناست که باید نام فرزندان متوفی را یکایک در مراسم تدفین بخوانیم و آنان را در این خصوص به ناراحتی و گریه و زاری شدید دعوت نماییم. به نظر می رسد سازمان بهشت آبادمی تواند به برگزاری مراسم های تدفین و سوگواری نظم و قوانین خاص را به اجرا بگذارد . نبود خط اتوبوس های واحد برای جابه جایی شهروندان نیز از دیگر کمبودهایی است که در بهشت آباد مشهود است. ضمن اینکه باید از ورود خودرو به محل بهشت آباد برای سهولت تردد شهروندان جلوگیری کرد و با افزایش تعدا اتوبوس ها در داخل بهشت آباد به ایاب و ذهاب این منطقه سامان داده شود. سازمان بهشت آباد که طبق برآوردهای صورت گرفته جزو سازمان های پردرآمد شهرداری اهواز - به لطف افزایش سرسام آور قیمت قبر- می باشد چرا در خصوص  اختصاص اتوبوس های کولر دار برای ایاب و ذهاب شهروندان که برا¬¬¬¬ی دفن و یا قرائت فاتحه اموات خود به این محل می آینداقدامی به عمل نمی آورد. به نظر می رسد باغ فردوس که به عنوان قبرستان جدید اهواز یاد می شود نتواسته اقبال عمومی را جلب کند. ضمن اینکه ساخت این پروژه سال هاست متوقف شده و یا با کُندی پیش می رود.

زمستان کوت عبداله  

آن زمان این گونه وسایل گرم کننده نبود .خیلی از مردم با ذغال و چوب خود را گرم می کردند. عده ای هم با گرفتن درزهای اطاق ها و با انداختن چندین لحاف و پتو خود را گرم نگه می داشتند. بودند مردمی که از سرما می لرزیدند و پولی نداشتند که وسایل بخرند و خود را گرم نگه دارند. در همین حین و بین  غفور زندگیش سرد بود. او انسانی انقلابی بود. همیشه فراری بود و سر وکله اش در قم آن زمان پیدا می شد. غفور را می شناختم. گاه گاهی به خانه شان می رفتم.  بابا غفور خدا رحمتش کند همیشه اخبار جهان را گوش می داد. خانواده اش به تلویزیون نگاه نمی کرد. بغل بغل اعلامیه در خانه آنها پیدا می شد. ماهنامه یا هفته نامه مکتب اسلام را بین کسانی که می دانست باید از نظر فرهنگی تغذیه کند توزیع می کرد. البته این یکی از کسانی بود که می توانستم بگویم. کسانی دیگر را را در راه مبارزه با رژیم سابق می کشاند. یک شب که به خانه شان رفتم. یک اعلامیه را در راه پله آهنی پیدا کردم. اعلامیه حضرت امام  از عراق بود. من چیزی نگفتم. اما احسا س می کردم اتفاقاتی در کشور روی خواهد داد. غفور از خانه فراری بود. اما همیشه مدیریتی صحیح را اعمال می کرد. شب ها مردم کوت عبداله کمتر تلویزیون داشتند. اما به مساله معنویت خود و همدردی با همدیگر اهمیت می دادند. در آن زمان مردم کوت عبداله بسیار با هم صمیمی بودند. نسبت به همدیگر تواضع و فروتنی داشتند. از حال و احوال همدیگر خبر داشتنند.زمستان در کوت عبداله چقدر زیبا بود. چون انبوه ساختمان ها مانند امروز شروع نشده بود. باران که می آمد بوی خوش کاه گل زیر دماع مان می زد و یک حالت خوشی داشت. مخصوصا زمانیکه ماه مبارک رمضان بود ماه رمضان ماه برادری بود. ماه عشق به خدا بود. ماهی بود که صمیمیت را درمیان مردم مومن وخوب کوت عبداله گسترش می داد. بعداز جنگ هم هجوم جنگ زده ها وضعیت کوت عبداله را تغییر دادند. 

در رثای ایرج قادری

ساعت 9 شب بود که از در سینما بهمن اهواز رد می شدم سینما تعطیل بود. اما اطلاعیه ای بزرگ چشمان را متوجه خودش نمود. روزهای سه شنبه بلیط هزار تومان. با خودم اندیشیدم در کجای دنیای مدرن ودرکجای شهرهای بزرگ سینما ساعت 9 شب بسته است. یادم آمد به فوت ایرج قادری که به هر دلیل در خلوتگاه سحری به خاک سپرده شد.  آدم وقتی یاد ایرج قادری می افتد یاد هنرمندانی را درخاطرش زنده می کند که به هر طریقی در زمان خودشان برای شناخت دین و مبارزات دینی تلاش کردند. اما کسانی که با آنان در روزهای اول انقلاب برخورد نامنسجم نمودند امروزه اگر به رفتار واعمال شان نظر بیاندازیم خواهیم دید که می توانستند با جذب این هنرمندان در راه انقلاب از تجربه ها وکارهای خوب آنان برای تربیت جوانان استفاده های مخصوص نمود. ایرج قادری درچند فیلم اعتقاد خود را به دین اسلام ثابت کرد. اگر چه روسای سینمای زمان قبل از انقلاب آن زمان حربه بی حجابی را ترویج می کردند و عامه پسند بود فیلم عطش که داستان آوردن بقعه امامزاده ای که درست شده و باید بر روی قبر امام زاده نصب گردد. دوم فیلم میعاد گاه خشم که در آخر فیلم وقتی پدر پسر خلافکار به مرد داغ دیده می گوید به این روز عاشورا ببخشش و به صاحب عزا واگذارش کن که بلافاصله مجازات می شد. سوم فیلم بی حجاب که می خواهد نزدیکی ادیان را نشان بدهند تا جایی که دختر مسیحی مسلمان می شود. چهارم فیلم رفیق که هر وقت مرد اول قصه ناراحت می شود واز دنیا گله دارد رو به امام زاده می نماید. این نشان دهنده اعتقاد آنان بود که به جوانان غیر مستقیم آموزش داده می شد. پنجم برزخی ها که نشان دهند میهن دوستی  و اعتقاد و ایمان آنان بود . در آخر هر فیلمی برای خود حرفی دارد وما می بینیم که در دوران قبل از انقلاب هیچ فیلمی بر عیله اعتقادات ودستورات دینی ساخته نمی شود واگر فیلم های ناباب ساخته می شود آخرش  به توبه وروبه خدا تمام می شود . این دوران هم می گذرد واین مردم هنرمند چه زن وچه مردشان می میرند واین تاریخ است که در هر دروانی قضاوت خواهد نمود.

یادی از صفر ایرانپاک فوتبالیست بااخلاق خوزستانی

ایرانپاک در روز دوم دی ماه سال 1326 در مسجد سلیمان به دنیا آمد و در سن 23 سالگی به مدت 10 سال پیراهن تیم فوتبال پرسپولیس را به تن کرد. ایرانپاک پیراهن تیم ملی فوتبال ایران را در سال های 50 تا 53 به تن داشت. مصدومیتهای متوالی باعث شد تا وی، اندکی از اوج به دور بماند اما قدرت نمایی اش در فوتبال ایران یک سیر ادامهدار بود. همچنین 6 گل ملی در پرونده ی او دیده می شود. در روز خداحافظی او از فوتبال ، قدیمیها به میدان برگشتند و یک روز به یاد ماندنی را رقم زدند.

صفر ايرانپاك مهاجم پيشين تيم ملي ايران و باشگاه پرسپوليس در سن 62 سالگي درگذشت. او نقشي عمده در قهرماني تيم ملي فوتبال ايران در جام ملت هاي آسيا در سال 1972 داشت و گل او در بازي فينال مرحله مقدماتي المپيك مونيخ (در همان سال) مقابل كره شمالي به پيروزي ايران و صعود تيم فوتبال ايران به المپيك انجاميد. صفر ايرانپاك همچنين 12 بار در دربي پرسپوليس و استقلال حضور داشت كه با به ثمر رساندن هفت گل ركورد دار گل زني در اين مسابقه سنتي و جنجالي محسوب مي شود.همچنين او در دربي هفتم (28 خرداد 1350) يكي از حساس ترين گل ها در تاريخ اين رويارويي را به ثمر رساند و با زدن گلي در دقيقه 90 پرسپوليس را از شكست نجات داد (نتيجه بازي: 1-1). صفر ايرانپاك در روز سيزدهم تيرماه سال 1359 و در دربي بيست و سوم (كه با تساوي بدون گل به پايان رسيد) از باشگاه پرسپوليس و فوتبال خداحافظي كرد. در آن بازي محراب شاهرخي هدايت پرسپوليس را بعهده داشت و غلامرضا فتح آبادي، محمود خوردبين، حميد درخشان از جمله بازيكناني بودند كه در كنار ايرانپاك به ميدان رفتند. به نظر می رسد مسئولان  ورزش استان می بایست از این ورزشکار بااخلاق خوزستانی تجلیل کنند و یکی از مسابقات داخلی فوتبال در استان را به نام صفر ایرانپاک نامگذاری کنند.       

احداث موزه گالری عکس  دایمی را در خوزستان را جدی بگیریم

عبدالرضا سلیمانی زاده : دونکته در خصوص موزه وهنرهای تجسمی با مسئولین فرهنگی خوزستان دارم از انجایی که مسئولین ما به فرهنگ اهمیت زیادی می دهد باید این اهمیت والویت در استان خوزستان جدی گرفته شود به این دلیل باید اذغان کرد  در خوزستان هیچ وقت مساله موزه جدی گرفته نشده و نمی شود. اگر چه نمایشگاههایی دراین رابطه بر گزار می شود ولی باید گفت   اگر نگاه کنیم به استان های دیگر خواهیم دید موزه های خوبی از نظر فرهنگی با امکانات فراهم شده است. مخصوصا در تهران موزه های مختلفی برای بازدید عموم دایر می باشد .چه خوب می شد دراهواز آن هم در فرهنگسرای هنرهای معاصر موزه درباره مردم شناسی و آثار تاریخی استان خوزستان کار موزه هنر های معاصردر تمام روزهای سال ادامه می یافت موضوع این  . موزه  ها در خصوص اهمیت سنت های رایج بین اقوام مختلف خوزستان یا موزه فرهنگی با گرایش های  تاریخی بنابنا شود . اگر چه در شوش وشوشتر موزه های کوچکی است که با امکانات کم در حال بهره برداری هستند وبه این موزه ها با هزینه های کم یا زیاد به شکل ترمیم می رسند اما جوابگوی انعکاس تاریخ خوزستان نیستند . امروز موزه به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری به حساب می آید. اگر چه مساله پارک موزه در مرکزفرهنگی ارزش های دفاع مقدس مطرح است اما به نظر می رسد می بایست موزه در حوزهای مختلف دیگری در موضوعات اجتماعی نیز احداث شود.  نمی دانم در خوزستان این همه متولی فرهنگی دارد  کدام دستگاه یا نهاد درواقع مسئول حفظ آ ثار وارزش های فرهنگی خوزستان می باشد؟ اگر سازمان میراث فرهنگی مسئول است پس چرا چند موزه خوب از این سازمان دراهواز را به چشم نمی بینیم؟ موزه هنرمندان دست کدام نهاد است؟  موزه کشاورزان یا پیله وران با کدام نهاد است؟ ما نباید براثر گذر زمان تاریخ فرهنگی خودمان را به باد فراموشی بسپاریم ونسل های آیند ه ما از گذشته خودمان بی خبرمی مانند. در اکثر شهر هایی که از قدیم موزه درآنان دایر شده روبه زوال هستند.  موزه بین المللی شوش بر اثر بی توجهی وضعیت خوبی ندارد.  دریک مقاله ای از نویسنده ای که درباره میراث فرهنگی خوزستان نظراتی داده خوانده ام که موزه هایی هم که هم اکنون دایر در شهرهای مختلف می باشند دارند از بین می روند وهیچ گونه ترمیمی وراه اندازی قوی برای این مساله نیست . اما هدف این نوشته این است که تاریخ دویست سال اخیر خوزستان را از نظر فرهنگی وقومی به صورت موزه های گردشگری در اهواز دایر شود تا هم از نظر درآمدی کمکی به شهر شود وهم در شهر اهواز پذیرای علاقمندان  به خوزستان از آن استقبال کنند.  ونکته دوم که بامسئولین هنرهای تجسمی می باشد اینست جوانان ما در اکثر روهای سال وبخصوص درتابستان

استفاده از فناوری های روزرا برمی گزینند وبدین قرار است که   بازی های اینترنتی و رایانه را انتخاب می کنند چون جذاب هستند  یادمان نرود که نبایددست روی دست گذاشت تا آنان را از آشنایی  با تاریخ روزگار خود بازداریم چون با دایر گردن کارهای هنری درقالب هنر های تجسمی حداقل نیمی از جوانان را به این سمت وسو راهبر دی کرد وبه این نتیجه اگر برسیم که. اهواز می تواند حتی  گالری عکس داشته باشد ما تاکنون ندیدیم نمایشگاه گالری عکس از خوزستان که دایمی باشد. ما باید از ظرفیت های هنرمندان و نویسندگان استان هر هر شهر وروستا استفاده کامل نمایم و در این زمینه استفاده لازم را ببریم. به نظر می رسد متولیان فرهنگ دراستان خوزستان درهر دونکته که دربالا یاداوری نمودم  می بایست در این زمینه تامل جدی بکنند و مقدمات احداث موزه وکالری های عکس  در حوزه های مختلف را در استان و شهرهای مختلف آن فراهم کنند.

در آن سال های بی خبری در کوت عبداله  

هیچ وقت روزنامه فروشی در کوت عبداله در آن سال های اخوت و برادری که براساس مادیات  نبود دایر نشد. گاه گاهی که ما به مرکز شهر اهواز می آمدیم  روزنامه یا مجله می خریدیم. من هر هفته مجله اطلاعات هفتگی می خریدم. داستان های دنباله دار از سبکتیکین سالور و امیر عشیری به همراه ارونقی کرمانی داستان های تاریخی واجتماعی و جنایی استخوانداری را می نوشتند. مجله خواندنی ها درباره امور فرهنگی می نوشت. مجله هفتگی جوانان درباره اخبارهای گوناگون جوانان ومشکلات کاذ ب هنری قلم فرسایی می نمود. دومجله ورزشی به نام اطلاعات ورزشی وکیهان ورزشی هم بودند.  آنها را نیز تهیه می کردم و می خواندم. جوانان کوت عبداله همه درگیر کار وتلاش برای زندگی شان بودند. وعده کمی مانند من بودند که به دنبال کتاب وروزنامه می رفتند. گرچه این نقیصه برای فردای جوانان مشهود شد و امروزه با تمام مشکلات اقتصادی وفرهنگی نمایان است که جوانان بر اثر برخوردار از فراوانی مطبوعات درکوت عبداله و شهرک های سر جاده تا شهر اهواز از اطلاعات کافی ووافی درهر مساله ای بر خوردار هستند.درآن سال های رفته کوت عبداله اکثر جوانان اوقات فراغت خود  به سینما می رفتند. کتاب های جلال آل  احمد ، سیمین دانشور ، دکتر شریعتی و شهید مطهری و... هم در بین جوانان رونقی داشتند. یادم می آید اداره فرهنگ در باغ معین بالاتر از سینما ساحل بود. گاه گاهی به انجا سری می زدم سر دکه روزنامه فروشی ها فریاد خوزستان هم گاهی مشاهد می شد. اهواز همین یک نشریه محلی را داشت . روی پیشخوان مطبوعات مجله های خارجی بیداد می کرد وناگفته نماند که مجله های خارجی شئون اخلاقی را رعایت نمی کردند.

تنها اشتباه اکثر آن روزگار جوانانی مانند من این بود که استفاده بهینه درمورد زبان خارجه ننمودیم تا امروز در آموزش صنایع استان مفید واقع شویم. امروزه درسایه پیری من جوانان آنقدر بر زبان خارجه تسلط دارند که مایه مباهات  من شده است.امروزه روز  رونامه های فراوان محلی  که پر از محتوای علمی فرهنگی واجتماعی هستند روی پیشخوان کیوسک های مطبوعات خودنمایی می کنند. تحلیل های اجتماعی و فرهنگی  آنقدر فراوان  است که انسان نمی داند کدام مقاله وکدام نقدها را بخواند. درآن سال ها همه به دنبال کدام ستاره سینما بودند ویا بدنبال کدام هنرپیشه خوش قیافه بودند .گذشت سال های جوانی وکوت عبداله هم باز جوانانی را به دست زمان پیر تحویل می دهد وما را زمان جا می گذارد .امیدوارم جوانان امروز با درک شرایط و استفاده از تمامی فرصت ها و امکانات موجود در یادگیری زبان خارجه برای ارتباط مستمر با آخرین تحولات و پیشرفته های جهانی و اقتباس از آنان برای پیشرفت ملی همت کنند.

آن شب های قصه ای کوت عبداله

یادم نمی رود که شب ها با بابام به دیدار  بستگان  به صورت دوره ای می رفتیم. آن روزها کوت عبداله در یک حال و هوای با صفایی متشکل از دوستی و محبت و اختلافات جوانان که سرانجام به دوستی ختم می شد می گذشت. آن روزها دوستی ها و رفاقت رنگ سادگی و صمیمت داشت. در آن زمان مسائل . اختلافات اهالی با مداخله ریش سفیدان منطقه حل وفصل می شد.آن روزها مرگ ومیر و به تبع برگزاری مراسم فاتحه به ندرت پیش می آمد.روز درگذشت بابا هادی پیرمردی را که همه می دانستند بیمار است را یادم می آید. مردان قدیم مردانی از استقامت وجوانمردی در سایه معنویت وتقوا بودند.این روزها مشکلات اقتصادی مردم آن قدر زیاد شده است که انسان ها روز به روز از هم دور می شوند. با پدر مرحومم به منزل حاج کلمندی بزرگ طایفه مان  می رفتیم. وقتی وارد شدیم منزل مملو از مهمان بود. ناگفته نماند بانوان فامیل  هم در این مهمانی ها حضور داشتند. حلقه زده بودند. حاج کلمندی روی تختی بزرگ نشسته بود و همه بزرگان در کنارش روی تخت به دایره می نشستند. بعد از همه  بیان همه حرف ها و حدیث های که بیشتر اخبار خوشحال کننده و امیدوارکننده بود . بیشتر گفتگوها در خصوص آشنایی بیشتر با بستگان دور و نزدیک و اخباری در مورد آخرین وضعیت آنان بود. بعد نوبت به قصه گویی بزرگان می شد. ما کوچکترها روبرویشان روی فرش که روی زمین پهن بود نشسته و ساکت و  آماده گوش دادن بودیم. آن شب که یکی از  شب ها در تمام آن سال ها بود نوبت به قصه گویی عمه ستاره رسید. قبلا هم در نوشته های قبلی گفتم عمه ستاره قصه گوی فامیل بود. عمه ستاره با بسم الله رحمن و رحیم قصه اش را شروع کرد. در زمان های قدیم شهری بود که همه از نداشتن یک ملک رنج می بردند. همه دعا می کردند که خدا یک ملک به آن هدیه بدهد تا اینکه یک روز ملک جمشید از شهر بازدید کرد. همه خدا  را شکر کرده و به استقبالش رفتند. همه ماجرا را برایش بازگو نمودند. ملک جمشید به مردم گفت: شما خودتان هر کدام یک ملک هستید. همه به هم نگاه کردند. ملک جمشید گفت من ملک جمشید زمینی هستم. اما قلب های شما هر کدام یک ملک آسمانی است که برای بهتر زندگی کردن و بهتر باهم بودن و برادر بودن باید پیدایش کنید. پیام من این است ای مردم وقتی به هم رحم کردید وقتی با هم  درکنار دیگران  زندگی خوبی  را ادامه دادید واز همه مهمتر تقوا و مدارا کردن با همدیگر را در نظر داشتید شما ملک آسمانی می شوید. یادمان باشد که ملک زمینی اگر قلبش آسمانی بود درست است نه هنگام مرگ که توبه پیش خدا در زمان بدرود حیات قابل قبول نیست. اگر در سمتی بودی و توانستید قلب آسمانی داشته باشید برنده دنیا و آخرت شدید.

آخر شب درحالیکه ما بچه ها گوش هایمان را تیز کرده بودیم وچندتا چای خورده بودیم خواب آلود در آغوش پدرهایمان به خانه می رفتیم. آنان که مادر داشتند خوش به حال شان  بود من همیشه مادر نداشتم. پس مجبور بودم در آغوش  پدرم آرام بگیرم