نامه ای از تاریخ اهواز  

نامه ای در میان برگ های کتابی که از دستفروشی خریده بودم فکرم را مشغول کرده است. این نامه تاریخ روز و ماه ندارد. اما تاریخ سال را داشت 1341. مضمون نامه خطاب به شخص خاصی  نبود. اما اوضاع واحوال شهر را تشریح می کرد نامه بدین شکل آغاز می شود: با سلام به شهروندان آینده این شهر(اهواز) امروز که در شهر گردش می کردم گاوهای فربه را در خیابان های شهر دیدم که غذا های فراوان پس مانده را جستجو می کردند. بزهای زیادی در پس کوچه ها مشغول چرا هستند. از سگ ها هم بگویم که سرحال و بازیگوش هستند. از هوای پاکی برخوردار هستیم. گاوها با وجودی که در شهر آزاد هستند شیر خوبی هم می دهند. شهر اهواز از خیابان های خوب وجاده های صاف و تمیزی بر خوردار می باشد. نمی دانم در  50 سال آینده شهر اهواز چگونه شهری است؟ آیا از خیابان های مدرن و مکانیزه تر از امروز برخوردار است؟ حتما بر خوردار است. اهواز امروز جعمیت کمی دارد. اکثرا بومی  هستند. از طرف چهارصد دستگاه که کنارش پارک کوچکی است و در آن پارک بچه های بی سرپرست را که در حمایت دولت است در خود جای داده است.  تا چهارشیر بیابان است. از چهار شیر تا گلف شرکت نفت بیابان است. مسابقه های فوتبال با شکوه انجام می شود. قیمت بلیط آن قدر ارزان است که همه زن و مرد به مسابقات فوتبال و غیر فوتبال می روند.

 آب رودخانه کارون آن قدر بالا است که در پشت ساختمان بانک ملی است. جلوه خاصی به شهر اهواز داده و زیبایی شهرمان را ده چندان نموده است. پل سفید که تا زیر چهار چوبش آب  بالاست. هیچ جزیره ای و لو کوچک نیست.  مردم از نعمت این آب آن قدر خوشحال هستند. مردم برای این نعمت خدا سر خود را به نشانه سپاس از پروردگار بر روی زمین سجده وار فرود می آورند. اهواز شهر نعمت هاست. از یک طرف نفت این سرمایه خداوندی را به مردم مسلمان و شیعه استان خوزستان داده است. از یک طرف زمین های پر برکت گندم وجو از همه مهم تر نخل های فروان که هر ساله از برکت این نخل ها که حاصلخیزند اهواز با بوشهر وحتی با نخل های خرمشهر شاید بانخل های بصره در کشور دوست وهمسایه برابری می کنند. و مرعزارهای خوب و بوستان های فراوان دور تادور اهواز را احاطه کردند. خدایا ایا اهواز در 50 سال دیگر به همین زیبایی خواهد ماند؟ زمزمه هایی است که صنایع فولاد را می خواهند در شرق اهواز بنا کنند می گویند نقشه کارخانه لوله سازی وابسته به شرکت ملی نفت درکارون را پی ریزی کردند. از سه راه خرمشهر پنج کیلومتر که برویم دیگر بیابان است. تا نزدیکی های خرمشهر می باشد و باید گفت نیوساید تازه ساز خانه کارمندان شریف شرکت نفت است. شرکت نفت چقدر درکارهایش نظم وانظباط دارد. همیشه درخانه های شرکتی نظافت حرف اول را می زند. باشگاه های شرکت نفت درکارون ودر نیوساید و در خرمکوشک هستند. البته درکوت عبداله هم خانه های کارگری وکارمندی می باشد.  از دروازه به طرف چهار شیر به جز سمت چپ که اداره شرکت نفت است دیگر همه زمین ها زیر کشت محصولات گندم وجو می باشند. آب اهواز آنقدر شیرین وگوارا است که انسان هرچقدر ازاین آب بنوشد سیراب نمی شود. البته درهمه جا شیر آب فشاری گذاشته اند در بعضی از نقاط لوله کشی شده است مخصوصا مناطقی که شرکت نفت در آنجا می باشد.دکتر کمیاب است. اما مراجعین به پزشک هم کم هستند. مردم از گوشت تازه و مرغ های زنده استفاده می کنند. تخم مرغ های خانگی به فروش می رسند. به تازگی خبرهایی درباره مرغ وتخم مرغ ماشینی در خوزستان شنیده می شود. در بازار میوه ها آنقدر آبدار و ارزان هستند و به روی انسان می خندند که روز به روز انسان با نشاط و روحیه می گیرد. 

اهواز و شب های بلند  

گاهی وقتها اروزهای بلند شهروندان برای بهتر شدن زندگی درشهر شان تبدیل به یک مانع بزرگ می شود هر شهر ی که شهروندانش درمقابل شهرشان مسئول باشند ان شهر بهترین شهر دنیا خواهد بود شهروندان اهوزی ازان دسته شهروندانی هستندکه باید در راه پیشرفت این شهر کمک شایانی بنمایند

شهر اهواز واروزهای بلند شهروندان با توجه به یک طرفه نمودن خیابان سیمتری از چهار راه نادری به امام ویک طرفه نمودن خیابان مهم طالقانی  در مرکز شهر اهواز مردم تکلیف خود را نمی دانندکه ایا به مرکز شهر ی با تمام امکانات امدند یا به مرکز شهری در 40 سال گذشته وارد شدند مردم از خود سوال می کنند چند نسل دیگر از فرزندانشان شاهد عقب نشینی خیابان سیمتری وحتی نادری باید باشند با امدن شهردار ی مصمم که می خواهد رنگ وروی شهر اهواز را دگرگون نماید انتظار می رود برای مغضل خیابان های کهنه شهر فکری بشود مثال چرا نباید نمایندگی ها چند درصدی از درامدشان را به بهینه سازی وپیشرفت شهر اختصاص دهند مردم از شهردار محترم اهواز می خواهند حالا که شورای شهری نیست که چوب لای گاری پیشرفت شهر با باری از گهنگی بگذارد خود شهردار باید نمایندگی های وارد کنندگان وفروشندگان شهر را بخواهد ودر مساله بهینه سازی خیابان ها چاره ای بیاندیشند اگر هم کمک می کنند باید شهردار به مردم گزارش بدهد که این نمایندگیها چند درصد کمک می کنند 3795712-0611 3788999-3788754-0611 اتوبان قدس جنب مجتمع قضائي شماره2 715 اهواز-صفائي اهواز

اهواز-آذرنوش بقاليان زاده اهواز

اهواز-جواد آزاده نام اهوازاهواز علي امين پور فعال 3776231

3,781,300 0611 اهواز، خيابان انقلاب، سه راه خرمشهر ، نمايندگی مزدا *

1,632 اهواز علی مرزعاوی

شرکت سام خودرو کار

واینکه باید گفت اگر شورای نوسازی شهر در شهر داری قانونی را تصویب کند که هر خانه 30 سال وهر مغازه 25 سال سندیت دارند وباید تخریب شوند ونوسازی کامل گردند می بینیم خیلی از خانه ها قدمتشان به 40 سال درمرکز شهر می رسد ونال گفته نماند اکثر ا خانه هایی که قابل سکونت نیستند را اجاره به بنکداران دراوردند اگر شهری زیبا اگر شهری خوب وبا جاده هایی بهینه شده واستاندارد می خواهیم باید ماده ها وتبصره ها را به چاکش تجدید نظر بکشیم مردم دراهواز خیابان می خواهند مردم دراهواز اتوبا ن می خواهند فضای زیست محیطی برای مردم درمرکز شهر نیست وهمه ما می دانیم که شهردار اهواز با جدیت با مدیریت کارهایی که سال ها به عقب ماندگی اهواز کمک کردند را ترمیم می نماید اگر چه بازاریان در اهواز مسئولیت دارند که با امکانات وبخشش های شهرداری کمک بگیرند وخود به عقب نشینی دست بزنند امید واریم که یک روز اهواز را مانند قم یا شیراز از نظر شهر سازی ومحیط زیست بالاتر ببینیم.

قدمت سینما در خوزستان به سال‌های دور برمی‌گردد


سینما در خوزستان زمانی به ‌وجود آمد که انگلیسی‌ها برای کار در شرکت‌های نفتی به شهرستان‌های آبادان و مسجدسلیمان آمدند. آن‌ها برای تفریح و سرگرمی پرده نقره‌ای را انتخاب کردند. کم‌کم سالن‌های سینما سراسر استان را فراگرفت تا جایی که می‌شود گفت خوزستان به دروازه ورودی فیلم‌های سینمایی به کشور تبدیل شد.

تعداد تمام سینماها در استان خوزستان تا قبل از انقلاب و تا سال ۵۶ چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی یعنی شرکت‌های صنعتی و نفتی به ۴۵ سالن اعم از سینمای مسقف و تابستانی (بدون سقف) می‌رسید. آبادان با داشتن ۲۵ سینما که ۱۴ باب از آن‌ها دولتی بودند بیش‌ترین سهم را داشت.

به گزارش خورنا و به نقل از خبرگزاری ایسنا، سرپرست حوزه هنری آبادان در مورد سینماهای این شهر می‌گوید: آبادان که قبل از انقلاب بیشترین سینماها را در کشور داشت در حال حاضر فقط سینما نفت را دارد. از ۲۵ سینمایی که قبل از انقلاب در آبادان بودند تنها یک سینما باقی ‌مانده که این امری عجیب است.

مریم دلباری افزود: این به معنی این نیست که ما سینما نخواهیم. ما بارها درخواست داده‌ایم و مکان‌هایی را داریم که سینما نیست و مجتمع فرهنگی است. تقاضا کردیم که این مکان فرهنگی به سینما تبدیل شود و حتی اعتبار آن را نیز جذب کردیم و حوزه هنری کشور حمایت کرد.

وی اظهار کرد: متاسفانه شهر و استان همکاری لازم را نکرده‌اند. در حال حاضر هیچ سینمایی در اختیار حوزه هنری آبادان نیست. مسؤولان استان و شهرستان همکاری نکرده‌اند. من حتی با نماینده‌های مجلس هم نامه‌نگاری کرده‌ام.

او ادامه داد: به هر سه نماینده گفتم که مساعدت کنند و مکانی را که در آن مستقر هستیم به نام حوزه هنری بزنند چون تا سند به نام حوزه هنری نباشد، نمی‌توانیم اعتبار جذب کنیم. اعتبار به نام حوزه هنری آبادان آمد و تصیم گرفتیم مکانی که در آن هستیم را به عنوان سینما راه‌اندازی کنیم. اما به دلیل این که مکان به نام حوزه هنری نبود این اعتبار برگشت خورد.

او بیان کرد: ما به مسؤولان شهرستان گفتیم که کمک کنند تا سینما رکس آبادان را احیا کنیم؛ سینما رکسی که الان به پاساژ تبدیل شده است. یا مجتمع فرهنگی که در ایستگاه چهار کوی قدس قرار دارد و نیمه کاره است.

سرپرست حوزه هنری آبادان گفت: حوزه هنری آبادان هیچ سینمایی ندارد و مطمئن باشید اگر داشت آن را احیا می‌کردیم و نمی‌گذاشتیم راکد بماند. حوزه هنری استان سینما بهمن دزفول را دارد احیا می‌کند. اگر ما چنین مکانی داشتیم  آن را احیا نمی‌کردیم؟ سینماهای زیادی در آبادان دست نهادهای مختلف هستند و در اختیار حوزه هنری آبادان نیستند. قطع به یقین بدانید حتی اگر یک ساختمان به نام سینما و به دست حوزه هنری آبادان بود تا الان به اکران فیلم رسیده بود.

وی یادآوری کرد: آبادان دروازه مدرنیته سینماهای کشور بوده است. نجف دریابندری مترجم شاخص ایرانی از طریق فیلم‌هایی که به روز می‌آمد توانست کار ترجمه را یاد بگیرد. اما الان حتی یک اکران به‌ روز نداریم تا جوانان ما به سالن‌های سینما بروند و استفاده کنند. این برای شهری با این قدمت و پیشینه معضل است. به غیر از دو سینمایی که دست بنیاد اقتصادی امام خمینی (ره) هستند بقیه سینماها ملک شخصی است و اقدامی هم برای خریداری آن‌ها نشده است. مکان نیمه کاره دیگری در ایستگاه چهار کوی قدس به نام مجتمع شهید رهبر داریم که سینما نیست ولی می‌توانیم آن را به سینما تبدیل کنیم و برای آن تقاضا دادیم اما با ما همکاری نمی‌شود.

به گزارش خبرنگار ایسنای خوزستان اهواز ۹ و خرمشهر پنج سینما به غیر از سینماهای شرکتی و خصوصی داشت. هم‌چنین شهرهای دزفول، مسجدسلیمان، اندیمشک و بهبهان هر کدام دارای دو سالن و شهرهای رامهرمز، شوشتر و سوسنگرد هر کدام با یک سینما از شهرهای صاحب سینما بودند.

یک کارگردان سینما در مورد وضعیت سینما و سالن‌ها می‌گوید: سالن‌های سینمای ما دو مشکل اساسی دارند؛ یکی مدیریت بسیار بد و ابتدایی که نمونه اشکال آن‌ها این است که تمام پرسنل باید لباس فرم داشته باشند و دیگری این که کارمندان سینماهای ما اهل این کار نیستند.

علی‌اصغر شادروان افزود: در سینماهای ما در یک طرف خود سینماها هستند و در طرف دیگر مدیریت سینما و جاذبه‌هایی است که در سالن نمایش و سالن انتظار وجود دارند. متاسفانه اکثر سینماهای ما در دهه ۴۰ ساخته شده‌اند و اصول ساخت سینما در آن‌ها رعایت نشده است؛ حتی سینما هلال اهواز که در دهه ۷۰ ساخته شده و از سینماهای جدید به شمار می‌رود. این سینماها طرح‌های دهه ۴۰ هستند و به همین دلیل جاذبه‌ای برای بیننده ندارند.

او ادامه داد: ساختمان، نوع ساخت، نوع سیستم‌های گرمایی و سرمایی سینما‌ها مشکل دارند. در حالی‌ که سیستم تمام سینماها به کولرهای دو تیکه تبدیل شده است، قبلا به جای این کولرها موتورخانه داشتند و در سرما و گرما از آن‌ها استفاده می‌شد که هم صدا به بیرون نمی‌رفت و هم هوا همیشه معتدل و مساعد بود.

این نویسنده و کارگردان سینما بیان کرد: سینما اکسین اهواز اولین سینمای خاورمیانه بود که فیلم‌های سه بعدی با عینک مخصوص را در سال ۵۳ نمایش داد. یکی از این فیلم‌های سه بعدی که با عینک مخصوص در سینما اکسین نمایش داده شد فیلم “حباب” بود.

او افزود: قبلا مدیر یا کارمند سینما فیلم‌ها را می‌شناخت و اولین تماشاگر و منتقد سینما آن‌ها بودند. مدیران سینما فیلم‌ها را نقد می‌کردند اما الان اطلاعی از فیلم‌ها ندارند چون برای این کار ساخته نشده‌اند و تحصیلات این کار را ندارند.

کارگردان فیلم سینمایی “پاتک” گفت: اگر فیلم خوب باشد استقبال به خصوص از طرف خانواده‌ها بیشتر می‌شود اما به دلیل نبود مدیریت درست و جاذبه در سالن تماشاگر نسبت به پنج سال پیش خیلی کم‌تر شده است.

او خاطرنشان کرد: هیچ کدام از سینماهای ما از نظر صدا استاندارد نیستند. تمام سینماهای اهواز از نظر نور نیز استاندارد نیستند. نور لامپ از نظر وات حدی دارد. اگر از آن حد پایین آمد باید عوض شود ولی در سینماهای ما لامپ‌ها را عوض نمی‌کنند.

شادروان ادامه داد: این عوامل به فیلم لطمه می‌زند. به خصوص فیلمی که بخش خصوصی ساخته است. وقتی صدا خوب نباشد و گوش خراش باشد وقتی تصویر واضح نباشد این‌ مشکلات ناراحتی ایجاد می‌کند.

او خاطرنشان کرد: ۷۰ درصد از مخاطبان سینما زیر ۳۰ سال و ۳۰ درصد بقیه بالای ۳۰ سال هستند. اگر آن جاذبه‌ها ایجاد شود خانواده درصد بیشتری را به سینما اختصاص می‌دهد. چون ما در سالن انتظار هیچ جاذبه‌ای نداریم تماشاگر ترجیح می‌دهد در لحظه شروع فیلم به سینما برود.

نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی “تیرباران” گفت: سینماهای ما فیلم‌های خارجی وارد نمی‌کنند و آن چه که می‌توانیم به طور کلی درباره آن نظر بدهیم فیلم‌های داخلی هستند. به نظر من از فیلم‌های خانوادگی و فیلم‌هایی که مسایل اجتماعی را مطرح می‌کنند بیشتر استقبال می‌شوند.

او عنوان کرد: اگر مدیریت صحیح و درست باشد و اکران سر وقت انجام گیرد شاهد استقبال خوبی خواهیم بود. بعضی وقت‌ها پرسنل سانس‌های آخر را زودتر شروع می‌کنند تا بروند استراحت کنند. سینما جزو مایحتاج روزانه مردم نیست. شخصی که بخواهد تفریح کند و فراغتی داشته باشد به سینما می‌آید.

شادروان اظهار کرد: باید روی سانس‌های بعد از هشت شب حساب کرد. در حالی‌ که ما آخرین سانس‌مان هشت و نیم شب است. به نظر من سانس آخر در شهر اهواز باید ۱۰ شب باشد.

گزارش خبرنگار ایسنا در خوزستان حاکی است با آمدن تلویزیون و گسترش سریع آن مردم دیگر کمتر رغبت به رفتن به سینما کردند و جعبه جادویی این ‌چنین جای پرده نقره‌ای را گرفت. تلویزیون مردم را در خانه نشاند و سینما از رونق افتاد.

با شروع جنگ نیز آسیب‌‌های فراوانی به سینماهای استان وارد شد. مردم دیگر حال و حوصله سینما را نداشتند و درگیر هشت سال جنگ تحمیلی شدند و بعد از اتمام جنگ به جای سینماها با خرابه‌های آن‌ها مواجه شدند. در گیرودار جنگ ۹۰ تا ۱۰۰ درصد سینماهای آبادان و خرمشهر که یکی از ستون‌های سینمای کشور بودند تخریب شدند.

در حال حاضر در اهواز پنج سینمای فعال وجود دارد که فیلم‌های متفاوت و به ‌روزی را به نمایش می‌گذارند اما تنها به ‌روز بودن فیلم‌ها کافی نیست. سه سینما در اختیار حوزه هنری استان خوزستان، یک سینما در اختیار بخش خصوصی و سینمای دیگر در اختیار جمعیت هلال احمر استان است.

یکی از سینماداران اهواز درباره وضعیت سینما و سینماداری در استان خوزستان گفت: سینماهای ما اصلا مشخصات سینمای استاندارد را ندارند. استاندارد یعنی در حدی که شخصی بخواهد فیلم را با کیفیت مناسب صدای مناسب و در عین راحتی ببیند. کسی که بخواهد به مرکز شهر برود مشکلات رفت و آمد، پارکینگ، شلوغی و موقعیت مکانی را نیز باید به مشکلات او اضافه کرد.

مهدی اکبریان اعتقاد دارد: فیلم در صورتی‌ مخاطب پیدا می‌کند که در تهران فروش خوب و استقبال خوبی داشته باشد. همچنین اگر تبلیغات عمومی آن خوب باشد و صدا و سیما و روزنامه‌ها آن را تبلیغ کنند. فیلم‌هایی هستند که مردم تماس می‌گیرند و آن‌ها را درخواست می‌کنند.

مدیر سینما هلال اهواز اظهار کرد: بر خلاف ما موقعیت مکانی و جغرافیایی و فرهنگ مردم در تهران ایجاب می‌کند که خیلی از فیلم‌ها را اکران کنند. فیلم‌هایی هستند که مخاطبان زیادی را به سینماها می‌کشانند. ما در جشنواره فیلم فجر “جدایی نادر از سیمین” را باید سه بار اکران می‌کردیم که ۱۰ بار اکران شد و در همه سانس‌ها سالن پر از جمعیت بود. این اهمیت تبلیغات داخلی را نشان می‌دهد.

اکبریان ادامه داد: همچنین اسم و رسم کارگردان و بازیگران فیلم در فروش فیلم موثر است اما در کل فیلم‌های طنز و کمدی فروش بیشتری دارند. فیلم‌هایی مانند “‌جدایی نادر از سیمین”، “جرم” و “ملک سلیمان” به خاطر تبلیغات وسیع‌شان است که خوب استقبال شدند.

وی تصریح کرد: سینماداری اصلا به صرفه نیست و اگر کسی به سمت سینماداری می‌آید به ‌خاطر علاقه‌ای است که به این شغل دارد و با این شغل گره خورده‌ است. این کار درآمد آن چنانی ندارد و درآمد آن معمولی است.

اکبریان اظهار کرد: از مشکلاتی که سینماهای ما دارند می‌توان به دستگاه‌های آپارات اشاره کرد که باید دیجیتالی باشند اما دستگاه‌های ما قدیمی هستند. وقتی که مشکلی پیدا می‌کنند هزینه بالایی دارند. مشکل دیگر، سیستم‌های خنک کننده و گرم‌کننده است که اکثر سینماهای اهواز این مشکل را دارند. همچنین کمبود تماشاگر که مهم‌ترین معضل سینماهای ما به شمار می‌رود.

به گزارش خبرنگار ایسنا در خوزستان اگر بخواهیم سینماهای شهرهای دیگر را بررسی کنیم از شهر آبادان و خرمشهر که دروازه ورود فیلم‌ها به ایران بوده‌اند و تمامی فیلم‌ها از آبادان به کشور معرفی می‌شده‌اند، شروع می‌کنیم. چرا آبادان که مهد سینمای ایران به شمار می‌رود باید از ۲۵ سینمایی که قبل از انقلاب فعال بوده‌اند در حال حاضر یک سینمای فعال داشته باشد؟ آن سینما هم از صدقه سر وجود شرکت نفت و با نام سینما نفت آبادان است!

چرا حوزه هنری آبادان یک ملک برای خودش ندارد که آن را به سینما تبدیل کند؟ بقیه مکان‌هایی که سینما بوده‌اند یا در حال تخریب هستند یا تخریب شده‌اند و یا خاک می‌خورند. خرمشهر نیز فقط یک سینما به نام سینما “نخل” دارد که زیر نظر بنیاد مستضعفان است و با این که مردم استقبال خوبی از سینما در این دو شهر می‌کنند باز هم اقدامی برای افزایش تعداد سینماها در آن‌ها نمی‌شود. خرمشهر قبل از جنگ هفت سینمای فعال داشت اما بعد از جنگ همه تخریب شدند و فقط سینما نخل باقی ‌مانده است.

سوسنگرد هم که سینما آزادی آن یکی از اولین سینماهای کشور است به یک قطعه زمین خالی تبدیل شده و سینمایی ندارد.

بهبهان که سینمای “شهر قصه” را دارد و ۱۰ سال است که بخش خصوصی آن را خریده چرا به خاطر مشکلی که بین ورثه این ملک وجود دارد باید خاک بخورد؟

امیدیه نیز وجود شرکت نفت به سود او بوده و یک سینما به نام سینما “نور میان کوه” دارد که بخش خصوصی مالک آن است و مردم نیز از وجود و امکانات آن راضی هستند.

دزفول که یکی از بزرگترین شهرهای استان است دو سینمای تعطیل دارد. سینما بهمن سه سال است که تعطیل شده و سینما آپادانا که ۳۰ سال است خاک می‌خورد. فقط سینمای مجتمع فرهنگی فعال است که استقبال از آن کم است به این دلیل که از مرکز شهر دور است و فیلم‌های آن نیز به گفته مردم شهر به روز نیستند.

شنیده‌ایم حوزه هنری استان خوزستان سینما بهمن دزفول را از بخش خصوصی خریداری کرده و در حال تبدیل کردن آن به مجتمع فرهنگی و سینمای است که امیدواریم از این دست اتفاقات زیاد بیفتد.

اندیمشک سینما بهمن را داشته که به علت عدم استقبال مردم شهر تعطیل شده است. آن هم دست بخش خصوصی بود که شش سال پیش تعطیل شد.

شهرستان ایذه دو سینما دارد که هر دو دست بخش خصوصی و تعطیل است. این سینماها به علت وام‌های بلاعوضی که ارشاد به بخش خصوصی داد احداث شده‌اند و امروزه که وامی در کار نیست “سینما مرکزی” ایذه تعطیل شده و “سینما آزادی” آن نیز ۱۳ سال است که خاک می‌خورد.

شوشتر از معدود شهرهای استان است که سینمای فعال دارد. “سینما آبشار” شوشتر دست بخش خصوصی است که با اکران به موقع فیلم با استقبال خوب شهروندان مواجه است.

شهر بندر امام هم “سینما ساحل” را دارد که آن هم به دلیل اهل سینما بودن صاحب آن فعال است اما استقبال از آن به دلیل به روز نبودن فیلم‌ها بسیار کم است.

پای صحبت‌های سعید عساکره مالک سینما ساحل بندر امام که می‌نشینیم از کم بودن استقبال گله‌ می‌کند. او می‌گوید: فیلم‌ها را زود در اختیار ما نمی‌گذارد. ما  هم‌اکنون فیلم فوتبالی‌ها را که مدت‌ها است اکران آن در سینماها به پایان رسیده روی پرده داریم.

وی افزود: به علت کم بودن استقبال فقط یک سانس در روز فیلم را اکران می‌کنیم و مجبور می‌شویم برای در آمدن خرج سینما آن را به دست اجراهای عمومی تئاتر در بندر امام و ماهشهر بدهیم. احداث سینما را به هیچ شخصی توصیه نمی‌کنم چون درآمد و سودی ندارد و راه‌اندازی سینما در همه استان به سود هیچ شخصی نیست.

شهرستان شوش یک سینما دارد که ۲۰ سال است خاک می‌خورد. این سینما به علت ورشکستگی تعطیل شده است و هیچ کس حاضر به سرمایه‌گذاری و راه اندازی مجدد آن به دلیل دور بودن از مرکز شهر نمی‌شود.

هفت تپه نیز سینمایی داشت که آن هم به خاطر وجود کارکنان کاغذ پارس فعال بود اما امروز هفت سال از تعطیلی آن می‌گذرد.

رامهرمز سینمایی داشت که به علت کم بودن استقبال و به روز نبودن فیلم‌ها بعد از ۹ ماه فعالیت تعطیل شده است.

ماهشهر که از دیگر شهرهای استان است که “سینما دریا” را دارد که فعال است و دست بخش خصوصی است. سینمای دیگر ماهشهر “سینما میلاد نور” است. این سینما شرکتی است. سینمای سوم این شهر “سینما اندیشه” است که آن نیز شرکتی است. این سه سینما نیز از کم بودن استقبال گله دارند چون هر فیلمی که به شهر می‌آید هر هفته در یک سینما است و هر سه سینما آن فیلم را نمایش می‌دهند!

 مسجدسلیمانی‌ها نیز چهار سینما دارند که همه آن‌ها تعطیل هستند. “سینما هلال” که دولتی است و سه سال است خاک می‌خورد. “سینما باشگاه مرکزی” نیز دولتی است و دو سال است تعطیل شده است. “سینما ستاره آبی” دست بخش خصوصی است که باز تعطیل است. “سینما فرهنگیان مسجدسلیمان” چهار یا پنج سال است که تعطیل است. تعطیلی سینماهای این شهر نیز به علت کم بودن استقبال و نداشتن امکانات است. حرف‌های یک فیلم‌ساز درباره وضعیت حال حاضر سینماهای خوزستان نیز جالب توجه است.

 محمود رحمانی اعتقاد دارد: امکانات سینماها خوب است اما نواقصی دارند. سینماهای ما در حال بازسازی هستند ولی در هر صورت ماشینی که عمر خود را کرده دیگر به درد نمی‌خورد.

 محمود رحمانی گفت: عمر تمام سینماهای ما به ۴۰ یا ۵۰ سال پیش برمی‌گردد که امکانات، معماری و ساختار آن‌ها برای آن جمعیت و مردم آن زمان تهیه شده است. خیلی از این سینماها تخریب شده‌اند و تعداد کمی از آن‌ها با همت اساتید سینما در خوزستان برپا مانده‌اند و در حال فعالیت هستند.

 وی افزود: ما نیاز به سینماهای دایوینگ داریم. در کشور ما هر سال ۹۰ فیلم سینمایی تولید می‌شود که به ‌خاطر کمبود سینما همه آن‌ها اکران نمی‌شوند. ما برخلاف اروپا سالن‌های بزرگ و عریض داریم. باید سالن‌های کوچک  ۱۰۰ یا ۱۵۰ نفره بسازیم و به جای داشتن سالن‌های کم با جمعیت زیاد سالن‌های زیاد با جمعیت کم داشته باشیم.

 این فیلم‌ساز اظهار کرد: کشور ما در بحث حضور در سینما و دیدن فیلم رکوردهای خاصی دارد اما به اندازه‌ای که به فوتبال اهمیت داده می‌شود به سینما اهمیت داده نمی‌شود.

 رحمانی ادامه داد: از نظر اکران فیلم‌ها در خوزستان تقریبا فاصله‌ای میان ما و پایتخت وجود ندارد و فیلم‌ها به ‌روز اکران می‌شوند. اهوازی‌ها و خوزستانی‌ها با توجه به پیشینه و دیرینه آن‌ها در دیدن فیلم و رفتن به سینما بیشتر فیلم‌های ژانر اجتماعی و خانوادگی را می‌پسندند.

 این فیلم‌ساز گفت: فیلم‌بین‌های ما به سه دسته تقسیم می‌شوند و در کل مخاطبان سینماها در ایران همین سه دسته هستند؛ دسته اول مخاطب عام به معنای عموم است که بر اساس تبلیغات، نوع فیلم و علاقه‌مندی‌های شخصی فیلم می‌بینند که در دوره‌ای به سینما می‌روند و در دوره دیگر نمی‌روند.

 او ادامه داد: دسته دیگر مخاطبان خاص هستند که این مخاطب فیلم‌اش را خودش انتخاب می‌کند که بیشتر آن‌ها دگراندیشان و متفکران هستند.

 رحمانی گفت: دسته سوم مخاطبان حرفه‌ای هستند که سینما آن‌ها را از دست داده است. این‌ها شیفته سینما هستند و فیلم‌بین حرفه‌ای هستند که اگر سینما به این نوع مخاطبان فیلم نرساند به دی وی دی‌ها رجوع می‌کنند. مخاطب حرفه‌ای یک فیلم‌بین حرفه‌ای نیز هست.

 او افزود: هر سه دسته این مخاطبان در خوزستان وجود دارند اما بیشتر مخاطبان سینماها در خوزستان مخاطبان حرفه‌ای هستند.

 شاپور موری کارمند و پیشکسوت سینما که ۲۶ سال است در سینماهای اهواز فعالیت می‌کند گفت: سینماها در حال خراب شدن هستند. با فیلم‌های موجود سینما به هیچ جایی نمی‌رسد. سینماگران ما باید سعی کنند فیلم‌های هنری بسازند. نباید فیلم‌های یکنواخت بسازند. فیلم‌های خانوادگی در جامعه خیلی تاثیر گذار است.

 وی افزود: اشتباهی که سینمادارها در اهواز می‌کنند این است که فیلم‌های تکراری در سینماهایشان نمایش می‌دهند. فیلم‌ها باید مختلف و گوناگون باشد تا مردم به سمت سینما کشیده شوند و سینمازده نشوند.

 این کارمند پیکشسوت سینما ادامه داد: تبلیغات تاثیر زیادی در جذب مخاطب برای سینما دارد. فیلم‌های طنز و کمدی بیشترین مخاطب را دارند. فیلم‌های کودک و نوجوان خیلی کم ساخته می‌شوند حال آن که وجود آن‌ها در سینما لازم است.

 موری اظهار داشت: دیدن فیلم در سینماها برای مردم سنگین شده است. چون فیلم‌ها یکنواخت هستند. فیلم‌ها باید ۲۰ تا ۳۰ روز روی پرده باشند نه چهار ماه به طوری که مردم دیگر سمت سینما نیایند.

 او بیان کرد: بیشتر مخاطبان سینما دانش‌آموز یا دانشجو هستند. پس نباید به آن‌ها فشار آورد و باید فیلم‌های مورد علاقه این قشر بیشتر نمایش داده شوند.

 وی گفت: سینما را باید به اهل‌اش سپرد. سینما برای نسل جوان است نباید هر کسی وارد کار سینماداری شود که به این شغل لطمه بزند.

 در سینماهای اهواز پای صحبت دو مخاطب سینما هم نشستم.

 یکی از مخاطبان، که به گفته خودش ماهی یکی ـ دو بار به سینما می‌آید، گفت: فیلم‌های معناگرا را بیشتر می‌پسندم و برای سرگرم و شاد شدن فیلم‌های طنز خوب می‌بینیم.

 وی افزود: فیلم‌های طنز ما مدتی است عامیانه شده‌اند یا طنز به منظور خنده هستند و رکود بالایی دارند. در فیلم‌های طنز افت کرده بودیم اما یکی ـ دو ماه است که سینمای طنز ما بهتر شده است.

 این مخاطب، که خود را از فیلم‌بین‌های حرفه‌ای معرفی‌ می‌کند، ادامه داد: فیلم‌های سینماهای ما خوب و به روز هستند اما به علت تراکم فیلم‌ها بعضی وقت‌ها سینماها نمی‌تواند همه فیلم‌ها را به روز پخش کنند.

 او در مورد وضعیت سینماها اظهار کرد: سینماهای ما تقریبا از نظر امکانات خوب هستند اما در بعضی از سینماهای شهر اهواز کیفیت صدای فیلم اصلا خوب نیست.

 مخاطب دیگری هم گفت: من بیش‌تر برای سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت‌ام یا برای خندیدن به سینماها می‌آیم چون سینماها بهتر می‌توانند مردم ناراحت ما را بخندانند.

صنایع بزرگ در اهواز به کمک توسعه خدمات شهری بیایند  

عبدالرضا سلیمانی زاده: گرمای طاقت فرسای اهواز همیشه زبانزد عام و خاص است. اما مع الاسف با وجود این شرایط آب و هوایی در تمام نقاط پرتردد اهواز خبری از آبسردکن نمی بینید. تصور کنید اگر همین چندتا مساجد  هم نبودند که از سالیان گذشته برای نمازگزاران  آبسردکن  تعبیه کرده بودند معلوم نبود که شهروندان اهوازی از کجا می خواستند تشنگی خود را رفع کنند. در سیمای مرکز خوزستان همواره می بینیم که همه جلسات مسئولان به آب شرب معدنی مزین شده است و این نشان دهنده این است که آنان نمی تواند شهروند تشنه ای که وجه خرید همین بطری آب را هم ندارد را درک کنند. به نظر می رسد شهرداری اهواز می بایست در خصوص توسعه سرویس های بهداشتی و دستگاه های آبسردکن در مناطق مختلف اهواز به ویژه مراکز خرید توجه ویژه کنند. صبر و بردباری شهروندان اهواز دلیل نمی شود که مدیریت شهری اهواز نسبت به احداث آبسردکن ها و سرویس های بهداشتی اقدام نکند. اما مردم همیاری وهمکاری را در صبر و متانت معنوی خود که همکاری با مسئولین می باشد می دانند. در این میان شهروندان اهوازی نیز خیرین شهر اهواز به مانند سایر عرصه ها می توانند به میدان بیایند و شهرداری اهواز را در توسعه خدمات شهری یاری دهند. در پایان نباید از نقش شرکت های بزرگ و صنعتی استان در کمک به توسعه خدمات شهری گذشت. آنها نیز باید درصدی هرچند اندک از درآمد خود را برای مشارکت در پروژه های خدمات شهری هزینه کنند. چرا که تبعات زیست محیطی آنان متوجه همه شهروندان اهوازی است.

ضرورت ساخت سالن های اکسیژن دار برای خوزستانی ها  

بی شک یکی از خواسته های خوزستانی ها که مشکلات فراوانی را برای آنها به وجود آورده و به نوعی خانه نشینی و انواع و اقسام بیماری های تنفسی ارمغان آن می باشد گرد و خاک های حاصله حال از کویرها و بیابان های ایران است و یا از کشورهای همسایه و دوست که بعد از جنگ میان عراق و آمریکا بیش از پیش نمود پیدا کرد و متاسفانه هر سال تنها به وعده و وعیدهایی بسنده شده که هیچ چیزی حاصل یک هوای پاک نصیب به خصوص خوزستانی ها نشده است.

اما کارشناسان در این باره اعلام داشته اند که اگر شبانه روزی کارها صورت گیرد شاید تا 10 و یا 20 سال آینده بتوانیم با این پدیده مبارزه کنیم که طبیعتا نیاز به همکاری کشورهای درگیر این موضوع می باشد، یعنی عراق و ایران و سوریه و  عربستان و ... زیرا شده بارها استان خوزستان که قلب تپنده اقتصاد کشور است تعطیل گشته و بالطبع آن مردم خانه نشین شده اند و در کنار آن تعداد افراد ورودی به بیمارستان ها افزایش یافته و می یابد و در کنار آن تنها این جمله را شنیده ایم، افراد مسن، بیمار قلبی و ریوی و کودکان از خانه بیرون نیایند و مابقی افراد با ماسک بیرون بیایند آن هم برای کارهای ضروری!

حال بنشینیم به این فکر کنیم که استان بخواهد چند روزی درگیر این ماجرا باشد و بالطبع چند روزی تعطیلی را در تمامی امورات شاهد باشیم، یعنی آموزش، اقتصاد، مسائل اجتماعی و خریدهای روزانه مردم از بازار و ... آن وقت چه اتفاقی خواهد افتاد، بی شک یکی از اتفاقاتی که از گوشه و کنار شنیده ایم تورم است و تورم یکی از مهمترین علل های تعطیلی است، زیرا هیچ گونه وجهی در بازار جابجا نمی شود و به یک مرتبه پول کلانی وارد بازار می شود برای رفع نیازهای مردم که طبیعتا در این زمان دست افراد دلال و بازار سیاه درست کن بازتر می شود و باید چاره ای برای رفع این معضل اندیشید.

به طور مثال می توان همانند استانهای دیگر یعنی تهران خودروهای اورژانس در مراکز پررفت و آمد با کپسول های اکسیژن مجهز مستقر کرد و یا اینکه سالن هایی تحت عنوان سالن اکسیژن در این مناطق ایجاد کرد و پزشکان متخصصی را در آن به نوبت و به شیفت مستقر نمود، این ماجرا می تواند در تمامی مراکز در مدارس، دانشگاه ها، ادارات، کارخانجات و ایستگاه های اتوبوس و ... ایجاد شود و مشکل عظیمی از جلوی راه مردم خوزستان برداشته شود.

اگر خواسته باشیم به ماهیت وجودی سالن های اکسیژن اشاره کنیم این مهم از همه بیشتر به چشم می آید، خلوتی بیمارستان ها و عدم متحمل شدن هزینه های سنگین بر دوش خانواده ها و دولت و وزارت بهداشت و از همه مهمتر عدم تعطیلی استان.

حال می ماند یک همت و یک تلاش همه جانبه از سوی مسئولین استان که تا رسیدن به زمان هوای صاف برای خوزستانی ها این امکانات را که حق مسلم خوزستانی ها است فراهم نمایند. زیرا این مردم بازماندگان 8 سال دفاع مقدس می باشند.

خدمات دهی در بهشت آباد اهواز در مدار صفر درجه  

همه ما حتمن گذرمان به بهشت آباد اهواز  افتاده است.  وقتي وارد بهشت آباد مي شويم سکوت غم انگیزی در این گورستان حاکم می شود که هر انسانی را ناراحت و آشفته می کند. در آموزه های ما قرائت قرآن و قرائت فاتحه در چنین مکان هایی توصیه شده است.شایسته است مديريت بهشت آباد بلند گوهايي در تمام نقاط گورستان نصب  کند و از این سیستم صوتی از صبح تا غروب تلاوت آيات قرآن مجيد که آرامش بخش و تسکین دهنده دلهاست پخش شود و مي توان از سخنراني هاي خطیب های توانایی و هم در باب مرگ و جهان آخرت خوبی ها وبدی های دنیا  براي مردم پخش نمود. در بهشت آباد خبري از كثرت آب تصفيه و آبسردكن ها نيست وباید بگویم درخت های بی آب دراین مکان فراوان می باشد وخبری از انجام آبیاری کامل دربهشت آباد نیست. از همه مهم تر اینکه از سطل های زباله اثری نمی بینی .  ما شاهد هستیم که یک نفر درآن قسمت که بودیم کیسه زباله به دست درمیان مردم می گشت یا چنان تاج گل های کهنه را درمیان خاک ها پرتاب می کرد که خاک همه جا را بلند نمود. اما در مساله آلودگی های صوتی  که به بارور بسیاری از پزشکان بر روح و روان انسان اثر منفی می گذارد باید گفت اگر  سازمان بهشتآباد از آوردن اکو و باند های قوی برای مراسم دفن وچهلم وسالگردها جلوگیری بنماید اقدامی شایسته انجام داده است. مردم باید شرایط موجود را بسنجد و منطقی عمل کنند. بدلیل فشردگی فضای قبرها و تداخل مراسم خاکسپاری و چهلم و... در این مکان ، دیگر این قبیل مراسمات باید رفته رفته برچیده شود. امید داریم مردم با نظم تر و منطقی تر با  مراسم های سوگواری  بر خورد کنند. چرا که آنچه در آن دنیا به کار متوفی می آید قرائت قرآن و فاتحه و اقامه نماز برای اوست نه موارد دیگر.ما باید به بازماندگان صبوری و خویشتندداری را توصیه کنیم. با آنان همدردی کنیم نه اینکه با سرودن اشعار غم انگیز داغ آنان را تازه کنیم. این به چه معناست که باید نام فرزندان متوفی را یکایک در مراسم تدفین بخوانیم و آنان را در این خصوص به ناراحتی و گریه و زاری شدید دعوت نماییم. به نظر می رسد سازمان بهشت آبادمی تواند به برگزاری مراسم های تدفین و سوگواری نظم و قوانین خاص را به اجرا بگذارد . نبود خط اتوبوس های واحد برای جابه جایی شهروندان نیز از دیگر کمبودهایی است که در بهشت آباد مشهود است. ضمن اینکه باید از ورود خودرو به محل بهشت آباد برای سهولت تردد شهروندان جلوگیری کرد و با افزایش تعدا اتوبوس ها در داخل بهشت آباد به ایاب و ذهاب این منطقه سامان داده شود. سازمان بهشت آباد که طبق برآوردهای صورت گرفته جزو سازمان های پردرآمد شهرداری اهواز - به لطف افزایش سرسام آور قیمت قبر- می باشد چرا در خصوص  اختصاص اتوبوس های کولر دار برای ایاب و ذهاب شهروندان که برا¬¬¬¬ی دفن و یا قرائت فاتحه اموات خود به این محل می آینداقدامی به عمل نمی آورد. به نظر می رسد باغ فردوس که به عنوان قبرستان جدید اهواز یاد می شود نتواسته اقبال عمومی را جلب کند. ضمن اینکه ساخت این پروژه سال هاست متوقف شده و یا با کُندی پیش می رود.

زمستان کوت عبداله  

آن زمان این گونه وسایل گرم کننده نبود .خیلی از مردم با ذغال و چوب خود را گرم می کردند. عده ای هم با گرفتن درزهای اطاق ها و با انداختن چندین لحاف و پتو خود را گرم نگه می داشتند. بودند مردمی که از سرما می لرزیدند و پولی نداشتند که وسایل بخرند و خود را گرم نگه دارند. در همین حین و بین  غفور زندگیش سرد بود. او انسانی انقلابی بود. همیشه فراری بود و سر وکله اش در قم آن زمان پیدا می شد. غفور را می شناختم. گاه گاهی به خانه شان می رفتم.  بابا غفور خدا رحمتش کند همیشه اخبار جهان را گوش می داد. خانواده اش به تلویزیون نگاه نمی کرد. بغل بغل اعلامیه در خانه آنها پیدا می شد. ماهنامه یا هفته نامه مکتب اسلام را بین کسانی که می دانست باید از نظر فرهنگی تغذیه کند توزیع می کرد. البته این یکی از کسانی بود که می توانستم بگویم. کسانی دیگر را را در راه مبارزه با رژیم سابق می کشاند. یک شب که به خانه شان رفتم. یک اعلامیه را در راه پله آهنی پیدا کردم. اعلامیه حضرت امام  از عراق بود. من چیزی نگفتم. اما احسا س می کردم اتفاقاتی در کشور روی خواهد داد. غفور از خانه فراری بود. اما همیشه مدیریتی صحیح را اعمال می کرد. شب ها مردم کوت عبداله کمتر تلویزیون داشتند. اما به مساله معنویت خود و همدردی با همدیگر اهمیت می دادند. در آن زمان مردم کوت عبداله بسیار با هم صمیمی بودند. نسبت به همدیگر تواضع و فروتنی داشتند. از حال و احوال همدیگر خبر داشتنند.زمستان در کوت عبداله چقدر زیبا بود. چون انبوه ساختمان ها مانند امروز شروع نشده بود. باران که می آمد بوی خوش کاه گل زیر دماع مان می زد و یک حالت خوشی داشت. مخصوصا زمانیکه ماه مبارک رمضان بود ماه رمضان ماه برادری بود. ماه عشق به خدا بود. ماهی بود که صمیمیت را درمیان مردم مومن وخوب کوت عبداله گسترش می داد. بعداز جنگ هم هجوم جنگ زده ها وضعیت کوت عبداله را تغییر دادند. 

در رثای ایرج قادری

ساعت 9 شب بود که از در سینما بهمن اهواز رد می شدم سینما تعطیل بود. اما اطلاعیه ای بزرگ چشمان را متوجه خودش نمود. روزهای سه شنبه بلیط هزار تومان. با خودم اندیشیدم در کجای دنیای مدرن ودرکجای شهرهای بزرگ سینما ساعت 9 شب بسته است. یادم آمد به فوت ایرج قادری که به هر دلیل در خلوتگاه سحری به خاک سپرده شد.  آدم وقتی یاد ایرج قادری می افتد یاد هنرمندانی را درخاطرش زنده می کند که به هر طریقی در زمان خودشان برای شناخت دین و مبارزات دینی تلاش کردند. اما کسانی که با آنان در روزهای اول انقلاب برخورد نامنسجم نمودند امروزه اگر به رفتار واعمال شان نظر بیاندازیم خواهیم دید که می توانستند با جذب این هنرمندان در راه انقلاب از تجربه ها وکارهای خوب آنان برای تربیت جوانان استفاده های مخصوص نمود. ایرج قادری درچند فیلم اعتقاد خود را به دین اسلام ثابت کرد. اگر چه روسای سینمای زمان قبل از انقلاب آن زمان حربه بی حجابی را ترویج می کردند و عامه پسند بود فیلم عطش که داستان آوردن بقعه امامزاده ای که درست شده و باید بر روی قبر امام زاده نصب گردد. دوم فیلم میعاد گاه خشم که در آخر فیلم وقتی پدر پسر خلافکار به مرد داغ دیده می گوید به این روز عاشورا ببخشش و به صاحب عزا واگذارش کن که بلافاصله مجازات می شد. سوم فیلم بی حجاب که می خواهد نزدیکی ادیان را نشان بدهند تا جایی که دختر مسیحی مسلمان می شود. چهارم فیلم رفیق که هر وقت مرد اول قصه ناراحت می شود واز دنیا گله دارد رو به امام زاده می نماید. این نشان دهنده اعتقاد آنان بود که به جوانان غیر مستقیم آموزش داده می شد. پنجم برزخی ها که نشان دهند میهن دوستی  و اعتقاد و ایمان آنان بود . در آخر هر فیلمی برای خود حرفی دارد وما می بینیم که در دوران قبل از انقلاب هیچ فیلمی بر عیله اعتقادات ودستورات دینی ساخته نمی شود واگر فیلم های ناباب ساخته می شود آخرش  به توبه وروبه خدا تمام می شود . این دوران هم می گذرد واین مردم هنرمند چه زن وچه مردشان می میرند واین تاریخ است که در هر دروانی قضاوت خواهد نمود.

یادی از صفر ایرانپاک فوتبالیست بااخلاق خوزستانی

ایرانپاک در روز دوم دی ماه سال 1326 در مسجد سلیمان به دنیا آمد و در سن 23 سالگی به مدت 10 سال پیراهن تیم فوتبال پرسپولیس را به تن کرد. ایرانپاک پیراهن تیم ملی فوتبال ایران را در سال های 50 تا 53 به تن داشت. مصدومیتهای متوالی باعث شد تا وی، اندکی از اوج به دور بماند اما قدرت نمایی اش در فوتبال ایران یک سیر ادامهدار بود. همچنین 6 گل ملی در پرونده ی او دیده می شود. در روز خداحافظی او از فوتبال ، قدیمیها به میدان برگشتند و یک روز به یاد ماندنی را رقم زدند.

صفر ايرانپاك مهاجم پيشين تيم ملي ايران و باشگاه پرسپوليس در سن 62 سالگي درگذشت. او نقشي عمده در قهرماني تيم ملي فوتبال ايران در جام ملت هاي آسيا در سال 1972 داشت و گل او در بازي فينال مرحله مقدماتي المپيك مونيخ (در همان سال) مقابل كره شمالي به پيروزي ايران و صعود تيم فوتبال ايران به المپيك انجاميد. صفر ايرانپاك همچنين 12 بار در دربي پرسپوليس و استقلال حضور داشت كه با به ثمر رساندن هفت گل ركورد دار گل زني در اين مسابقه سنتي و جنجالي محسوب مي شود.همچنين او در دربي هفتم (28 خرداد 1350) يكي از حساس ترين گل ها در تاريخ اين رويارويي را به ثمر رساند و با زدن گلي در دقيقه 90 پرسپوليس را از شكست نجات داد (نتيجه بازي: 1-1). صفر ايرانپاك در روز سيزدهم تيرماه سال 1359 و در دربي بيست و سوم (كه با تساوي بدون گل به پايان رسيد) از باشگاه پرسپوليس و فوتبال خداحافظي كرد. در آن بازي محراب شاهرخي هدايت پرسپوليس را بعهده داشت و غلامرضا فتح آبادي، محمود خوردبين، حميد درخشان از جمله بازيكناني بودند كه در كنار ايرانپاك به ميدان رفتند. به نظر می رسد مسئولان  ورزش استان می بایست از این ورزشکار بااخلاق خوزستانی تجلیل کنند و یکی از مسابقات داخلی فوتبال در استان را به نام صفر ایرانپاک نامگذاری کنند.       

احداث موزه گالری عکس  دایمی را در خوزستان را جدی بگیریم

عبدالرضا سلیمانی زاده : دونکته در خصوص موزه وهنرهای تجسمی با مسئولین فرهنگی خوزستان دارم از انجایی که مسئولین ما به فرهنگ اهمیت زیادی می دهد باید این اهمیت والویت در استان خوزستان جدی گرفته شود به این دلیل باید اذغان کرد  در خوزستان هیچ وقت مساله موزه جدی گرفته نشده و نمی شود. اگر چه نمایشگاههایی دراین رابطه بر گزار می شود ولی باید گفت   اگر نگاه کنیم به استان های دیگر خواهیم دید موزه های خوبی از نظر فرهنگی با امکانات فراهم شده است. مخصوصا در تهران موزه های مختلفی برای بازدید عموم دایر می باشد .چه خوب می شد دراهواز آن هم در فرهنگسرای هنرهای معاصر موزه درباره مردم شناسی و آثار تاریخی استان خوزستان کار موزه هنر های معاصردر تمام روزهای سال ادامه می یافت موضوع این  . موزه  ها در خصوص اهمیت سنت های رایج بین اقوام مختلف خوزستان یا موزه فرهنگی با گرایش های  تاریخی بنابنا شود . اگر چه در شوش وشوشتر موزه های کوچکی است که با امکانات کم در حال بهره برداری هستند وبه این موزه ها با هزینه های کم یا زیاد به شکل ترمیم می رسند اما جوابگوی انعکاس تاریخ خوزستان نیستند . امروز موزه به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری به حساب می آید. اگر چه مساله پارک موزه در مرکزفرهنگی ارزش های دفاع مقدس مطرح است اما به نظر می رسد می بایست موزه در حوزهای مختلف دیگری در موضوعات اجتماعی نیز احداث شود.  نمی دانم در خوزستان این همه متولی فرهنگی دارد  کدام دستگاه یا نهاد درواقع مسئول حفظ آ ثار وارزش های فرهنگی خوزستان می باشد؟ اگر سازمان میراث فرهنگی مسئول است پس چرا چند موزه خوب از این سازمان دراهواز را به چشم نمی بینیم؟ موزه هنرمندان دست کدام نهاد است؟  موزه کشاورزان یا پیله وران با کدام نهاد است؟ ما نباید براثر گذر زمان تاریخ فرهنگی خودمان را به باد فراموشی بسپاریم ونسل های آیند ه ما از گذشته خودمان بی خبرمی مانند. در اکثر شهر هایی که از قدیم موزه درآنان دایر شده روبه زوال هستند.  موزه بین المللی شوش بر اثر بی توجهی وضعیت خوبی ندارد.  دریک مقاله ای از نویسنده ای که درباره میراث فرهنگی خوزستان نظراتی داده خوانده ام که موزه هایی هم که هم اکنون دایر در شهرهای مختلف می باشند دارند از بین می روند وهیچ گونه ترمیمی وراه اندازی قوی برای این مساله نیست . اما هدف این نوشته این است که تاریخ دویست سال اخیر خوزستان را از نظر فرهنگی وقومی به صورت موزه های گردشگری در اهواز دایر شود تا هم از نظر درآمدی کمکی به شهر شود وهم در شهر اهواز پذیرای علاقمندان  به خوزستان از آن استقبال کنند.  ونکته دوم که بامسئولین هنرهای تجسمی می باشد اینست جوانان ما در اکثر روهای سال وبخصوص درتابستان

استفاده از فناوری های روزرا برمی گزینند وبدین قرار است که   بازی های اینترنتی و رایانه را انتخاب می کنند چون جذاب هستند  یادمان نرود که نبایددست روی دست گذاشت تا آنان را از آشنایی  با تاریخ روزگار خود بازداریم چون با دایر گردن کارهای هنری درقالب هنر های تجسمی حداقل نیمی از جوانان را به این سمت وسو راهبر دی کرد وبه این نتیجه اگر برسیم که. اهواز می تواند حتی  گالری عکس داشته باشد ما تاکنون ندیدیم نمایشگاه گالری عکس از خوزستان که دایمی باشد. ما باید از ظرفیت های هنرمندان و نویسندگان استان هر هر شهر وروستا استفاده کامل نمایم و در این زمینه استفاده لازم را ببریم. به نظر می رسد متولیان فرهنگ دراستان خوزستان درهر دونکته که دربالا یاداوری نمودم  می بایست در این زمینه تامل جدی بکنند و مقدمات احداث موزه وکالری های عکس  در حوزه های مختلف را در استان و شهرهای مختلف آن فراهم کنند.

در آن سال های بی خبری در کوت عبداله  

هیچ وقت روزنامه فروشی در کوت عبداله در آن سال های اخوت و برادری که براساس مادیات  نبود دایر نشد. گاه گاهی که ما به مرکز شهر اهواز می آمدیم  روزنامه یا مجله می خریدیم. من هر هفته مجله اطلاعات هفتگی می خریدم. داستان های دنباله دار از سبکتیکین سالور و امیر عشیری به همراه ارونقی کرمانی داستان های تاریخی واجتماعی و جنایی استخوانداری را می نوشتند. مجله خواندنی ها درباره امور فرهنگی می نوشت. مجله هفتگی جوانان درباره اخبارهای گوناگون جوانان ومشکلات کاذ ب هنری قلم فرسایی می نمود. دومجله ورزشی به نام اطلاعات ورزشی وکیهان ورزشی هم بودند.  آنها را نیز تهیه می کردم و می خواندم. جوانان کوت عبداله همه درگیر کار وتلاش برای زندگی شان بودند. وعده کمی مانند من بودند که به دنبال کتاب وروزنامه می رفتند. گرچه این نقیصه برای فردای جوانان مشهود شد و امروزه با تمام مشکلات اقتصادی وفرهنگی نمایان است که جوانان بر اثر برخوردار از فراوانی مطبوعات درکوت عبداله و شهرک های سر جاده تا شهر اهواز از اطلاعات کافی ووافی درهر مساله ای بر خوردار هستند.درآن سال های رفته کوت عبداله اکثر جوانان اوقات فراغت خود  به سینما می رفتند. کتاب های جلال آل  احمد ، سیمین دانشور ، دکتر شریعتی و شهید مطهری و... هم در بین جوانان رونقی داشتند. یادم می آید اداره فرهنگ در باغ معین بالاتر از سینما ساحل بود. گاه گاهی به انجا سری می زدم سر دکه روزنامه فروشی ها فریاد خوزستان هم گاهی مشاهد می شد. اهواز همین یک نشریه محلی را داشت . روی پیشخوان مطبوعات مجله های خارجی بیداد می کرد وناگفته نماند که مجله های خارجی شئون اخلاقی را رعایت نمی کردند.

تنها اشتباه اکثر آن روزگار جوانانی مانند من این بود که استفاده بهینه درمورد زبان خارجه ننمودیم تا امروز در آموزش صنایع استان مفید واقع شویم. امروزه درسایه پیری من جوانان آنقدر بر زبان خارجه تسلط دارند که مایه مباهات  من شده است.امروزه روز  رونامه های فراوان محلی  که پر از محتوای علمی فرهنگی واجتماعی هستند روی پیشخوان کیوسک های مطبوعات خودنمایی می کنند. تحلیل های اجتماعی و فرهنگی  آنقدر فراوان  است که انسان نمی داند کدام مقاله وکدام نقدها را بخواند. درآن سال ها همه به دنبال کدام ستاره سینما بودند ویا بدنبال کدام هنرپیشه خوش قیافه بودند .گذشت سال های جوانی وکوت عبداله هم باز جوانانی را به دست زمان پیر تحویل می دهد وما را زمان جا می گذارد .امیدوارم جوانان امروز با درک شرایط و استفاده از تمامی فرصت ها و امکانات موجود در یادگیری زبان خارجه برای ارتباط مستمر با آخرین تحولات و پیشرفته های جهانی و اقتباس از آنان برای پیشرفت ملی همت کنند.

آن شب های قصه ای کوت عبداله

یادم نمی رود که شب ها با بابام به دیدار  بستگان  به صورت دوره ای می رفتیم. آن روزها کوت عبداله در یک حال و هوای با صفایی متشکل از دوستی و محبت و اختلافات جوانان که سرانجام به دوستی ختم می شد می گذشت. آن روزها دوستی ها و رفاقت رنگ سادگی و صمیمت داشت. در آن زمان مسائل . اختلافات اهالی با مداخله ریش سفیدان منطقه حل وفصل می شد.آن روزها مرگ ومیر و به تبع برگزاری مراسم فاتحه به ندرت پیش می آمد.روز درگذشت بابا هادی پیرمردی را که همه می دانستند بیمار است را یادم می آید. مردان قدیم مردانی از استقامت وجوانمردی در سایه معنویت وتقوا بودند.این روزها مشکلات اقتصادی مردم آن قدر زیاد شده است که انسان ها روز به روز از هم دور می شوند. با پدر مرحومم به منزل حاج کلمندی بزرگ طایفه مان  می رفتیم. وقتی وارد شدیم منزل مملو از مهمان بود. ناگفته نماند بانوان فامیل  هم در این مهمانی ها حضور داشتند. حلقه زده بودند. حاج کلمندی روی تختی بزرگ نشسته بود و همه بزرگان در کنارش روی تخت به دایره می نشستند. بعد از همه  بیان همه حرف ها و حدیث های که بیشتر اخبار خوشحال کننده و امیدوارکننده بود . بیشتر گفتگوها در خصوص آشنایی بیشتر با بستگان دور و نزدیک و اخباری در مورد آخرین وضعیت آنان بود. بعد نوبت به قصه گویی بزرگان می شد. ما کوچکترها روبرویشان روی فرش که روی زمین پهن بود نشسته و ساکت و  آماده گوش دادن بودیم. آن شب که یکی از  شب ها در تمام آن سال ها بود نوبت به قصه گویی عمه ستاره رسید. قبلا هم در نوشته های قبلی گفتم عمه ستاره قصه گوی فامیل بود. عمه ستاره با بسم الله رحمن و رحیم قصه اش را شروع کرد. در زمان های قدیم شهری بود که همه از نداشتن یک ملک رنج می بردند. همه دعا می کردند که خدا یک ملک به آن هدیه بدهد تا اینکه یک روز ملک جمشید از شهر بازدید کرد. همه خدا  را شکر کرده و به استقبالش رفتند. همه ماجرا را برایش بازگو نمودند. ملک جمشید به مردم گفت: شما خودتان هر کدام یک ملک هستید. همه به هم نگاه کردند. ملک جمشید گفت من ملک جمشید زمینی هستم. اما قلب های شما هر کدام یک ملک آسمانی است که برای بهتر زندگی کردن و بهتر باهم بودن و برادر بودن باید پیدایش کنید. پیام من این است ای مردم وقتی به هم رحم کردید وقتی با هم  درکنار دیگران  زندگی خوبی  را ادامه دادید واز همه مهمتر تقوا و مدارا کردن با همدیگر را در نظر داشتید شما ملک آسمانی می شوید. یادمان باشد که ملک زمینی اگر قلبش آسمانی بود درست است نه هنگام مرگ که توبه پیش خدا در زمان بدرود حیات قابل قبول نیست. اگر در سمتی بودی و توانستید قلب آسمانی داشته باشید برنده دنیا و آخرت شدید.

آخر شب درحالیکه ما بچه ها گوش هایمان را تیز کرده بودیم وچندتا چای خورده بودیم خواب آلود در آغوش پدرهایمان به خانه می رفتیم. آنان که مادر داشتند خوش به حال شان  بود من همیشه مادر نداشتم. پس مجبور بودم در آغوش  پدرم آرام بگیرم

نکاتي در مورد برنج  

«برنج » مانند گندم  از دو قسمت  تشکيل  شده  است.  قسمت  خارجي ، «چلتوک » نام  دارد و قسمت داخلي  مواد نشاسته اي  مي باشد. قسمت  خارجي  داراي  ويتامين هايB  به  مقدار زياد است ، ولي قسمت  داخلي ، ويتامينB   ندارد، بلکه  داراي ماده اي  است  که  ويتامينB   را رسوب  مي دهد و از بين  مي برد. بنابراين  بهتر است  که  برنج  با پوست  آن  خورده  شود، زيرا سبوس  يا پوست  برنج  از لحاظ غذايي  بسيار با ارزش  بوده  و مهم ترين  اثر آن  اينست  که از سفيدي  مو و ريزش  آن  جلوگيري  مي کند. خوب  است  پوست  برنج  را در کمي  آب  بجوشانيد و آن  را صاف  کرده  و با هر غذايي  که  دوست داريد مصرف  کنيد. مي توانيد به  آن  کمي  آب  ليمو اضافه  کنيد و در موقع  خوردن  برنج  استفاده  کنيد تا تمام  ويتامين هاي  آن  را دريافت  کنيد. کته  بهتر است  يا پلو؟: عده اي  کته  را قوي تر و مفيدتر مي دانند و معتقدند که  در پلو ويتامين هاي  برنج  در آب  حل  شده  و به  خارج  ريخته  مي شود. عده اي  هم  کته  را غذايي سنگين  و دير هضم  مي دانند، البته  خاصيت  ضدويتامينB   که  در قسمت  داخلي  برنج  وجود دارد، در کته  بيشتر محسوس  است  و در پلوهاي  صاف  شده  کمتر مي باشد و از اين رو کته  را حتما بايستي  با ماست  و پياز خورد ولي  چنانچه  برنج  را با پوست يا سبوس  آن  بپزيد، اين  ضرر را ندارد. در هر حال  برنج  سفيد کرده ، چون  اساسا ويتامين  ندارد، پلوي  آن  بهتر از کته  مي باشد زيرا وقتي  ويتامين هارا دور ريختيم ، بهتر است  که  ضدويتامين  را هم  دور بريزيم ، ولي  اگر برنج  با چلتوک  يا پوست  آن  بود آن  را کته  نماييد و نگذاريد ويتامين هاي  آن دور ريخته  شود. چگونگي  سفيد شدن  برنج:  وقتي  برنج  را خيس  مي کنيد، نمک  اضافه  نکنيد، بلکه  آب  را بگذاريد بجوشد، سپس  کمي  آب  سرداضافه  و بعد نمک  اضافه  کنيد. آن گاه  مدتي  صبرکرده  برنج  را در آن  ريخته  و سپس  آبکش  نماييد. همچنين  مي توانيد کمي  آب  نارنج  به  آن  اضافه کرده  و سپس  آبکش  نماييد. نگهداري  از برنج : 1) هرگز برنج  را در مقابل  نور آفتاب  قرار ندهيد بلکه  آن  را در جاي  خشک  نگهداري  کنيد. 2) براي  اينکه  برنج  شما به  مدت  طولاني  سالم  بماند، آن  را با مقداري  نمک  مخلوط کرده  ونگهداري  کنيد. 3) بهتر است  براي  برخورداري  از ويتامينB   که  در برنج  وجود دارد، سبوس  آن  را تهيه  کرده  و بصورت  پودر درآورده  و در غذاهايتان  از آن  استفاده  کنيد.

لزوم ارائه تسهیلات سفر برای خوزستانی ها

آژانس هاي مسافرتي امروزه با رشد روزافزون خود به يکي از صنايع پردرآمد در بازار جهاني و صنعت جهانگردي  مبدل شده اند. روزانه بيش از 5 ميليون مسافر عادي در سراسر جهان به پرواز در مي آيند که سهم عمده اي از ايشان جهانگردان هستند. امروزه همه کشورها سعي دارند که سهم بيشتري از اين بازار کسب کنند و در اين گير و دار سهم خوزستان  از اين بازار با تمامي جاذبه هاي طبيعي و تاريخي اش بسيار اندک است.  اکثر خانواده ها با توجه به تعطيلات تابستاني ، در حال برنامه ريزي براي سفرهاي داخلي يا خارجي هستند و بسياري از ايشان چه از نظر تهيه بليت و چه از لحاظ استفاده از تورهاي داخلي و خارجي، از شرکت هاي خدمات مسافرتي سود مي برند. به نظر می رسد ادارات و نهادهای دولتی و نیمه دولتی در خوزستان باید تسهیلات سفر در اختیار کارکنان خود قرار دهند. آنها می توان محل های برای اسکان در شهرهای تاریخی و زیارتی برای کارکنان خود تدارک ببینند. همچنین نهادهای حمایتی مانند کمیته امداد، بهزیستی و استانداری خوزستان می تواند تمهیدات لازم را برای  خانواده های کم بضاعت و بی بضاعت که امکان سفر به اماکن زیارتی را ندارند فراهم کنند. با افزایش هزینه های زندگی و تورم مردم توان مسافرت های طولانی مدت  را ندارند که مسئولان باید با ارائه بسته حمایتی سفر این معضل را جبران نمایند. چرا که با افزایش بی سابقه دمای در خوزستان لزوم مسافرت شهروندان خوزستانی برای تجدید قوا مساله ای ضروری به نظر می رسد.

ایام سوگواری کوت عبدالله

نخستین دهه محرم برای ما خوزستانی ها از سالیان دور اهمیت فراوانی داشت. عاشقان اهل بیت همه ساله محرم که می شد، کوچه پس کوچه ها را با رنگ سیاه پارچه ها به عزاداری وا می داشتند و از نخستین روزها شهر سیاه پوش می شد. اما روزهای عاشورا در کوت عبدالله شور و هیجانی وصف ناپذیر داشت. عصرها از خانه بیرون آمده و همگی به خیابان ها و بازار ها می آمدیم تا «عزادار آقا شویم» و هر سال شور حسینی در وجودمان دوچندان جلوه ساز می شد. بازار کوت عبدالله بود و یک حاج صادق! حاج صادقی که هنگام غروب با صدای رسای خود آنچنان اذان می گفت که نجوای عاشقانه اش، تمام محل را می لرزاند. دهه اول عاشورا جز نخستین کسانی بودیم که وارد منزل حاج صادق می شدیم و همیشه آن ایام در خانه باز بود و برای برگزاری روضه آقا همه اهل کوت عبدالله به آنجا می رفتند. حاج صادق نیز که این عشق اهل بیت را در ما می دید کارهای اولیه شروع روضه را به ما می سپرد و ما نیز با کمال میل می پذیرفتیم.  صبح عاشورا اول صبح برای عزاداری آماده می شدیم همه جوانان به همراه کهنسالان کوت عبداله در بازارجمع می شدیم «سید صالح» یکی از بزرگان کوت عبدالله و از شاعران اهل بیت یک سرنوحه می داد و با آنان کمی تمرین می کرد و بعد همگی حرکت می کردیم. در طول راه سنیه می زدیم و جواب مداح را می دادیم مردم هم دو طرف خیابان جمع می شدند و اکثرا برای غریبی امام حیسن (ع) گریه می کردند. در طول راه از بازار می گذاشتیم وبعد به حسنیه حاج صادق می رسیدیم و به مسجد سید یکی از بزرگان کوت عبداله می رفتیم در انجا نیم ساعتی سینه می زدیم دوباره راه می افتادیم. کوت عبدالله با حضور مداحی چون سید صالح و شاعر فاخری چون حاج آقا نیسی مراسمی در خور را شاهد بود. ما نیز کمک می کردیم تا در شکوه چنین مراسمی سهمی هر چند اندک داشته باشیم. حاج صادق که عزاگردان بود رو به من می کرد و می گفت: پسر علی  با کمک حسن (پسرش) قالی ها را پهن کنید بعد هم  استکان ها را مرتب کنید. علی رضا یکی از دوستان به کمک ما می آمد سپس سید کریم وعبدالحسین هم بودند کم کم مردم جمع می شدند  اگر زمستان بود چادر می زدند واگر تابستان بود عصری که همه جا را آب پاشی نموده بودند پدرم با زایر عبود وحاج مالح به همراه دولی زاده که پشت سرشان حاج هلیل وخلف  وحاج رحمان وحاج «کل مندنی» بودند بالا می نشستند.

دوماه تمام رضا قلی، قهوه خانه اش را می بست و فقط چای می داد جعمیت زیاد که می شد همه صلوات می فرستادند تا اینکه حاج سید هاشم می امد روضه می خواند ما کم وبیش متوجه می شدیم. دهه اول محرم را با رفتن به روضه حاج صادق  شروع می کردم روز دهم با رفتن به مسجد کوت عبداله مقتل را با جان و دل می شنیدیم. تا اینکه ظهر مقتل خوانی تمام می شد آنگاه نهار می خوردیم. در آخر نیز شب هنگام همگی در شام غریبان شرکت می کریدم و در تمام کوچه ها و بازار کوت عبداله از دارا و ندار گرفته شمع به دست می گشتیم و بر سر می زدیم. دسته های سینه زنی همه از صفا و یک دلی خوبی بر خوردار بودند پرچم های سیاه به احتزار در که درجهان بدانند این خون امام حسین است که برای آزادی در تمام تاریخ می جوشد وخون ایرانیان را به جوش می آورد و تا ابد این قیام، در تاریخ جاودانه می شود و مظلومیت آقا ابا عبدالله همیشه اشک عاشقان را در خواهد آورد. آن روزها تمام کوچه ها با پرچم های سیاه آذین شده بود که همگی نشان از برپایی روضه آقا امام حسین در خانه ها داشت. در آخر اما 28 صفر که سوگ خاتم نبوت بود. روز رحلت پیامبر می نشستیم وبه یاد امام حسین (ع) و ضامن آهو  به سوگ می نشستیم و وداع این ماه ها را برگزار می کردیم.

مصاحبه با کاسب های خیابان 30 متری اهواز

در دیداری که از یکی دیگر ازکاسب های خوب خوزستانی دراهواز ان هم در خیابان سی متری داشتم از خاطرات خوب خودش می گفت من هم با جان دل ان را شنیدم. اینجانب حاج محمد قجاوند هستم 72 سال سن دارم ومدت 32 سال است که درهمین مغازه بستی فروشی به یاری خدا مشغول به خدمت مردم هستم بنده یادم می اید درسال 1326به همراه عموهایم به اهواز امدم پدرم را قبلا از دست داه بودم ورحمت خدا رفته بود با ید گفت که سر وصدای شرکت نفت درتمام ایران پیچیده بود تازه شرکت نفت جانی بعداز جنک جهانی دوم گرفته بود ان زمان اهواز پراز باغ بود وهمه جا از گندم وسبزی کاشته می شد دران زمان با بنا کار می کردم یک زمانی هم شاگرد یخ در بهشتی شده بودم یخ در بهشتی روی گاری به فروش می رسید ودر سال 1344به بعد با کمک عموهایم ودوستان یک گاری یخ در بهشتی خریدم وشروع به کار کردم در خیابان های شهر اهواز فریاد می کشیدم یخدر بهشتی بستنی امروز که مردم را می بینم که یک نوع خود گرفتاری گیربانگیرشان شده است تعجب می کنم اینجانب هشت پسر ودختر دارم در زمان جنگ زمانی که دختر پنجم من به دنیا امد وفامیل می ترسیدند بگویند بازم دختر گیرم امد است برعکس زمانی که شنید م که بازم دختر گیرم امده است برخاک افتادم وسر سجده زیر درگاه خد فرو اوردم من وقتی الگویم را پیامبر عظیم شان اسلام قرار دادم که دخترعزیز شرا بیش از همه دوست داشت به خودم افتخارم کردم هنوز یک ماه از امدن نورسید نگذشته بود که خانه وهمین مغازه را خرید اصلاش باورنمی کردم تاچند روز به عظمت کار خدا فکر می کردم ان روز که خانه خریدم وبا شوق وذوق به خانه رفتم تاخبر بدهم که هرچه کرایه نشینی یا رهنی نشستیم کافی است را بهترین خاطر خودم می دانم تما زندگی من خاطر است درهر کوچه وپس کوچه این شهر یک خاطر خوب وارزنده است الحمداله ورب عالمین وضع من خوب است حالا دختر وپس هایم بزرگ شدند وعاقبت بخیر گشتند همین بهترین خاطر برای من هستند. بنده به اقای قجاوند گفتم می بینم هر روز که از کنار مغاز رد می شوم قران تلات می نمایی خیلی صواب می بری. پیرمد نگاهی ژرفی به من اندخت وگفت ماهرچه داریم از قران است و من خداحافظی می نمایم درحالی که در کنار بستنی فروشی دستگاه سبزی خوردکن وبطری های پلاستیکی که پرهستند از اب زرشک ابلیمو وعرقیات دیگر.

آیا مردم امسال خرید سال نو را را انجام می دهند

نزدیک به هفتاد روز به سال نو شمسی مانده است اگر چه مردم با حذف یارانه ها امسال انتظار می رود خرید سال نو رانسبت به سال های دیگر حتی دهه ها یا یک قرن پیش کمتر وبا احتیاط انجام  دهند باید تاکید کرد  با حذف یارانه ها مردم انتظار نداشتند که دولت قیمت ها را کنترل ننماید دراین یک سال گذشته تورم چنان لگام حمایت از مصرف کننده را بریده وبر سر جنازه انصاف لگد زده است که اگر از بازاری سوال کنید می گوید انصاف در شرایطی  که  هر لحظه مردم در انتظار کمک یارانه ها هستند را نباید به رخ ما زحمت کشان بازار بکشید به قول قدیمی ها می گفتند یک سوزن به خودت بزن یک جوال دوز به دیگری اگر از مردم سوال کنیم باز این مردم هستند که می گویند اصناف با هماهنگی بازرگانی ودولت می توانند قیمت ها را کنترول کنند اگر ازما سوال کردند ما می گویم در بعضی از کارها که دررابطه با مایحتاج مردم است کارخانه هایی که مواد غذایی را تامین می کننداین کار را انجام دادند می گوید نه بروید سراغ همین سوپری سر محل زندگی خودتان ماست کوچک می خرید می بینید که تا کمر پرشده است پنیر خامه ای یا ساده می خری می بینی نیمه اش را یادشان رفته پر کنند اگر از کارخانه دار سوال کنیم می گوید کمک یارانه دولتی هنوز به ما انطور که مانند قدیم باشه نرسیده است درعوض پول اب برق گاز تلفن اضافه حقوق کارکنان اسحلاک کارخانه دوبرابر شده است ماننداین است که بگویم قاشق چنگال صدست اما نهار هیچ دست حالا کر ما مردم با کسانی می باشد که مایحتاج ما را تامین می کنند مردم می گویند حالا که سنچ ودهل وهمه چیز ما چینی شده است به مسئولین وارد کنند بگوید خواهش می کنیم که اب گوشت خورشت سبزی قیمه کباب تبریزی چلو کبا ووو را وارد کنید تا ارزان به دست ما برسد با وجودی که این دولار استکبار روز بروز ریال را ضربه فنی می کند اما ریال از رو نمی رود چکار کنیم که دولار را دور بزنیم ما باید چه دارویی را به ریال بدهیم تا بتواند در مقابل پول استکبار مقاومت کند این سوالاتی است که مردم هر ساعت اخبار می نشینند از همه مهمتر خد به فریاد اجناس دسته بندی شده برسد که با مرحله دوم یارانه ها لاغر ولاغرتر خواهندشد طبعا مردم هم لاغر تر خواهند شد البته به یک دلیل برای مردم خوب می شود چون مردم رژیم پولی گرفته اند ومی گیرند بدنبالش چربی نیست فشار ندارند بیماری های روده ای نخواهند گرفت.

وباید گفت برای امسال دولت مردم چه نقشه ای درمقابل گرانی سال نوخواهند گفت پیشنهاد می شود به عنوان کمک خرج برای چهار دفعه دراسفند ماه باهمکاری دولت 50 درصد اجناس حتی پوشاک را دولت تقبل کند که از طریق خود کارخانه ها ووزارت خانه ها به فروشندگان پرداخت نماید اگر دراخر اسفند ما شاهد تحولای بزرگ نشدیم در مساله اقتصاد بازار حتی درهمین بازار اهواز مسئولین شهر ازمایشی این کار را انجام داد.

چرا پارک شهروند رادر زویه ملی را اهواز را سروسامان دهید

در مساله روزهای تعطیل وتفریح عموم شهر وندان همه روزنامه ها وهفته نامه های استانی زیاد گفته اند وقلم فرسایی نمودند وما متوجه می شویم به عنوان یک شهروند که انتظار داریم از مسئولین شهرخودمان کارهایی مثبتی در جهت تسکین اعصاب وروانمان وپر کردن روزهای تعطیلمان بنمایند اینکه دویا سه پارک انهم با زوایای کم وزیاد در خدمات دهی گمان نکنم مردم خوب ونجیب ومتعهد خوزستان را راضی بنماید مثال امیدیه یا ماهشهر ابادان یا شوشتر ورامهرمز ایا بهترین جای تفریح وگردشگری را سازمان میراث فرهنگی وگردشگری به همراه سازمان پارک ها درتمام شهر های خوزستان مهیا کردند همین اهواز ودور نرویم همین پارک شهروند را ایا مسئولین دراینکه این پارک با وجودی که روزهمین جمعه مردم با وجود عدم امکانات دراین پارک برای تفریح ونهار خوردن رفته بودند وسفر پهن کرده بودند از انجا وقتی از جاده ساحلی که روی قلب پیر ومرگ افرین کارون گذر می کدم مردم درکنار جاده ساحلی مردم جاده انداخته بودند وبا خانواده نشته بودند ونهار می خوردند دراهواز دوپارک بزرگ نداریم که شهروندان را درست وحسابی پذیرایی بنمایند پارک شهروند مانند یک جنگل بی خاصیت درامده این همه زمین این همه امکانات چرا نباید این پارک چراغانی شود چمن کاری شود اسفالت گردوبرای نمایی خوب وزیبا چندین اب نما وحوض های فواریه ای واب نماهای زیبا به همراه سینمای سه بعدی یا تئاتری برای نمایش های عروسکی برا شود این پارک استعداد خوبی برای توسعه وجذب شهروندان دارد پیشنهاد می شود که مسئولین نگاهی عمیق به این پارک داشته باشند تا زود است به نفع مردم این پارک را دریابید چون امکان دارد مدتی بعد پارک را برای چیزی وکاری مصادره کنند یا به بازار بورس ببرند در پایان باید گفت با شهروندانی که انجا بودند گله مند بودند وبه ما می گفتند این حق ما نیست که درپارک شهروند روی خاک وخاشاک بنشینیم ما حقمان این نیست دیگری که عصبانی بود گفت اینجا چراغ ندارد درخت های بی خاصیت همه جا را گرفته سومی گفت اینجا شب که می شود هیچ کس جرائت ندارد از دست حیوانات مانند سگ وروباه به این جنگل بیاید حتی برای ناامنینی خطر ناک است  چهارمین نفر گفت اب نیست برق نیست وسیله ایاب وذهاب نیست. پنجمین نفر ادامه داد امید داریم این حرف ها نوشته شود وبرای مشغولیات مسئولین هم که شده چاپ شود در پایان گفتم نه این طور نیست مطمعن هستم دراین شهر مسئولینی دلسوز هست که انتقادات سازنده مردم را با جان ودل پذیرا هستند واستقبال می کنند.

یادی از گذشته بزرگان فوتبال اهواز

می خواهم درباره فوتبال اهواز بنویسم درباره فوتبالی که به اسم فوتبال برزیل معروف است. آوازه فوتبال اهواز در ایران یک زمانی  سروصدا نموده بود چه شده که این طور دامن فترت را فوتبال اهواز گرفته است. بیایم با خود بیاندیشیم. در خاک شور اهواز بزرگ مردانی در این خاک طلای سیاه به میدان فوتبال آمدند که امروز بر اثر فقر فرهنگی در حیطه ورزش به دست فراموشی سپرده شده اند. یاد مردانی که با خاک بالا آمدند و با خاک از میدان فوتبال با تعصب و مردانگی و عشق به اهواز قدم به بازنشستگی و یا تسلیم شرایط گردش روزگار شدند. آنانی که هر چه داشتند از اهواز بود. اگر افتخاری بود فقط بر سر نام اهواز بود. امید داریم این بار که پیشنهاد می دهیم حداقل سازمان  ورزش استان و مدیریت ارشد استان موزه فوتبال استان را بنا نهند. همان طور که به میراث فرهنگی  اهمیت می دهیم بیایم برای جاودانه کردن اسطوره های فوتبال اهواز نیز قدمی برداریم. تا غلام شیدایی ، نیکونام، منصور رشیدی فر ، کریم بوستانی، نوری خدایاری، لفته سه برادران ، فرزاد آهک پور، سیدابراهیم تهامی از یاد ها نروند.باید به نسل امروز یادآوری کنیم که روزگاری در فوتبال این شهر تعصب و غیرت و جوانمردی حرف اول را می زد. بیایید تا دیر نشده است جشنواره چهره های ماندگار در فوتبال اهواز را برپاکنیم.

صفر ایرانپاک:

اين ورزشكار در سال 1325 در شهر مسجد سليمان متولد شد و و اولين بار در سن 24 سالگي پيراهن باشگاه پرسپوليس را پوشيد. صفر ايرانپاك در سن 24 سالگي به پرسپوليس پيوست. ايرانپاك در دهه 40 و 50 خورشيدي در تيم ملي ايران عضويت داشت و در 30 بازي 14 گل براي ايران به ثمر رساند .او نقشي عمده در قهرماني تيم ملي فوتبال ايران در جام ملت هاي آسيا در سال 1972 داشت و گل او در بازي فينال مرحله مقدماتي المپيك مونيخ (در همان سال) مقابل كره شمالي به پيروزي ايران و صعود تيم فوتبال ايران به المپيك انجاميد.صفر ايرانپاك همچنين 12 بار در دربي پرسپوليس و تاج حضور داشت كه با به ثمر رساندن هفت گل ركورد دار گل زني در اين مسابقه سنتي و جنجالي محسوب مي شود.همچنين او در دربي هفتم (28 خرداد 1350) يكي از حساس ترين گل ها در تاريخ اين رويارويي را به ثمر رساند و با زدن گلي در دقيقه 90 پرسپوليس را از شكست نجات داد (نتيجه بازي: 1-1). صفر ايرانپاك در روز سيزدهم تيرماه سال 1359 و در دربي بيست و سوم (كه با تساوي بدون گل به پايان رسيد) از باشگاه پرسپوليس و فوتبال خداحافظي كرد. در آن بازي محراب شاهرخي هدايت پرسپوليس را بعهده داشت و غلامرضا فتح آبادي، محمود خوردبين، حميد درخشان از جمله بازيكناني بودند كه در كنار ايرانپاك به ميدان رفتند. صفر ايرانپاك در ساعات اوليه بامداد جمعه 30 ژانويه (11 بهمن) در بيمارستاني در شهر استكهلم پايتخت سوئد در اثر ابتلا به سرطان درگذشت.

 

ایرج سلیمانی:

ایرج سلیمانی سال 1325 در مسجدسلیمان به دنیا آمد و فوتبال خود را به طور رسمی از باشگاه شاهین اهواز آغاز کرد. سپس سال 1350 به پرسپولیس تهران پیوست و به تیم ملی فوتبال ایران راه یافت.
ایرج سلیمانی سهم بسزایی در 6 تایی شدن استقلال به سال 1352 داشت و در این بازی 2 بار توپ به خوبی روی پایش جفت و جور شد و از فاصله‌ی دور چنان به توپ ضربه زد که منصور رشیدی دروازه‌بان نگون‌بخت استقلال در این دیدار دست‌ها را به علامت تسلیم بالا برد. وی تا سال 1354 برای پرسپولیس در 115 مسابقه به میدان رفت و 3 بار با پرسپولیس قهرمان لیگ شد. سپس به تیم شهباز(شاهین) پیوست و پس از یک سال به عنوان سرمربی این تیم برگزیده شد.
سلیمانی بین سال‌های 1358 تا 1362 به عنوان دبیر ورزش در آموزش و پرورش لرستان مشغول خدمت بود. سال ١٣۵٨ با تیم لرستان در جام شهید اسپندی در تهران به مقام سوم کشور رسید و همراه تیم لرستان در جام آقاخان بنگلادش با سمت سرمربی حضور داشت. در این 4 سال سنگ تمام گذاشت و بازیکنان مستعد بسیاری به فوتبال لرستان معرفی نمود.
آخرین مسئولیت رسمی او در فوتبال ایران به سال ١٣۶2 باز می‌گردد که مربی تیم ملی امید کشورمان بود.ضمنا او مدت دو سال نیز سرمربی پرسپولیس مسجدسلیمان بوده است. 
به هر حال، پیمانه‌ی عمر او  در کرج لبریز شد. او که از مدت‌ها پیش دچار نارسایی کلیه بود پس از سال‌ها دست و پنجه نرم کردن با این بیماری مهلک، ناگهان بر اثر سکته‌ی مغزی جان به جان آفرین تسلیم کرد.

 

منصور رشیدی:

در نهم تیر ماه سال 1326 در شهر مسجد سلیمان نوزاد پسری دیده به جهان گشود و در دوران جوانی باعث افتخار فوتبال ایران و خوزستان به ویژه مسجد سلیمان شد.صحبت از منصور رشیدی این دروازبان افسانه ای و سابق (تاج)و استقلال ایران است.

رشیدی فوتبال را از مناطق نفت خیز مسجد سلیمان آغاز کرد و سپس به شاهین خرمشهر منتقل شد و در خرمشهر داشت تکامل می یافت که مسئولان (تاج آبادان)به سراغش رفتند تا رشیدی پیراهن آبی (تاج سابق آّبادان) را بر تن کند.رشیدی سپس راهی تهران شد در دیهیم تهران فوتبال خود را دنبال نمود.تا این که به (تاج تهران)یا همان استقلال فعلی منتقل گردید.در استقلال بود که بادروازبانانی چون ناصر حجازی‘حجت الله خاکسار تهرانی به رقابت پرداخت.این دروازبان استقلالی با پیراهن آّبی استقلال به افتخاران زیادی دست یافت.2 بار قهرمانی در جام تخت جمشید ‘ 3بار قهرمانی در جام میلز هندوستان‘قهرمانی در جام ملت های آسیا‘حضور المپیک در سال 1972 مونیخ ‘حضور در المپیک مونترال سال 1976 و خیلی افتخارات دیگر.....

خاطرات کوت عبداله

سال هایی که عمر انسان بودند عمر اجناس مادی بودند که انسان با چشم همان سال عمرش همه چیز دنیا را مورد مقیاس قرار می دهد به همین دلیل است که هر چه در ذهن ناخداگاه انباشته شود به همان صورت می مانند ونمی شود ان خاطرات را با تصاویر ومنحنی های هندسی زندگی جدید عوض کرد اب کارون در سیل سال های 1344 تا 1349 به یک باره بالا امد ومردم در انتظار بودند انگار یک فاجعه را حدس می زدند هرروز عصر یا هرروز صبح که از مدرسه صاحب به منزل می امدم با بقیه بچه ها روبه سوی کارون می گرفتیم وبه سرعت می دویدیم تا به کارون برسیم کارون ورم کرده بود وبا خودش هر چه بود می برد حتی ما جنازه دیدیم گاوه وگوسفند دیدیم که اب به سرعت روبه سوی خیلج فارس می برد مردم کم کم مساله را جدی گرفتند یک عده در پاسگاه کوت عبداله بست نشستند ویک عده هم روبه سوی شهر اهواز نهادند تا مساله را به گوش مسئولین برسانند اما وقتی به شهر امدند که شهری ها خود به سوی چاره ای بودند که اب در کنارهای شهر با توپ پر شاخ وشونه می کشید وانها مجبور شدند به سوی کوت عبداله برگردند وبه فکر چاره باشند مردم درمسجد جمع شدند وفکر ها را روی هم جمع کردند تا یک نتیجه بگیرند در این مساله کدخدا با کمک روحانی محل به بازاری ها گفتند باید گونی جمع کنند وبا جدیت مردم وبازاری ها گونی ها را درمسجد جمع می کردند وشب اخری که سدهای محلی شکسته شد من هم بامردم درکنار سد محلی گونی خاک پر می کردم وجوانان با جدیت کار می کردند واب را می خواستند مهار کنند که اب هر لحظه هجوم می اورد ومردم عقب نشینی می کردند نزدیکی های صبح بودکه اب سدخاکی وگونی ها را درهم شکست وما پا به فرار گذاشتیم مردم هرچه داشته اند به بالای پشت بام برده بودند مثل اینکه می دانستند اب خواهد امد واب امد همه جا را گرفت تمام کوچه وبازار کوت عبداله تا قبرستان سد جنگیه شکسته شدمردم را وحشت گرفت تا فردا ودو روز بعد همچنان اب بالا وبالا می امد  مردم نا امید قایق ها را کرایه می کردند وبه سوی شهر اهواز می رفتند یک روز من وپدرم به سوی شهر حرکت کردیم از کنار پاسگاه سواربلم  شدیم وبا چند نفر دیگر حرکت کردیم جاده ای معلو نبود درواقع از توی خیاط خانه ما به اب زدیم اما توی خانه سنگ گذاشته بودیم گفش هایمان دستمان بود حتی سوار قایق که شدیم گفش ها را به پا نکرده بودیم از گاومیش اباد که رد می شدیم ناگفته نماند که هر کسی به شهر می رفت باید صبح می رفت وظهر بر می گشت چون عصر دیگه بلمی نبود مدسه ها ودبیرستان ها تعطیل شده بودند گاومیش ها در اب بازی می کردند وسرمست ازاب زیادی بودند اما خانه ها را اب گرفته بود به کارخانه نساجی که رسیدیم اب همه ان را دربر گفته بود وکار خوابیده بود کم کم به شهر رسیدیم تما خیابان های اخر اسفالت که منتهی به چهار راه زند بود اب نفوذ کرده بودشهر زیر اب رفته بود وهلیکپوتر (بال گردان)نا ن وخرم برای مردم فرو می انداخت واین پرتاب گاهی توی ساختمان ها بر خورد می کرد شیشه ها را می شکست هوا سد شده بود ومردم نان نداشتند هر یک ساعتی خودروهای ارتشی که شاسی بلند بودند از راه استیش وکواترا (منازل شرکت نفت درچند کیلو متری کوت عبداله به سمت ابادان ) که منازل شرکتی ها بودمی امدند البته دوروز اول همه جا که نگاه می کردی اب بود بعداز دوروز کم کم اب که کمی فروکش نموده بود خود روهای ارتشی توانستند اذوقه به کوت عبداله جنگیه  کوت سید صالح اوردند اب لوله کشی که نبود مردم خیالشان را حت بود اما اب الوده بود چون بعداز مدتی عده ای بر اثر همین اب زیادی مریض شده بودند برق رفته بود ومردم بدون برق با چراغ های نفتی خانه خود را روشن می کردند اب زیادی اتحادمردم را بیشتر کرد دران زمان روشنفکران از هر قشری  به همراه کدخدا در مسجد جمع می شدند به همرا همه اعتراض به عمل کرد مسئولین که همه چیز را دراختیار داشتند به مردم نرسیدند وچرا وچرا ها بود که کسی جواب گو نبود مردم باهمیاری وهمکاری خود مشغول پاک سازی گل وپس مانده های اب زیادی بعداز یک هفته که اب از سطح خیابان وکوچه های کوت عبداله شروغ شد بعداز اب زیادی یک رودخانه دیگری نزدیک کوت عبداله به طول چهل تا پنجاه کیلومتر وبه عرض دو سه هزار متر درست شده وان رودخانه به شط کویت در کوت عبداله معروف شد وباید دراخر این قسمت گفت امروز با امادگی تما دستگاه ها وبا برکت دهها سد نه اینکه اب زیادی دیگر خوابی برای سودجویان همه رقمی شده بلکه کارون دارد به جویی اب تبدیل شده است وجایی دراینده برای بساز به فروشان یا مسکن مهر خواهد شد.

پيامد هاي حذف سه ميليون ونيم سر پرست خانواده  از گردونه يارانه ها

در خبرها شنيديم كه سه ميليون ونيم از كساني كه يارانه مي گيرند قرار است يارانه هايشان حذف شود. اگر با خانواده ها يشان به حساب بيايند نزديك به بيست ميليون نفر مي شوند.  در این میان  مردمي كه يكسال روزگار با اين درآمد زندگي كردند و با كمك حقوق خود توانسته اند يك زندگي آبرومند را ادامه دهند آيا بيست ميليون را از چرخه يارانه ها خارج كنيم كار درستی است؟ شاید این تصمیم علیرغم میل باطنی دولت صورت گرفته است. حذف یارانه سرپرست یک خانوار می تواند تبعات اجتماعی ناخوشایندی به دنبال داشته باشد. چرا که سرپرست خانوار  طبق قانون هیچ تعهدی در قبال افراد بالای 20 سال تحت تکفل خود ندارد و در این خصوص نیز خانواده ها آسیب پذیر خواهند شد. به نظر می رسد با توجه به گرانی افسار گسیخته در خوزستان بویژه اهواز می بایست ضمن کنترل اقلام و کالاها ، بسته های حمایتی ویژه ای در صورت حذف یارانه عده ای از خانوارها داشته باشند.

گذری کوتاه بر فوتبال خوزستان از اوج تا قهقرا

مردم این روزها  می پرسند فوتبال خوزستان را چه شده است؟ با آنکه میلیاردها تومان هزینه این رشته های مختلف ورزشی می شود اما تناسبی با نتایج بدست آمده مشاهده نشده است. فوتبال خوزستان که در سال های نه چندان دور حرف اول را در کشور می زد اما هم اکنون در ميان بسیاری از ورزش های استان با وجود هزینه های چندبرابر آن موقع اما نتایج ناامیدکننده ای برای استان به ارمغان آورده  مگر در رشته های معدود . براستی چه بر سر فوتبال خوزستان آمده است که روزگاری حریفان آرزوی تساوی گرفتن در جهنم اهواز را می کردند اما در حال حاضر براحتی در خانه خود تن به شکست می دهند؟! مسئولان در این زمینه باید پاسخگو باشند. نبايد از ياد نسل جديد ورزش مخصوصا فوتبال خوزستان برود كه كلاني ها، مظلومي ها، حلوايي ها، برزگری ها ،مهراب شاهرخي ها، دهداري ها، ساليا، كريم بوستاني،ایرانپاک ها ، ایرج سلیمانی ها ، غلامپور شهنی ها  و رشيدي ها ، و خيلي از مردان قوي و با تعصب بودند كه مردانه براي دفاع از حیثیت فوتبال  خوزستان در ميدان هاي ورزشي مي جنگيدند و امتياز مي اوردند. مردم دهه 50 تا 60 هنوز به ياد دارند كه حداقل از يازده مرد تيم ملي فوتبال كشورمان هفت تاي آنان خوزستاني بودند ابراهیم قاسمپور، محمد صادقي، حسن  نظري و... . همچنین بايد از تيم هاي خوب دهه 50 تا 60 هم يادي كرد صنعت نفت ، نيرو، ، استقلال مسجدسلیمان  وتيم هاي ديگري كه چون درخت هاي تنومندي بودند كه بر اثر عدم مديريت  باشگاه هايشان مانند درخت لرزاني شدند كه با هر بادي درميدان مسابقات فرو مي ريزند وشاخه هايشان شكسته مي شود .مردم از خود سوال مي كنند چرا هنوز خوزستان يك استاديوم مدرن ندارد.

 

راه آهن را از میان شهر خارج و یا از آن استفاده کنید

با توجه به گسترش روزافزون سطح شهر اهواز مخصوصا شرق اهواز بتدریج شاهد خواهیم بود از طرف کوت عبداله شهر تا چند سال آینده به شهر شادگان وصل خواهد شد. از طرف چهار شهر هم بعد از شهرک های نفت آغاجری ،  حفاری مطمئن باشیم که شهر تا برومی که در آنجا گورستان فردوس است متصل خواهد شد. امروز اگر به شهرهای مختلف کشورمان نظری بیافکنیم تقریبا هشتاد درصد از این شهر ها مشاغل  مزاحم را به خارج از شهر انتقال دادند مانند همین ترمینال زاگرس که در نزدیکی های کوی ملت نیمه کار ساخته شده و هنوز در دست اقدام می باشد یا همین کار خوبی که شهر داری نموده است وترمینال شرق را به سه راه تپه از چند سال پیش انتقال داده است.یکی دیگر از معضلات شهر اهواز وجود راه آهن ( ایستگاه کارون) است که از رودخانه کارون شروع و تا سه راه صنایع فولاد امتداد دارد که لزوم انتقال آن را از شهر اهواز ده بار به مسئولان گوشزد شده است. اما متاسفانه عزم برای انتقال آن در شهر اهواز وجود ندارد. شهرداری اهواز می تواند از زمین های اطراف راه آهن استفاده بهینه تری ببرد.پیشنهاد می شود در جهت بهبود حمل و نقل عمومی در اهواز از قطار ریلی و شهری استفاده شود تا از خط راه آهن که از میان شهر می گذرد استفاده لازم را ببریم. همچنین خط راه آهن بالاتر از کوی زرگان نیز با اینکه پل روگذر آن احداث شده است اما هنوز مورد بهره برداری کامل قرار نگرفته است. مسئولان راه آهن جنوب باید در این زمینه هر چه سریعتر تعیین تکلیف کنند چرا که ضمن هدر رفتن منابع عمومی، هرساله شهروندان برای عبور از ریل راه آهن دچار حادثه می شوند.

نقش حیاتی شرکت خدمات ترابری و پشتیبانی نفت در تولید و صیانت نفت

یکی از مهم ترین خدمات در راستای اهداف اقتصادی هر دولتی مهیا کردن بستر سازندگی در راه این اهداف اقتصادی می باشد و باید گفت از جمله راه های مواصلاتی هر کشوری که در کوتاه ترین حدفاصله در خط مشترک زمان باشد در آن کشور چشم انداز سالم و اقتصادپویا به طور صحیحی نمایانگر می شود.بعد از لزوم توسعه راه های ارتباطی باید نقش مهمی  را هم برای ترابری هر کشور بدون تردید قائل شد. در کشور ما مهم ترین منبع درآمد ارزی نفت است که در عمده آن در جنوب و در مناطق نفتخیز قابل استحصال می باشد. بی تردید در مناطق نفتخیز ترابری حرف اول را در سده اخیر  مناطق نفت خیز می زندسخن از اهمیت و جایگاه  شرکت خدمات ترابری وپشتیبانی نفت است.  این شرکت از توانایی هایی بالایی برخوردار است. باید توجه داشت در این چند سال اخیر و در دو سه سال آینده وضعیت شرکت ترابری از نظر مدیریتی به سوی جوانگرایی پیش رفته است. این شرکت با توجه به آمدن مدیرجوان و فداکاری بنام مهندس کمالی که جوان با استعدادی است برنامه هایی برای هر چه بیشتر خدمات دهی به شرکت مناطق نفت خیز در نظر دارد. حیطه ماموریت این شرکت از گستردگی های در حوزه فوق برنامه تخصصی وتکنیکی و فنی برخوردار است.امید می رود مدیریت جوان این شرکت این مهم را هم فراموش نکند که در حین جوانگرایی از تجارب گرانبهای پرسنل باتجربه و باسابقه نیز استفاده لازم را ببرد. در پایان پیشنهاد می شود درخصوص استخدام و یا جایگزین نمودن فرزندان کارکنان باتجربه و بازنشسته در این شرکت نیز تمهیداتی اندیشیده شود. چرا که این دسته از کارکنان در بحبوحه انقلاب اسلامی ، دفاع مقدس ، بازسازی  و سازندگی  وفاداری و سختکوشی خود را به نظام و کشور به اثبات رساندند و حال این انتظار کوچکی ست که فزرندان تحصیلکرده آنان راه آنان را ادامه دهند.   در پایان باید از مدیریت جوان و خوش فکر بنام مهندس کمالی حمایت کرد تا بتواند شرکت ترابری را به  اهدافش برساند. گفتنی ست در گذشته مدیران در خصوص استخدام فرزندان کارکنان و بازنشستگان وعده هایی داده بودند که هیچگاه به طور کامل صبغه عمل به خود نگرفت. امید است در دوران این مدیر دلسوز این مهم تحقق یابد.

یک پیشنهاد به شهردار اهواز

از چهار راه نادری به طرف پل سیاه پیاده راه افتادم همهمه وشلوغی بی داد می کرد خیابان های فرعی از یک بی نظمی در اثر بسته شدن خیابان نادری حکایت می کردند به علاوه ازدحام خودروهای مسافر کشی مزید برعلت ترافیکی شده بود. از چهار راه امام گذشتم ایستگاه های منبع آب و حصیرآباد هم در این جاده با تنگی جا در خیابان شرقی کاوه روبه رو و گله مند هستند که گویا این مشکل نه به امروز و دیروز، بلکه به زمان قبل از انقلاب برمی گشته و اکنون با افزایش خودروها و جمعیت این مشکل حادتر شده است. کم کم از کتاب فروشی جعفری رد شدم یادش بخیر یک روزی کتاب فروشی جعفری در سال های 1356 الی 1357 پر از رفت وامدهای روشنفکرانه آن دوره بود با کتاب های قطور که ما را به مقصد انقلابی بزرگ هدایت می کرد.

همچنان به راه خود ادامه دادم تا به نزدیکی های پل سیاه رسیدم و در طول مسیر مدام به عرض پیاده رو نگاه می کردم و سعی می کردم با دقت ولی به طور تقریبی متراژ این پیاده روها را محاسبه کنم که حدود 12 متری در دو طرف شرقی و غربی می شدند. با خود تصور کردم که اگر از هر طرف حتی 2 متر را به عرض خیابان 30 متری بیافزایند شاهد کاهش بار ترافیکی فراوانی از مرکز شهر خواهیم شد و همچنین دیگر شاهد سد معبری که به وسیله کسبه بوجود می آید نخواهیم بود. در پایان به شهردار اهواز پیشنهاد می کنیم که برای حل معضل خیابان 30 متری این کلانشهر که متاسفانه اغلب اوقات شاهد پارک خودروها در 2 طرف آن می باشیم و از طرف دیگر ساماندهی آنها بدلیل کمبود پارکینگ در مرکز شهر مشکل ساز شده است به فکر تعریض این خیابان اصلی مرکز شهر باشد، تا شاید بخشی از مشکلات ترافیکی مرتفع شود.

مردم را دعوت به کلاس های اشنایی با قوانین های شهری کنید

چند روز پیش از طرف پیچ میدان به سمت حصیر اباد پیاده می رفتم که سر پیچ خیابان لیاقت شاهد یک تصادف شدم این تصادف یک ترافیکی به وجو ه اورد بودکه چشمتان روز بد نبیند هردو خودرو از جلو به بغل همدیگر زده بودند هرچه مردم می گفتند که خسارت کمی دیده اید انها به جز با امدن پلیس راهنمایی ورانندگی  رضایت نمی دادند دراین اثنا مامور امد با راهنمایی انانرا به بیرون از جاده هدایت کرد بنده با مامور گفتگو نمودم که مگر قانون این نیست اگر خسارت کمتر از یک میلیون وپانصد هزار لازم نیست که منتظر مامور باشند انان می توانند به بیمه ها مراجعه نمایند وکارشناسان بیمه تامین می کنند که چقدر خسارت دیده اند واز همه مهم تر مگر کوپن ندارند چرا مردم عزیز ما به این نکته توجه نمی کنند وقتی کوپن در بغل دارید چرا خود را رنج می دهید این گونه تصادفات هستند که در مرکز شهر ها ترافیک به وجود می اورند ما نه باید همه مسولین شهر را هم مقصر بدانیم وقتی ما نخواهیم مفاهیم قانون هر مساله ای را بدانیم ویا به صورت کتاب چهای در خود روی خودما داشته باشیم وبرای گذر وقت هم که شده نگاهی به این گونه قانون ها بیاندازیم چه فایده دارد که قانون وصف کنیم دراین جا باید به سازمان بیمه وسازما ترافیک خوده گرفته که چرا تبلیغات برای دانستن قانون دراین مساله کوتاهی شده ومی شود صدها بار گفتیم ومی گویم چرا صدا وسیمای خوزستان میزگرد سمینار ویا اموزش های این قوانین را به مردم نشان نمی دهند شما حساب کنید از پل سیاه درهمین اهواز خودمان تا سی متری پنج تا چهار ایستگاه خیابان های فرعی وجود دارد که مهم ترین انها سقا خانه است همه این ها ترمزهای مهمی برای ارامش وکاهش استرس های عصبی می باشند مردم با این خیابانهای به مانند کوچه دراهواز چه باید بکنند جوابش در خود رفتارهای خود مردم است بعد مسئولین می باشد سازمان ترافیک باهمکاری بیمه وپلیس راهنمایی ورانندگی قانون ها را به صورت تابلو های بنر مانند به صورت چاپ رنگی در خیابان وبازار پخش کنند در اخر از مسئولین دلسوز شهر اهواز می خواهیم که تکلیف خیابان لیاقت در عامری با زیر گذر پل خاکی که به مانند اثار باستانی نمودار خاص وعام شده است را روشن کنند همه نقد ها همه گفته ها همه انتقادها ووهمه برای سازندگی است سازندگی شهر پر از کمبودها ونارسایی هایی مانند شهر اهواز می باشد امید داریم مردم خود تشنه ودوطلب اموزش ویاد گرفتن قانون ها باشند دراین جا از مسئولین شهری تقاضا می شود درهر کوی برزن کلاس هایی در جهت در یافت صحیح قانون از طرف شهروند بشود مردم را به کلاس های قانون دعوت کنید وقانون های مختلف شهر را برایشا ن بگوید  افتتاح مرکز کنترل و هماهنگی عملیات امداد و نجات در اهواز.

لزوم گذشته نگري و آينده نگري مدیران

مدير با درايت و مدّبر كسي است كه از تجارب گذشتگان كه منبع ارزشمند علم و تجربه هستند درس بياموزد و آن را همچون چراغ، فرا راه حركت آينده خويش قرار دهد. زيرا كمترحادثه‌اي را مي‌توان در زندگي بشر امروز يافت كه نمونه‌هايي از آن در گذشته، اتفاق نيفتاده باشد و به قول مولاي متقيان، امام علي (ع)  روزگار در مورد بازماندگان همانطور جريان پيدا مي‌كند كه در مورد گذشتگان جريان داشت. لذا سیر و مطالعه در احوال گذشتگان خاصه برای مدیران و مسئولان  و عبرت آموزي از سرنوشت آنان، بهترين وسيله براي حركت در آينده است.از سوي ديگر، هدف اصلي از مطالعه و تأمل در گذشتگان واستفاده از تجارب دیگران، عبرت آموزي براي آينده است زيرا اگر تاريخ گذشتگان را بخوانيم و از زيبايي‌هاي آن در زندگي آينده خويش بهره نگيريم ، كاري لغو و بيهوده انجام داده‌ايم، بنابراين مديري موفق است كه از تجارب گذشتگان براي حركت آينده خويش استفاده نمايد و براي لحظه لحظه حركتش در آينده برنامه ريزي نمايد. یکی دیگر از ملزومات مدیران آگاهی آنان از علم روانشناسی و رفتار شناسی است. در آموزه های دینی ما نیز آمده است که مومنان کسانی هستند که آینده خویش را می شناسند.

 

بازار جمعه کتاب را راه اندازی کنید

در زمینه فرهنگ سازی در اهواز باید یک حرکت جهادی صورت گیرد. این مهم مسیر نمی شود  جز با همکاری تمام ارکان های فرهنگی و ارگان های دیگر در اهواز و استان. اگر خوب نگاه کنیم بازار های جمعه کم و بیش کارایی خود را به اثبات رسانده اند.در همین زمینه پیشنهاد می شود شهرداری اهواز با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اقدام به راه اندازی بازار جمعه کتاب کنند. در این بازار سعی شود فقط کتاب های قدیمی و مورد نیاز دانشجویان و پژوهشگران و اهل کتاب عرضه و به فروش برسد. از فواید این اقدام این است که از گرانی کتاب نیز تا حدودی جلوگیری می شود. از شهروندان اهوازی نیز تقاضا می شود کتاب هایی که مورد مطالعه قرار داده اند را به فروشندگان این بازار ارائه دهند تا دیگران که مشتاق خواندن این کتاب های خاص هستند نیز استفاده لازم را ببرند. ضمن اینکه این اقدام باعث فرهنگ سازی در جهت ترویج کتابخوانی در میان جوانان خواهد شد.

روشنایی خیابان ها با انرژی خورشیدی

اگر در شهر اهواز گردش نمایم ودر خصوص روشنایی خیابان ها کنجکاو باشیم خواهیم دید که اکثر خیابان های اهواز به علت عدم روشنایی کافی می تواند میدان نبردی بین کسانی که می خواهند قاب زنی کنند یا می خواهند خانه ای را لخت کنند با شهروندانی که می خواهند با امنیت خاطر در خیابان های شهر عبورومرور نمایند  بهترین موقعیت می باشد واز همه مهمتر برای معتادان وبیکاران هم جایی خوب می باشند ما باید برای هم کم مصرف کردن انرزی وهم هم این که روشنایی کافی برای شهرمان داشته باشیم از چراغ هایی که روز با انرژی خورشیدی نیرو می گیرند وشب روشنایی از خود تولید می کنند استفاده کنیم ما اگر از این گونه چراغ ها که با انرزی خورشیدی حتی درخانه هایما استفاده کنیم ازنظر مصرف برق به جرائت می توان گفت از 16 در صدی که اخیر سازمان برق خوزستان درمصرف کاهش برق خبر دادباز در صد مصرف برق پایین تر می اید واز نظر یارانه هابه مردم باید اموزش داد که در خوزستان انرزی خورشید ی انقدر زیاد وخدادادی است که می توان  از موتور برق خورشیدی که تازه دربازار ها رواج کما بیش رایج شده استفاده کنند این مساله در تمام محله ها کوی وبرن شهر اهواز صدق می نماید یکی از مهمترین امتیازات انرژی در خوزستان نسبت به شهر های دیگر کشورمان همین انرژی خورشیدی است به راستی چرا از وزات صنایع ومعادن وبا همکاری دیگر ارگان ها مولد انرژی برق کعه از طریق انرزی خورشیدی ست را تولید نمی نمایم.

سلامت شهروندان اهوازی در تيررس اشعه‌هاي خطرناک

عبدالرضا سلیمانی زاده: این روزها اگر از برخی از مناطق اهواز عبور کنی مشاهده می کنی که در حیاط برخی از خانه ها دکل و آنتن های مخابرانی نصب شده است که می تواند برای سلامتی شهروندان خطراتی را به  همراه اورد. نصب دکل‌هاي مخابراتي، دغدغه تازه اي نيست و سالها است کارشناسان شهري از تاثيرات آن بر سلامت شهروندان ابراز نگراني مي‌کنند. این در حالی است که در کشورهاي پيشرفته حتي بر زاويه تابش اين آنتن‌ها تاکيد دارند.حتی  شنيده مي‌شود  آنتن‌هايي با تشعشع 50 وات هم نصب شده است که اغلب کنار خانه‌ها و داخل حيات منازل و محل‌هاي پرتردد اين دکل‌ها قرار دارد و براي اطرافيان به لحاظ ابتلا به بيماري هايي مانند سرطان بسيار خطرناک است.دیده شده است  در یکی از مناطق اهواز در يک حياط 30 متري آنتن و دکل مخابراتي نصب شده است. شهروندان بايد بدانند ميزان عوارض منفي که از نصب دکل‌هاي موبايل نصيب آنها مي‌شود در برابر درآمدي که کسب مي‌کنند بسيار بالاتر است. اين موضوع نياز به هشدار و همکاري همگاني دارد .با وجودي که ناچار به استفاده از اين آنتنها هستيم اما مکان نصب اين آنتنها بايد به گونه اي باشد که اثرات سوء آنها به حداقل برسد. افزايش آمار ناباروري در کشور می تواند نتيجه امواج راديويي تلويزيوني، تلفن، موبايل و در کل شعاع تابشي امواج گوناگون باشد.